برگردان به زبان ساده
چون خلیل الله آن امام کرام
یافت از حق مواید انعام
هوش مصنوعی: چون حضرت ابراهیم، خلیل خدا، امام بزرگواران را به لطف و نعمتهای الهی یافت.
افسر دولتش نهاد به سر
خلعت خلتش فکند به بر
هوش مصنوعی: یک مقام برجسته دولتی تاج و لباس مخصوص خویش را بر سر گذاشت و این لباس را بر دوش خود انداخت.
شد پی رهروان صاحبدل
بر دل پاک او صحف نازل
هوش مصنوعی: دل پاک او چون آینهای روشن، در مسیر دلباختگان، شاهد پدیدار شدن فرامین و نشانههای الهی است.
کثرت مالش از عدد بگذشت
رمه و گله اش ز حد بگذشت
هوش مصنوعی: ثروت او به حدی زیاد شده که دیگر قابل شمارش نیست و تعداد گوسفندها و دامهایش از حد فراتر رفته است.
کوه و در پر مواشی نعمش
شهر و ده پر حواشی خدمش
هوش مصنوعی: کوه و دشت پر از جانوران، نعمتهایش مانند شهر و روستا است که اطرافش پر از خدمات و مزایای فراوان است.
لیک با این همه نمی آسود
پی کسب رضای حق می بود
هوش مصنوعی: با وجود تمام این مسائل، او در تلاش بود تا رضایت خداوند را جلب کند و آسودگی خاطر نداشت.
روز بودی به شغل مهمانی
شب در اندیشه خدا خوانی
هوش مصنوعی: در روز به کار مهمانی مشغول هستی و شب در فکر ذکر و یاد خداوند.
در مقام مجاهدت قایم
در عبادت قدم زدی دایم
هوش مصنوعی: در تلاش و کوشش برای عبادت همیشه به پا میافتی و ادامه میدهی.
حال او را چو قدسیان دیدند
جز به میزان ظن نسنجیدند
هوش مصنوعی: آنها حال او را مانند حال فرشتگان مشاهده کردند و فقط با ظن خود آن را سنجیدند.
می ز پیمانه گمان خوردند
ظن به حال وی آنچنان بردند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نوشیدن می از پیمانه باعث شده است که برخی درباره حال و وضعیت او نگرانی و گمانهای ناخوشایند داشته باشند. آنها به طور نادرست تصور کردهاند که او در حالتی نامناسب است.
کان همه جد و جهد دمبدمش
نیست جز در مقابل نعمش
هوش مصنوعی: تمام تلاش و کوشش او فقط در برابر نعمتها و نعمتهایش است.
عشق نعمت زده ست ره بر وی
عشق منعم نبرده سویی پی
هوش مصنوعی: عشق به من هدیهای داده است که مرا به سوی خود میکشاند، اما در عین حال، محبت و بخشش آن به سمت من نمیآید.
عشق فعلیست آن و اسمایی
نیست از عشق ذات شیدایی
هوش مصنوعی: عشق یک عمل و فعالیت است، نه صرفاً نام و یا صفتی؛ و این عشق ذاتاً به شیدایی و شور و شوق مربوط میشود.
عشق کان منتشی نه از ذات است
هدف تیرهای آفات است
هوش مصنوعی: عشق واقعی از ذات و ماهیت درون انسان سر نمیزند و هدف تیرهای مشکلات و آسیبهاست.
فعل معشوق وصف او به مثل
چون به اضداد خود شوند بدل
هوش مصنوعی: وقتی که محبوب رفتار و ویژگیهای خود را به چیزهای متضاد و مخالف نسبت دهد، توصیف او نیز دگرگون میشود.
عاشقان را فسرده گردد دل
گرمی عشقشان شود زایل
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی عشقشان کمرنگ میشود، دلشان ناراحت و بیرمق میشود.
ور بود عشق منبعث از ذات
باشد آن عشق را بقا و ثبات
هوش مصنوعی: اگر عشق از وجود و هستی خود شخص به وجود آمده باشد، آن عشق پایدار و ماندگار خواهد بود.
ذات با هر صفت شود پیدا
عاشق از عشق آن بود شیدا
هوش مصنوعی: هر انسانی با صفات خود شناخته میشود و عاشق واقعی به خاطر عشقش همیشه مجذوب و سرشار از شوق و حیات است.
گر رضا باشد آن صفت ور قهر
جان عاشق ز هر دو یابد بهر
هوش مصنوعی: اگر رضا باشد، آن صفت (خوی) خوب است و اگر خشم باشد، جان عاشق از هر دو حال به یک اندازه بهرهمند میشود.