برگردان به زبان ساده
سگکی می شد استخوان به دهان
کرده ره بر کنار آب روان
هوش مصنوعی: سگی استخوانی را به دهان گرفته بود و در کنار آب جاری به راه خود ادامه میداد.
بس که آن آب صاف و روشن بود
عکس آن استخوان در آب نمود
هوش مصنوعی: به خاطر شفافیت و روشنی آب، تصویر استخوان در آن به وضوح دیده میشد.
برد بیچاره سگ گمان که مگر
هست در آب استخوان دگر
هوش مصنوعی: سگ بیچاره فکر میکند که در آب استخوان دیگری وجود دارد، اما در حقیقت چنین نیست.
لب چو بگشاد سوی آن به شتاب
استخوانش از دهان فتاد در آب
هوش مصنوعی: وقتی لب به سخن گشود و به سوی آن شخص رفت، استخوانش از دهانش به سرعت به آب افتاد.
نیست را هستی توهم کرد
بهر آن نیست هست را گم کرد
هوش مصنوعی: موجودی که وجود ندارد را به اشتباه وجودی در نظر میگیری و به همین دلیل وجود واقعی را از دست میدهی.