برگردان به زبان ساده
هوشمندی بدید مجنون را
آن ز فرمان عقل بیرون را
هوش مصنوعی: هوش و درک مجنون به گونهای است که از دستورات عقل و منطق خارج شده است.
گه به ویرانه ای همی گردید
گریه می کرد و زار می نالید
هوش مصنوعی: او گاهی به خرابهای میرفت و با صدای بلند و اشکریزان به lament و گریه می پرداخت.
گاه چون سایه با زمین هموار
اوفتادی به پای هر دیوار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات مانند سایهای که به زمین میافتد، در کنار هر دیواری قرار میگیری.
گه فکندی چو آفتاب سپهر
خویشتن را به صحنش از سر مهر
هوش مصنوعی: گاهی همچون آفتاب در آسمان، با محبت خود را در معرض دعوت و محبت دیگران قرار میدهی.
گه به مژگانش آستان رفتی
چون سگان سر بر آستان خفتی
هوش مصنوعی: گاهی با مژگانش به آستان او نزدیک میشدی، مانند سگی که بر آستان دراز کشیده است.
گفت با او حریف فرزانه
که تو را این همه بدین خانه
هوش مصنوعی: گفت دوست با آن فرد دانا که تو این همه در این مکان چرا هستی؟
مهر ورزی و چاپلوسی چیست
خاکروبی و خاکبوسی چیست
هوش مصنوعی: محبت کردن و تملق گفتن چه تفاوتی دارد و چگونه میتوان به جای این رفتارها، به دلی پاک و بیریا نزدیک شد؟
نیست نقش بتی به دیوارش
چه بری سجده بر همن وارش
هوش مصنوعی: هیچ تصویری بر دیوار ندارد، پس چرا باید در برابر همتایش سجده کرد؟
از خس و خار او چه می جویی
زان نرسته گلی چه می بویی
هوش مصنوعی: از این علفهای بیارزش چه انتظاری داری؟ وقتی که گلی رشد نکرده است، چه عطر و بویی میتوانی از آن انتظار داشته باشی؟
گفت خامش که این مقام کسیست
که به هر موی من ازو هوسیست
هوش مصنوعی: گفت سکوت کن، زیرا این جایگاه، مخصوص کسی است که به هر یک از موهایم، آرزویی وابسته است.
قصه کوته نشیمن لیلی ست
که ز هر ذره ام به او میلیست
هوش مصنوعی: داستانی است از لیلی که در هر ذرهای از وجودم، تمایل و کششی به سوی او دارم.
نیست اینجا گشاده هیچ دری
که نبوده بر آن درش گذری
هوش مصنوعی: در اینجا هیچ دری نیست که باز باشد و بر آن در، هیچکس گذری نداشته باشد.
نیست اینجا ستاده دیواری
که به پشتش نسوده یکباری
هوش مصنوعی: در اینجا دیواری وجود ندارد که کسی به آن تکیه داده باشد.
نیست اینجا ز گل دمیده خسی
که نه دامن بر آن کشیده بسی
هوش مصنوعی: این جا گلی روییده نیست که کسی به آن دست نزنیده باشد و مورد توجه قرار نگرفته باشد.
هر چه من می کنم به بوی ویست
اضطرابی ز آرزوی ویست
هوش مصنوعی: هر کاری که انجام میدهم، به خاطر یاد تو دچار اضطراب و بیقراری هستم. آرزوی تو همیشه در ذهنم است.
عشقبازی به منزل یاران
نیست جز شیوه وفاداران
هوش مصنوعی: عشق ورزی و محبت کردن در جمع دوستان و یاران، خاصیتی است که فقط برای وفاداران و پابرجاهاست.
سنگدل آن که چون به منزل یار
بگذرد نگذرد ز هوش و قرار
هوش مصنوعی: سنگدل کسی است که وقتی به محل محبوبش میرسد، نمیتواند از فکر و آرامش خود فاصله بگیرد و تحت تأثیر قرار نمیگیرد.
بی قراری و بیخودی نکند
ترک سامان و بخردی نکند
هوش مصنوعی: دیوانگی و بیقراری باعث نمیشود که شخصی هنجارها و زیباییهای زندگی را رها کند و از عقل و خرد خود دور شود.
نکند داستان شوق آغاز
با در و بام او نگوید راز
هوش مصنوعی: شاید داستان عشق او را با در و دیوارش در میان بگذارد و رازی را فاش کند.