برگردان به زبان ساده
مرده لوزینه پز چو از کینه
سازد از سیر حشو لوزینه
هوش مصنوعی: مردهای که به خاطر کینهتوزی چیزهای بیمورد و اضافی را به خود میگیرد، در واقع نشاندهندهی خالی بودن و عدم ارزش واقعی است. این شخص به جای اینکه به مسائل مهم و اصلی بپردازد، به چیزهای بیمعنی و سطحی توجه میکند.
شکل لوزینه می زند فریاد
هستم از سیر و بوی او آزاد
هوش مصنوعی: شکل لوزینه به وضوح نمایانگر حالت و ویژگی خاصی است که نشان دهنده وجود خود است، و نتیجه آن این است که از تأثیرات و جذابیتهای او آزاد میشوم.
لیک حشوش به طعم گوید و بوی
حشو لوزینه بین و حشو مگوی
هوش مصنوعی: اما خوشبوها با طعم خود سخن میگویند و بوی خوش لوزینه را حس کن و از گفتن در مورد حشو بپرهیز.
چون معارف به آخر انجامد
شیخ از گفت و گو بیارامد
هوش مصنوعی: هنگامی که دانش و معرفت به پایان برسد، شیخ از بحث و گفتگو آرام میگیرد.
مرده قوال را دهند آواز
تا کند پرده سماع آغاز
هوش مصنوعی: به یک مرده قوال آواز میدهند تا شروع به نواختن پرده سماع کند.
جنبد از گوشه ای بد آوازی
نغمه سازی ترانه پردازی
هوش مصنوعی: جنبش و فعالیتی از جایی آغاز میشود که صدای دلنشینی از نغمهای به گوش میرسد و هنرمند میخواهد ترانهای را بسازد.
نغمه سازی که دف گرفته به چنگ
آیدش نغمه خارج آهنگ
هوش مصنوعی: آوای سازی که دفی در دست دارد، به راحتی میتواند نغمهای دلنشین اجرا کند.
بس که بلغم شود گلوگیرش
سرفه آید به جای تحریرش
هوش مصنوعی: بسیار غلیظ و سفت شده که به راحتی نمیتواند صحبت کند و به جای بیان کردن حرفهایش فقط سرفه میکند.
حلقش از صوت پرخراش درد
گردن ذوق را به اره برد
هوش مصنوعی: صدای دردناک و گوشخراش او به قدری آزاردهنده است که لذت و خوشی را از گردن او میگیرد و او را به حالت افلیج و بیحالی میکشاند.
قول قوال چون بدین منوال
گرم شد جست صوفیی فی الحال
هوش مصنوعی: وقتی صحبتهای کسانی که اهل علم و ادب هستند به این شکل به شدت و حرارت پیش میرود، ناگهان صوفیای از حال خود خارج شده و به عمل و واکنش درمیآید.
دیگران هم موافقت کردند
می ز جام موافقت خوردند
هوش مصنوعی: دیگران نیز با هم توافق کردند و از همان جامی که توافق کردند، نوشیدند.
یکی از چپ یکی ز راست دوان
گردشان حلقه بسته پیر و جوان
هوش مصنوعی: یک نفر از سمت چپ و یکی از سمت راست در حال دویدن هستند و دورشان حلقهای از مردم، چه پیر و چه جوان، تشکیل شده است.
هیچ یک را به دل قبولی نه
پای کوبان ولی اصولی نه
هوش مصنوعی: هیچ کس را در دل خود قبول ندارم، فقط اصول و قواعد را در نظر دارم، نه اینکه با شادی و پایکوبی به آنها توجه کنم.
همه بر بانگ نای و دف رقصان
لیک رقصان به جانب نقصان
هوش مصنوعی: همه در حال شادی و رقص به خاطر صداها و نواهای نای و دف هستند، اما در واقع آنها به سوی نقصان و کاهش حرکت میکنند.