برگردان به زبان ساده
مرد غوری گرسنه و تشنه
رمقی در تن از حیاتش نه
هوش مصنوعی: مرد غوری گرسنه و تشنه، از شدت ضعف و بیحال بودن، هیچ انرژی و قوتی در بدنش ندارد.
لنگ لنگان به خانه روی نهاد
هر که پرسید ازو جوابش داد
هوش مصنوعی: آهسته و با احتیاط به سمت خانه میرفت و هرکس که از او سؤال میکرد، به او پاسخ میداد.
که زدم گام تا توانستم
بازگشتم همینکه دانستم
هوش مصنوعی: هرگاه که قدم برداشتم و تلاش کردم، به محض اینکه متوجه شدم، به عقب برگشتم.
که به کعبه نمی رسم امروز
تا به کعبه بسی رهست هنوز
هوش مصنوعی: امروز نمیتوانم به کعبه برسم، زیرا هنوز مسیر خیلی طولانیتری برای رسیدن به آن دارم.
از سه فرسنگ شد درونم خون
چون توانم هزار رفتن چون
هوش مصنوعی: از سه فرسنگ راه درونم پر از خون شده؛ چه توانم کرد وقتی که میبینم هزار بار باید بروم.
بعد ازین کنج عزلتی گیرم
رو به دیوار محنتی میرم
هوش مصنوعی: بعد از این، در گوشهای دور از شلوغیها و مشکلات زندگی میروم و به دیواری تکیه میزنم که نماد سختیها و رنجهاست.
چون نیامد به دست صحبت یار
واکشم پا ز صحبت اغیار
هوش مصنوعی: وقتی که صحبت با یار به دست نیامد، از صحبت کردن با دیگران دست میکشم.