برگردان به زبان ساده
یافت ناگاه آن حکیمک راه
پیش جمعی از اولیاء الله
هوش مصنوعی: ناگهان آن عارف راه را در میان جمعی از مردان خدا پیدا کرد.
فصل دی بود و منقلی آتش
شعله می زد میان ایشان خوش
هوش مصنوعی: در فصل دی، آتشی در منقل میافروخت که گرمابخش و دلانگیز بود و در میان آن جماعت، فضایی خوشایند به وجود آورده بود.
شد بتقریب آتش و منقل
از خلیل بری ز نقص و خلل
هوش مصنوعی: آتش و منقل به هم نزدیک شدند و از خلیل، که نماد کمال و بینقصی است، دوری جستند.
ذکر آن قصه کهن به تمام
که بر او نار گشت برد و سلام
هوش مصنوعی: داستان قدیمی که بر او حادثهای سخت گذشت و با سلام و احترام به آن یاد میشود.
آن حکیمک ز جهل و استنکار
گفت بالطبع محرق آمد نار
هوش مصنوعی: آن دانشمند که به دلیل نادانی و انکار حقیقت صحبت میکرد، گفت که آتش به طور طبیعی سوزاننده است.
آنچه بالطبع محرق است کجا
گردد از مقتضای طبع جدا
هوش مصنوعی: چیزهایی که به طور طبیعی در حال سوختن و از بین رفتن هستند، چگونه میتوانند از ویژگیها و خواص طبیعی خود جدا شوند؟
یکی از حاضران ز غیرت دین
گفت هین دامنت بیار و ببین
هوش مصنوعی: یکی از حاضران با غیرت دینی گفت: "بیا و دامن خود را بیاور تا ببینی."
منقل آتشین به دامان ریخت
آتش خجلتش ز جان انگیخت
هوش مصنوعی: منقل آتشین بر روی دامانش آتش ریخت و این باعث شد که شرم او از دلش بیرون بیاید.
گفت در کن میان آتش دست
هیچ گرمی ببین در آتش هست
هوش مصنوعی: گفت در وسط آتش بایست و ببین که آیا دست کسی گرم میشود یا نه. در واقع، وجود آتش نشاندهندهٔ گرما و حرارت است.
چون نه دستش بسوخت نی دامن
شد ازان جهل او بر او روشن
هوش مصنوعی: اگر انسان نتواند به درستی از دانش و آگاهی خود استفاده کند، دامنش (آبرو و اعتبارش) در معرض خطر خواهد بود و از همین جهل، روشنایی و آگاهی بر او تابیده نمیشود.
طبع را هم مسخر حق دید
جانش از تیرگی جهل رهید
هوش مصنوعی: طبیعت انسان تحت تاثیر و تسلط خداوند است و به همین خاطر، روح او از تاریکی جهل آزاد میشود.
اگر آن علم او یقین بودی
قصه او کی اینچنین بودی
هوش مصنوعی: اگر آن دانش او حقیقت داشت، داستان او به این شکل نمیبود.
علم کامد یقین ز بیم زوال
به یقین ایمن است در همه حال
هوش مصنوعی: دانش در صورتی کامل میشود که از ترس زوال و نابودی آن، ایمنی و اطمینان حاصل شود و این اطمینان همیشه و در هر شرایطی برقرار است.