برگردان به زبان ساده
ای کرده تو بر مُلک تکبر
وی کرده فلک به تو تفاخر
هوش مصنوعی: تو بر زمین خود بزرگی میکنی و آسمان هم به تو میبالد.
ای پایه منصب رفیعت
برتر ز تصرف تفکر
هوش مصنوعی: تو که مقام و جایگاه والایی داری، بدان که بالاتر از آنچه به فکر و اندیشهات میرسد، وجود دارد.
از قدر تو چرخ در ترفع
وز رای تو عقل در تحیر
هوش مصنوعی: قدرت و عظمت تو چنان است که آسمان در شگفتی و عقل در حیرت از تو قرار دارد.
حزم تو مسلم از تهاون
عزم تو منزه از تغیر
هوش مصنوعی: احتیاط و دقت تو کاملاً واضح است و ارادهات از هر گونه تغییر و تزلزل پاک است.
در شرح خصایل حمیدت
مستغرق مد سبعه ابحر
هوش مصنوعی: در توصیف ویژگیهای نیکویت غرق شدم و به مانند دریایی بزرگ از دانش و زیباییهای تو، بیپایان لطایف برمیافرازم.
در مصعد همتت فلک را
از عجز فتاده سنگ در سر
هوش مصنوعی: در اوج تلاش و کوشش تو، آسمان از ناتوانی به زمین افتاده است.
از جود تو گشته تهی دست
وز صیت تو گوش آسمان پُر
هوش مصنوعی: از generosity و سخاوت تو هرچه داشته بودند، خالی ماندهاند و صدای نام تو در تمام آسمانها پیچیده است.
بشنید صدف ز ماهی گنگ
در مدح تو لفظهای چون دُر
هوش مصنوعی: صدف از ماهی خاموش شنید که در مدح تو کلماتی زیبا مانند دریا وجود دارد.
شد نامیه طفل حجر تو صُدر
شد ناطقه مدح گوی تو حُر
هوش مصنوعی: نام تو مانند یک بچه سنگی (حجر) است که در دل سنگ، به وجود میآید و مانند زبان گویایی است که مدح و بزرگی تو را بیان میکند.
زان ناطقه میکند تحدث
زآن نامیه میکند تکبر
هوش مصنوعی: از آن سخنانی که میگوید، برمیآید که از خود بزرگبینی و خودستایی میکند.
با جود تو کیست کهآن که ندهد
یک قطره لعل بی تزجر
هوش مصنوعی: با وجود تو، چه کسی است که حتی یک قطره از خونش را بدون هیچ ترسی ندهد؟
انعام تو خاص و عام را هست
چون فیض خدای بر تواتر
هوش مصنوعی: نعمتهای تو برای همهی مردم در دسترس است، مانند رحمتهای خدا که به طور مداوم و بیوقفه نازل میشود.
حق از سر کلک شب نگارت
چون صبح همی کند تظاهر
هوش مصنوعی: نیکی و زیبایی چهره تو حتی در تاریکی شب هم خود را نشان میدهد و در صبح روشنتر میگردد.
زانصاف تو آهوی سبکدل
با شیر همی کند تنمر
هوش مصنوعی: از لطف و انصاف تو، آهوی بیخبر از خطر، با شیر همنشینی میکند.
گردون ز شرف همی نماید
بر فور به خدمتت توَفُر
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر اعتبار تو به سرعت به خدمتت میآید.
با دست و دل تو کان و دریا
دعوی نکنند از تکاثر
هوش مصنوعی: با عشق و ارادهی تو، نه کوه و دریا میتوانند به چالش بیایند و نه میتوانند از تفاخر و برتری خود سخن بگویند.
شد عدل تو دشمن تظلم
شد عفو تو عاشق تعثر
هوش مصنوعی: عدالت تو در برابر ظلم قرار میگیرد و بخشش تو به عشق تحمل ضعف و مشکل تبدیل میشود.
هم لطف تو چون هوا روانبخش
هم قهر تو چون اجل گلوبر
هوش مصنوعی: اگر لطف تو به من نرسد، مانند فریاد و کمک تو خواهد بود. و اگر غضب تو دامنگیرم شود، مانند اجل و مرگ بر من خواهد بود.
ای با همه کس ترا تفضل
وی در همه فن ترا تبحر
هوش مصنوعی: ای کسی که به همه خوب میکنی و در هر علمی مهارت داری.
محکوم تو شد سپهر فاحکم
مأمور تو شد زمانه فامُر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آسمان و زمانه تحت تسلط و فرمان تو قرار گرفتهاند. یعنی تو قدرت و اختیاری داری که میتوانی بر رخدادها و اوضاع مسلط شوی و آنها را به میل خود هدایت کنی.
با عدل تو ظلم گشت منصف
در عهد تو جود گشت لمتُر
هوش مصنوعی: با انصاف تو، ظلم به پایان رسید و در دوره تو، generosity و بخشش به اوج خود رسید.
با خشم تو نیست ذوق جان حلو
از لفظ تو نیست حرف حق مُر
هوش مصنوعی: با عصبانیت تو، شادی روح بهدست نمیآید و از کلام تو، سخن حق برنمیخیزد.
در عهد تو تیغ میکشد مهر؟
این باشد غایت تهور
هوش مصنوعی: در زمان تو آیا محبت چنگ به تیغ میزند؟ این نشان از نهایت شجاعت است.
با رأی تو خنده میزند صبح؟
اینست نهایت تمسخر
هوش مصنوعی: آیا صبح با رای تو به تمسخر میخندد؟ این نشاندهندهی اوج تحقیر است.
در صف نعال روز بارت
جویند صدور دین تصدر
هوش مصنوعی: در روزنامهنگاری و در جریان روزگار، خیلیها به دنبال یافتن صداقت و درستی دین هستند.
از صدمت خشمت اوفتادهست
در سینه آسمان تکسر
هوش مصنوعی: از شدت خشم تو، فریادهای آسمان به لرزه درآمده و به تکههای کوچکی تقسیم شده است.
کردهست ز بهر مرکبت چرخ
از جاده کهکشان شب آخور
هوش مصنوعی: برای تو به خاطر تربیت و پرورش درخشانتری از سفر به دنیای کهکشان و شب، اسبسواری میکنم.
اندیشه مدح تو به خاطر
بهتر ز هزار من بلادر
هوش مصنوعی: فکر ستودن تو به اندازهای برایم ارزشمند است که هزار بار بهتر از خودم به شمار میآید.
هر دم که زنم نه در مدیحت
زآن دم زدنم بود تحیر
هوش مصنوعی: هر بار که در محدودهات هستم و چیزی میزنم، آن لحظه باعث سردرگمیام میشود.
جاوید به کام زی که ما را
هم بر ز مدیح تست و هم بر
هوش مصنوعی: این بیت به این معنا است که شخصی که به وصف و ستایش ما میپردازد، هم در مدح و ستایش ما فعالیت میکند و هم در کارهای دیگر. این نشاندهنده توانمندی و گستره فعالیت ایشان است.
در بندگیت مرا چه باقیست
جز حلقهٔ گوش و نام سنقر
هوش مصنوعی: در خدمتگزاری و بندگی تو چیزی از من باقی نمانده جز یک حلقه در گوش و نام سنقر.
مدح تو و التقات غیری
هرگز نکنم من این تجاسر
هوش مصنوعی: هرگز مدح تو را با ستایش دیگران در هم نخواهم آمیخت.
تا هست حواس را تصرف
تا هست خیال را تصور
هوش مصنوعی: تا زمانی که حواس و احساسات وجود دارد، میتوان به تخیل و اندیشه شکل داد و آنها را درک کرد.
بادات بقای عمر چندان
کهاندر عددش بود تعذر
هوش مصنوعی: زندگی آنقدر پایدار و طولانی است که شمارش آن دشوار باشد.
روزت همه عید و از پی عید
بد خواه ترا کفن به گازر
هوش مصنوعی: روزی شاد و پر از جشن و سرور برای تو آرزو میکنم و از این پس هرکه بخواهد به تو آسیب برساند، به او پاسخ نده و بیتوجهی کن.
اعدای ترا قبول چونان
کهامروز بود قبول اشتر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی کسی در برابر تو جویای پذیرش یا پذیرش حرفی است، میتوان همانند آن روز مرگ شتر، به او پاسخ مثبت داد. در واقع، این سخن نشاندهنده این است که برخی مواقع باید به درخواستها پاسخ مثبت داد، حتی اگر آن درخواستها عجیب به نظر برسند.
در منصب جاه تو تقدم
در مدت عمر تو تأخر
هوش مصنوعی: در مقام و جایگاه تو، زمان عمرت به تأخیر افتاده است.