برگردان به زبان ساده
شاعری در سخنوری ساحر
در فن مدح گستری ماهر
هوش مصنوعی: شاعر در هنر سخنوری مانند جادوگری ماهر است که در ستایش و تمجید از دیگران چیرهدست و خبره عمل میکند.
بهر شاهی لوای مدح افراخت
پر صنایع قصیده ای پرداخت
هوش مصنوعی: برای پادشاهی، پرچم ستایش را برافراشت و شعر بلندی با انواع هنرهای شاعرانه سرود.
مدح شاهان به عقل و شرع رواست
زانکه شاهند و شاه ظل خداست
هوش مصنوعی: ستایش پادشاهان بر اساس عقل و اصول دینی جایز است، زیرا آنها پادشاه هستند و نماینده اراده خدا بر زمین به شمار میآیند.
هست عاید به نزد صاحبدل
مدحت ظل به مدح صاحب ظل
هوش مصنوعی: در نزد افرادی که دارای دل و صفای درونی هستند، فوائد و برکات تنها به ستایش از افرادی میرسد که خود در مقام بلندتری قرار دارند.
برد روزی یکی نکو خوان را
که رساند به عرض شاه آن را
هوش مصنوعی: روزی یکی از خوانندگان خوش صدا به درگاه شاه رسید و در مقابل او به زیبایی خواند.
نظم را حسن صوت می باید
تا ازان حسن او بیفزاید
هوش مصنوعی: نظم و ترتیب باید دارای صدای زیبا باشد تا از زیبایی آن افزوده شود.
پای تا سر قصیده را برخواند
حرف حرفش به سمع شاه رساند
هوش مصنوعی: او از ابتدا تا انتهای شعر را با دقت خواند و هر کلمهاش را به گوش پادشاه رساند.
در سخن واجب است حسن بیان
حق ازان گفت رتل القرآن
هوش مصنوعی: حسن بیان و زیبایی در گفتار در بیان حقیقت از اهمیت زیادی برخوردار است، همانطور که در قرآن آمده است.
خواندنش چون به آخر انجامید
وز ادای سخن بیارامید
هوش مصنوعی: خواندن آن کتاب یا شعر که به انتها رسید، رهایی از بیان کلمات و آرامش حاصل شد.
داشت شاعر به اهل مجلس گوش
که به تحسین او کنند خروش
هوش مصنوعی: شاعر منتظر بود تا حضار در مجلس او را تحسین کنند و برایش سر و صدا کنند.
زان هنرمند می کند جانی
کش ستایش کند هنردانی
هوش مصنوعی: از آن هنرمند، جان تازهای میگیرد و در دیوانگیاش، شایسته ستایش است.
هیچ کس دم نزد زبان نگشاد
داد تحسین آن قصیده نداد
هوش مصنوعی: هیچکس از ویژگیها و زیباییهای آن شعر چیزی نگفت و نظری نداد.
ناگهان شهره ای به جهل و غرور
بانگ زد از حریم مجلس دور
هوش مصنوعی: ناگهان شخصی نادان و مغرور از دور سالن جلسه صدای بلندی زد.
بارک الله فلان نکو گفتی
گوهر مدح شه نکو سفتی
هوش مصنوعی: خداوند تو را سپاس گوید که سخن نیکو گفتی، چرا که در ستایش پادشاه، ارزش و جمال کلامت را به خوبی درک کردهای.
مرد شاعر چو سوی او نگریست
دست بر رو نهاد و زار گریست
هوش مصنوعی: مرد شاعر وقتی به او نگاه کرد، دستش را بر چهره گذاشت و به شدت گریه کرد.
گفت بشکست ازین حدیثم پشت
بلکه تحسین آن خبیثم کشت
هوش مصنوعی: گفت که دیگر از این حد فراتر نروم و پشت به آن قضاوت نکنم، بلکه ستایش از آن چیز بد را متوقف کنم.
ترک تحسین پادشاه و سپاه
روی بخت مرا نکرد سیاه
هوش مصنوعی: تحسین نکردن پادشاه و سربازان باعث نشد که بخت من تیره و بد شود.
آفرینی که این مغفل کرد
روز عیش مرا مبدل کرد
هوش مصنوعی: شگفتزدهام از اینکه این حماقت باعث شد روز خوشیام به چیزی دیگر تبدیل شود.
هر چه از بوستان بی خرد است
گرچه شاخ قول بیخ رد است
هوش مصنوعی: هرچه در باغ عقل و فهم وجود ندارد، حتی اگر بر روی درختان کلام نیروبخش و زیبا بماند، بیهوده است.
شعر کافتد قبول خاطر عام
خاص داند که سست باشد و خام
هوش مصنوعی: اگر شعری مورد توجه عموم قرار گیرد، همه میدانند که ممکن است ضعیف و ناپخته باشد.
میل هر کس به سوی جنس وی است
آنچه پخته ست جنس خام کی است
هوش مصنوعی: خواهش هر فرد به مخلوقاتی است که شبیه به خود او هستند. چیزی که کامل و پخته شده است، متعلق به دوران نادانی و بیخبری نیست.
زاغ خواهد نفیر ناخوش زاغ
چه شناسد صفیر بلبل باغ
هوش مصنوعی: زاغ از صدای ناخوش خود ناله میکند، اما زاغ چه میداند که بلبل باغ چطور صاف و دلنشین میخواند.
جغد نازد به کنج ویرانه
کی پذیرد ز قصر شه خانه
هوش مصنوعی: جغد در گوشه ویرانه به خود میبالد، اما آیا از کاخ پادشاه جایی استقبال میکند؟
نیست چون دیده سخن بینش
عار می آیدم ز تحسینش
هوش مصنوعی: چشمی که به زیباییهای زیبا نگاه میکند، خود را عادت کرده و چیزی بیشتر از تحسین آن را نمیخواهد.
گر تو گویی که میل دل هرگز
نیست خالی ز نسبت جایز
هوش مصنوعی: اگر بگویی که تمایل دل هرگز خالی از نسبت و رابطه نیست، باید بپذیری که این یک حقیقت است.
. . . بس دنی علی عالیست
میل چون از مناسبت خالیست
هوش مصنوعی: علی به قدری برجسته و والا است که وقتی به ویژگیها و مناسبتهای او توجه میکنیم، بهتر متوجه میشویم که چقدر برتر از دیگران است.
با تو گویم حکایتی دریاب
کز تأمل در آن رسی به جواب
هوش مصنوعی: داستانی را برایت میگویم، توجه کن که با اندیشه در آن میتوانی به جواب برسید.