برگردان به زبان ساده
حسرت از جان او برآرد دود
وان زمان حسرتش ندارد سود
هوش مصنوعی: حسرت او باعث میشود که در دلش دود و آتش بیفتد، اما زمانی که به این حسرت فکر میکند، متوجه میشود که هیچ سودی از آن نخواهد برد.
بس که ریزد ز دیده اشک ندم
غرق گردد ز فرق تا به قدم
هوش مصنوعی: به خاطر اشکهایی که از چشمانم میریزد، اگر این وضعیت ادامه یابد، تا زانو در غم و دردش فروخواهم رفت.
و آب چشمش شود در آن شیون
آتشش را به خاصیت روغن
هوش مصنوعی: و اشکهایش مثل روغن در آتش شدت و وسعت میبخشد.
کاش این گریه پیش ازین کردی
غم این کار پیش ازین خوردی
هوش مصنوعی: ای کاش قبل از این، به خاطر این موضوع اشک میریختی و غم آن را زودتر احساس میکردی.
دادی از جویبار دیده نمی
شستی از نامه سیه رقمی
هوش مصنوعی: چشمانت را با آب رودخانه شستی، اما نامه سیاه و بدشگونت را پاک نکردی.
نم چه سود این زمان که کشت امل
خشک گشت از تف سموم اجل
هوش مصنوعی: این زمان هیچ فایدهای ندارد، زیرا درخت امید و آرزوها پژمرده شده و به خاطر بدبختیهای زندگی از بین رفته است.
گریه روزی که بود فایده مند
از جهالت به خنده شد خرسند
هوش مصنوعی: در روزی که گریه کردن به خاطر نادانی سودمند باشد، فرد خرسند خواهد بود.
چون زمان نشاط و خنده رسید
آبش از چشم و خون ز دل بچکید
هوش مصنوعی: وقتی زمان شادی و خنده فرارسید، اشک از چشم و خون از دل ریخت.
حق چو فلیضحکوا قلیلا گفت
او ز بس خنده همچو غنچه شکفت
هوش مصنوعی: وقتی که حق (حقیقت) بر سر زبانها بیفتد، آنقدر خندهآور و شگفتانگیز است که انسان از شدت خنده مانند غنچهای که باز میشود شکفته میگردد.
جوی چشمش شد ترشح جو
هرگز از چشمه سار فلیبکوا
هوش مصنوعی: چشمش مانند جوی بارانی شده است و هرگز از چشمه زلال خود دور نمیشود.
لاجرم روز ضحک و استبشار
خون فشاند ز دیده خونبار
هوش مصنوعی: بدون شک، روزی خواهد آمد که بر اثر شادی و خوشحالی، اشکهایمان از چشمانمان بریزد.
همه ضاحک ز عیش و مستبشر
او ز رنج و عنا عبوس و کدر
هوش مصنوعی: همه افراد خوشحال و شادابند، اما او به خاطر درد و مشکلاتش غمگین و ناراحت است.