برگردان به زبان ساده
آن یکی چست از زمین برجست
تیغ جست و میان به کین در بست
هوش مصنوعی: یک نفر چابک از زمین برآمد و تیغ خود را بیرون کشید و در میان دشمنان خود گرداب انتقام را بست.
گفت شاها غلام فرمانم
هر چه حکم تو بنده آنم
هوش مصنوعی: شاعر به پادشاه میگوید که من خدمتگزار تو هستم و هر چه دستور بدهی، بدون چون و چرایی انجام میدهم.
گر کنم طاعت و اطاعت تو
باشد آن هم به استطاعت تو
هوش مصنوعی: اگر من به دستورات تو عمل کنم، این فقط به خاطر قدرت و توان تو هیچ چیز دیگری نیست.
من خود اندر میانه هیچ نیم
جز دروغ و بهانه هیچ نیم
هوش مصنوعی: من در وسط هیچ چیز نیستم، جز دروغ و بهانه.
آلتی ام به دست کارگزار
نیست در دست من کفایت کار
هوش مصنوعی: دست من از ابزار و وسایل کار خالی است و چیزی در اختیار ندارم که بتوانم به تنهایی بر کار تسلط پیدا کنم.
کار در دست کار ساز بود
نسبت آن به من مجاز بود
هوش مصنوعی: کار به دست کسی است که آن را انجام میدهد، و نسبت این کار به من فقط به خاطر ارتباطی است که دارم.
کار خود کن که کارساز تویی
معنی آرای این مجاز تویی
هوش مصنوعی: به آنچه که خودت انجام میدهی اهمیت بده، زیرا تو تنها کسی هستی که میتوانی به خودت کمک کنی و تو هستی که دنیای خیال و تصورات را شکل میدهی.
گر توانم دهی توانم کرد
ور دهانم شوی توانم خورد
هوش مصنوعی: اگر به من قدرت بدهی، میتوانم کارهای بزرگ انجام دهم، اما اگر روزگار سختی پیش آید و نتوانم صحبت کنم، میتوانم فقط به خوراکیها توجه کنم و به سراغ روزمرگی بروم.
فعلم از دست قدرتت هست است
دست من آستین آن دست است
هوش مصنوعی: ای کسی که قدرت تو را میشناسم، در واقع من خود را در دستان تو میبینم و این دست من، همان آستینی است که تو بر آن تسلط داری.
دست جنبد ز آستین آری
لیک ناید ز آستین کاری
هوش مصنوعی: اگر دستت از آستین بیرون بیاید، اما هیچ کار مثبتی انجام ندهد، فایدهای ندارد.
پیش آن کس که راست بین باشد
فعل و جنبش نه ز آستین باشد
هوش مصنوعی: افرادی که انصاف و درک درستی دارند، نمیتوانند کارها و حرکات لزوماً به خاطر ریشه و علل ظاهری آنها قضاوت کنند.
دست تا ز آستین نه جنبان است
جنبش آستین چه امکان است
هوش مصنوعی: تا زمانی که دست از آستین بیرون نیاید و حرکتی نکند، حرکت آستین هم ممکن نیست.
تا تو برنامدی به صورت من
نشد اثبات فعل و قدرت من
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو به من شکل ندادی، نشان دادن توانایی و قدرت من ممکن نبود.
عین ممکن چو پیش چشم شهود
نیست فی حد ذاته موجود
هوش مصنوعی: هر چیزی که به وضوح درک نمیشود، در واقع وجود مستقل ندارد.
فعلش از وی وجود چون یابد
نیست از نیست بود چون یابد
هوش مصنوعی: هرگاه وجود برخی از صفات یا کارها از او ناشی شود، نمیتواند از عدم و نیستی برآید. به عبارت دیگر، هر چیزی که وجود دارد، نمیتواند از هیچ تولید شود.
این مثل یاد کن که صاحب هش
ثبت العرش گفت ثم انقش
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که خالق جهان، پس از خلق و تکمیل آن، بر روی آن نقشهای به جا گذاشته است. به نوعی اشاره دارد به طراحی و برنامهریزی دقیق و الهی برای کائنات و زندگی انسانها.