برگردان به زبان ساده
ای کشیده به کلک وهم و خیال
حرف زاید به لوح دل همه سال
هوش مصنوعی: ای کسی که به قلم خیال و وهم رسیدهای، تمام سخنان در دل من، هر سال مینویسی.
گشته در کارگاه بوقلمون
تخته نقشهای گوناگون
هوش مصنوعی: در کارگاه بوقلمون، انواع نقوش مختلف دیده میشود.
چند باشد ز نقش های تباه
لوح تو تیره تخته تو سیاه
هوش مصنوعی: چند نقشی که بر لوح تو باقی مانده، میتواند سیاه و خراب باشد.
حرف خوان صحیفه خود باش
هر چه زاید بشوی یا بتراش
هوش مصنوعی: با صدای خودت سخن بگو و آنچه ناخواسته و اضافی است را پاک کن یا اصلاح کن.
دلت آیینه خدای نماست
روی آیینه تو تیره چراست
هوش مصنوعی: دل تو مانند آینهای است که خداوند را نشان میدهد، اما چرا روی این آینه تیره و کدر است؟
صیقلی وار صیقلی می زن
باشد آیینه ات شود روشن
هوش مصنوعی: به روشنی و صفای دل خود بپرداز تا همچون آینه ای درخشان و روشن شوی.
هر چه فانی ازو زدوده شود
وانچه باقی در او نموده شود
هوش مصنوعی: هر چیزی که زوالپذیر است از آن جدا میشود و آنچه که پابرجا و ماندگار است در آن ایجاد میشود.
صیقل آن اگر نه ای آگاه
نیست جز لااله الاالله
هوش مصنوعی: اگر تو در این زمینه تجربه و دانش نداری، تنها چیزی که میتوانی بگویی "لا اله الا الله" است.
لا نهنگیست کاینات آشام
عرش تا فرش در کشیده به کام
هوش مصنوعی: دریایی است که تمام هستی از عرش تا فرش را به کام خود میکشد و زیر سلطه دارد.
هر کجا کرده آن نهنگ آهنگ
از من و ما نه بوی مانده نه رنگ
هوش مصنوعی: هرجا که آن نهنگ به سوی من آمده است، دیگر نه اثری از من مانده و نه رنگ و بویی از ما.
هست پرگار کارگاه قدم
گرد اعیان کشیده خط عدم
هوش مصنوعی: در کارگاه هستی، پرگار وجود به دور آیندگان میچرخد و سرنوشتشان را در دایرهای از عدم ترسیم میکند.
نقطه ای زین دوایر پر کار
نیست بیرون ز دور این پرگار
هوش مصنوعی: نقطهای از این دایرههای پرکار وجود ندارد که خارج از دایره این پرگار باشد.
چه مرکب درین فضا چه بسیط
هست حکم فنا به جمله محیط
هوش مصنوعی: همه چیز در این فضا تحت تأثیر سرنوشت زوال و فنا قرار دارد، چه چیزهایی که به صورت مرکب و پیچیده هستند و چه چیزهایی که ساده و بیپیرایهاند.
بلکه مقراض قهرمان حق است
قاطع وصل کل ما خلق است
هوش مصنوعی: اما اینجا، نیروی جداییبخش حقیقت به وضوح احساس میشود که به طور قطعی تمام روابط و اتصالاتی را که در جهان وجود دارد، قطع میکند.
هر چه سر می زند ز جیب بقا
می برد بر قدش قبای فنا
هوش مصنوعی: هر چه در این زندگی به دست میآید، در حقیقت از وجود ابدی به ما میرسد و به قدری ارزشمند است که ناپایداری و فانی بودن آن را تحتالشعاع قرار میدهد.
هندوی نفس راست غل دو شاخ
تنگ کرده بر او جهان فراخ
هوش مصنوعی: نفس انسانی مانند یک هندوی قوی و سرسخت است که با دو شاخ خود، فضای وسیع جهان را به تنگی کشیده است.
کش کشانش دو شاخه بر گردن
می برد تا به خدمت ذوالمن
هوش مصنوعی: با زحمت و تلاش، او را به طرفی میبرد تا به خدمت کسی با قدرت و بزرگی برساند.
دو نهال است رسته از یک بیخ
میوه شان نفس و طبع را توبیخ
هوش مصنوعی: دو درختی که از یک ریشه رشد کردهاند، میوههایشان نفس و طبع هستند و تو به آنها توبیخ میکنی.
باشد این میوه تلخ اول کار
وآخر آرد حلاوت بسیار
هوش مصنوعی: این میوه در ابتدا طعم تلخی دارد، اما در نهایت شیرینی و لذت زیادی به همراه میآورد.
کرسی لا مثلثیست صغیر
اندر او مضمحل جهان کبیر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که دنیای ما در مقیاس کوچک و کماجراست، همانطور که یک کرسی مثلثی در جهان بزرگتر و پیچیدهتر وجود دارد. هر چیزی که در این کرسی قرار دارد، تاثیرات و تغییرات آن در جهان بزرگتر را تحت شعاع قرار میدهد.
هر که روی از وجود محدث تافت
ره به کنجی ازان مثلث یافت
هوش مصنوعی: هر کسی که از وجود تازه و نورویی روی برگرداند، راهی به گوشهای از آن مثلث پیدا کرد.
عقل داند ز تنگی هر کنج
که در او نیست ما و من را گنج
هوش مصنوعی: عقل میداند که در هر گوشهای که ما و تو وجود نداشته باشیم، تنگی و کمبود وجود دارد.
بوحنیفه که در معنی سفت
نوعی از باده را مثلث گفت
هوش مصنوعی: بوحنیفه به نوعی از شراب اشاره کرده که در شکل مثلثی قرار دارد و به نوع خاصی از معانی تعلق دارد.
هست بر رای او به شرع هدی
آن مثلث مباح و پاک ولی
هوش مصنوعی: در نظر او، بر اساس دین، هدایت وجود دارد و آن مثلث، چیزی است که مجاز و خالص است.
این مثلث به کیش اهل فلاح
واجب و مفترض بود نه مباح
هوش مصنوعی: این مثلث برای کسانی که به دنبال کامیابی و نجات هستند، ضروری و لازم است و نمیتوان آن را بیقید و شرط تلقی کرد.
زان مثلث کسی که زد جامی
شد ز مستی زبون هر خامی
هوش مصنوعی: کسی که در میهمانی معرکهای شرکت کرده و از شراب مینوشد، به خاطر مستی و بیخبریاش، به هیچکس توجهی ندارد و در حال حاضر در دنیای خودش به سر میبرد.
زین مثلث کسی که یک جرعه
خورد بختش به نام زد قرعه
هوش مصنوعی: کسی که از این مثلث یک جرعه بنوشد، بخت و اقبالش با خوششانسی پیوند میخورد.
جرعه راحتش به جام افتاد
قرعه دولتش به نام افتاد
هوش مصنوعی: نوشیدن یک جرعه آرامش به او رسید و سرنوشت خوشبختیاش رقم خورد.
چون تو از تنگنای رخنه لا
جستی افتاد کار با الا
هوش مصنوعی: وقتی تو از آن تنگی و محدودیت خارج شدی، کار به خوبی پیش رفت.
گرچه لا داشت تیرگی عدم
دارد الا فروغ نور قدم
هوش مصنوعی: اگرچه darkness of absence دارد، اما نور وجود پیشینی وجود دارد.
گرچه لا بود کان کفر جحود
هست الا کلید گنج شهود
هوش مصنوعی: اگرچه کفر و انکار حقیقت وجود دارد، اما کلید ورود به دنیای شناخت و آگاهی در دست خود ماست.
چون کند لا بساط کثرت طی
دهد الا ز جام وحدت می
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند، دنیای پر از تنوع و اختلاف را به هم میزند، جز از طریق نوشیدن جام یکی بودن و وحدت، امکانپذیر نیست.
آن رهاند ز نقش بیش و کمت
وین رساند به وحدت قدمت
هوش مصنوعی: کسی که از محدودیتها و تفاوتها رهایی مییابد، به ما کمک میکند تا به یکپارچگی و اتحاد برسیم.
تا نسازی حجاب کثرت دور
ندهد آفتاب وحدت نور
هوش مصنوعی: تا زمانی که حجاب و فاصله بین خود و حقیقت را کنار نکشی، نور واقعی و یگانگی وجود نخواهد داشت.
دایم آن آفتاب تابان است
از حجاب تو از تو پنهان است
هوش مصنوعی: خورشید همیشه در حال تابش است، اما به خاطر حجاب و پردهای که تو داری، از دید تو پنهان مانده است.
گر برون آیی از حجاب دویی
مرتفع گردد از میانه دویی
هوش مصنوعی: اگر از حجاب دوگانگی خارج شوی، موانع و فاصلهها برطرف میشود و ارتباطات ایجاد میگردد.
در زمین و زمان و کون و مکان
همه او بینی آشکار و نهان
هوش مصنوعی: در هر گوشهای از زمین و زمان، در هر چیزی که وجود دارد، میتوانی او را بهطور روشن و پنهان مشاهده کنی.
هست ازان برتر آفتاب ازل
که در او افتد از حجاب خلل
هوش مصنوعی: نور و روشنیای که از زمانیهای دور وجود دارد، برتر و برجستهتر از آفتاب است و در آن نور، هیچ مانع و حجاب و خللی وجود ندارد.
تو حجابی ولی حجاب خودی
پرده نور آفتاب خودی
هوش مصنوعی: تو مانعی در برابر خودت هستی، ولی این مانع، نور وجود خودت را نمیپوشاند.
گر زمانی ز خود خلاص شوی
مهبط فیض نور خاص شوی
هوش مصنوعی: اگر مدتی از خود دور شوی و آزاد گردی، به منبع خاصی از نور و رحمت دست پیدا خواهی کرد.
جذب آن فیض یابد استیلا
هم ز «لا» وارهی هم از «الا»
هوش مصنوعی: در این زمستان سرد، اگر کسی به دنبال بهرهمندی از فیض و برکت الهی باشد، برای او ممکن است که با نادیده گرفتن مشکلات و محدودیتها، به تسلط و قدرت برسد. داشتن ذهنیت مثبت و گریز از موانع میتواند او را به موفقیت نزدیکتر کند.
نفی و اثبات بار بربندند
خاطرت زیر بار نپسندند
هوش مصنوعی: اگر بخواهند منفی و مثبت را با هم در نظر بگیرند، احساس تو را زیر بار فشار میگذارند و از آن راضی نمیشوند.
گام بیرون نهی ز دام غرور
بهره ور گردی از دوام حضور
هوش مصنوعی: اگر از دام خودخواهی و غرور خارج شوی، از ثبات و پایداری در وجود خود بهرهمند خواهی شد.
هم به وقت شنیدن و گفتن
هم به هنگام خوردن و خفتن
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در تمام لحظات زندگی، چه در زمان صحبت کردن و گوش دادن و چه در زمان خوردن و خوابیدن، باید توجه و آمادگی لازم را داشته باشیم.
از همه غایب و به حق حاضر
چشم و جانت بود به حق ناظر
هوش مصنوعی: تو از همه چیز و همه کس غایبی، اما در حقیقت وجودت ناظر و حاضر است. چشمانت بینا و جانت هوشیار است.
سکر و هشیاریت یکی گردد
خواب و بیداریت یکی گردد
هوش مصنوعی: دست از حالتی نگیری و به نوعی به یک نقطهٔ مشترک برسی که نشانهٔ یکی شدن خواب و بیداری است. در این حالت، انسان احساس میکند که در حالتهای مختلف، از جمله بیداری و خواب، تفاوتی وجود ندارد و تمامی این حالات به هم پیوستهاند.
دیده ظاهر تو بر دگران
دیده باطنت به حق نگران
هوش مصنوعی: چشمان ظاهری تو فقط بر دیگران نگران است، اما باطن تو به حق، نگران و در جستجوی حقیقت است.