برگردان به زبان ساده
کلکی بود عاشق گلکی
شوخکی مشکبار کاکلکی
هوش مصنوعی: یک ترفند یا نقشه در کار بود که عاشق دختری زیبا و شاداب با موهای مشکی و خوشبو شده بود.
داشت معشوق از قضا روزی
خلوتی با چو خود دل افروزی
هوش مصنوعی: یک روز معشوق به طور ناگهانی فرصتی پیدا کرد که تنها باشد و در این خلوت به زیبایی و جذابیت خود پرداخت.
هر دو تنها به عیش بنشسته
بر رخ غیر در فرو بسته
هوش مصنوعی: هر دو فرد در کنار هم به خوشگذرانی مشغولاند، در حالی که از دیگران جدا شدهاند و چهرهای به روی آنها نمیگشایند.
کلک از حالشان شنید خبر
رفت و گستاخ حلقه زد بر در
هوش مصنوعی: خبر رفتن آنها به گوشم رسید و کسی با کمال بیاحترامی به در زنگ زد.
زد یکی از دورنه بانگ که کیست
بانگ بی وقت کردن از پی چیست
هوش مصنوعی: یک نفر از دور فریاد میزند که چه کسی است و چرا این قدر بیموقع صدا بلند کرده است.
نیست این در گشادنی برگرد
گر نه سردی مکوب آهن سرد
هوش مصنوعی: اگر این در باز نمیشود، تلاش نکن؛ چون در غیر این صورت، مانند آهن سرد و بیروح میمانی.
خلوت خاص و صحبتی تنگ است
حلقه زلف یار در چنگ است
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح اشاره شده که فضای گفتگو و ارتباط بسیار محدود و صمیمی است، به طوری که مانند زنجیری مربوط به موهای محبوب، احساس نزدیکی و وابستگی را به وجود آورده است.
هر که در کوفت باد می سنجد
زانکه مو در میان نمی گنجد
هوش مصنوعی: هر کسی که به چیزهای بیاهمیت و سطحی توجه کند، در واقع نمیتواند مسائل مهمتر را درک کند.
گفت در باز کن بهانه مجوی
زانکه من خود کلم ندارم موی
هوش مصنوعی: بپرسید که در را باز کن و دنبال بهانه نباش، زیرا من خودم هم چیزی برای گفتن ندارم.
موی را در میانه نبود راه
من ز مو عاریم بحمدالله
هوش مصنوعی: من در میانه راه، دغدغهای از بابت مو ندارم و از این بابت خدا را شکر میکنم.