برگردان به زبان ساده
دلم از بار غم خراب شد است
رخم از خون دل خضاب شداست
هوش مصنوعی: دل من از شدت غم و اندوه به شدت آسیب دیده و چهرهام به خاطر اشکها و دردهای درونم سرخ و ملتهب شده است.
دیده پالونه سرشک آمد
طبع پیمانه عذاب شد است
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک شده و حال دلم به شدت ناخوش است.
وه که جانم شکار غم گشتست
وه که بختم اسیر خواب شد است
هوش مصنوعی: بسیار غمگینم و جانم درگیر درد و اندوه شده است، و روزگار به گونهای پیش رفته که خواب مرا تسخیر کرده و به بند کشیده است.
تو بظاهر نگه مکن که مرا
لفظ چون لؤلؤ خوشاب شداست
هوش مصنوعی: به ظاهر به من نگاه نکن، زیرا کلمات من مانند مرواریدهای زیبا و دلنشین هستند.
اشک من بین که ازجفای فلک
لعل چون بسد مذاب شداست
هوش مصنوعی: اشک من را ببین که از ظلم و ستم روزگار به رنگ قرمز و مانند گدازه مذاب درآمده است.
قدح سرخ لاله میبینی
جگرش بین که چون کباب شداست
هوش مصنوعی: لیوان سرخ رنگی که در دست داری، نشاندهنده زیبایی لاله است، اما اگر به جگرش نگاه کنی، متوجه میشوی که چقدر دردناک و سوزان است، انگار که کباب شده باشد.
چرخ با من عتاب می نکند
هنرم موجب عتاب شداست
هوش مصنوعی: چرخ زمان با من سر ناسازگاری ندارد و این هنر من است که باعث میشود با من اینگونه رفتار نکند.
در ترقی معانی نظمم
چون دعاهای مستجاب شداست
هوش مصنوعی: در پیشرفت معانی اشعارم، مانند دعاهایی است که همیشه اجابت میشوند.
قدر من گر چو خاک پست افتاد
سخن من بلطف آب شداست
هوش مصنوعی: اگرچه ارزش من ممکن است مثل خاک پایین بیاید، اما کلام من به لطف آب، جاندار و زنده خواهد شد.
تو بقدر چو خاک من منگر
هنرم بین که بیحساب شداست
هوش مصنوعی: به اندازهی خاک به من نگاه نکن، بلکه هنرم را ببین که به اندازهی بیحسابی و بیکرانگی است.
سخن من زر است لیک سخا
کیمیا وار تنک یاب شد است
هوش مصنوعی: سخن من ارزشمند و گرانبهاست، اما بخشش و generosity آن به سختی پیدا میشود.
ذره گرچه به ذات مختصر است
گوهر تیغ آفتاب شداست
هوش مصنوعی: ذره اگرچه خود کوچک و ناچیز است، اما میتواند تابش و درخشش بینظیر آفتاب را در خود داشته باشد.
آه از این خواجگان دون همت
کاب ازاد بارشان سراب شده است
هوش مصنوعی: آه از این افراد بیلیاقت و دونهمت که به خاطر آرزوهای پوچ و بیپایهشان، بار مسئولیت و واقعیتهای زندگی برایشان تبدیل به یک سراب و توهم شده است.
تا شد ستند کدخدای جهان
خانه مکرمت خراب شداست
هوش مصنوعی: تا وقتی که پیشوای جهان، خانه احترام و عزت را ویران کند، دیگر کسی در این زندگی نمیتواند به آرامش و امنیت دست یابد.
بخل از ایشان جهان چنان آموخت
که صدا خامش از جواب شداست
هوش مصنوعی: بخل آنها به دنیا به گونهای یاد داد که اگر کسی پاسخ بدهد، صدایش دیگر خاموش میشود.
طبع ایشان گرفت هم خورشید
لاجرم زابردر حجاب شداست
هوش مصنوعی: آنها به قدری در خودشان غرق شدهاند که حتی نور خورشید نیز از آنها پنهان شده است.
سر بیمغزشان نگر کز باد
راست چون خیمه حباب شداست
هوش مصنوعی: به سرهای بیمعنی آنها نگاه کن که چطور مانند چادر باد کردهای از حباب، راست ایستادهاند.
لعل از بار منت خورشید
در دل سنک خون ناب شد است
هوش مصنوعی: در دل سنگ، به خاطر تأثیر نور خورشید، جواهری مانند لعل به وجود آمده است.
گوهر از لاف رعد و طعنه ابر
در دهان صدف لعاب شداست
هوش مصنوعی: زیبایی و ارزش واقعی مروارید در عمق صدف نهفته است و نه در صدا و لافِ رعد و برقی که ابر ایجاد میکند. این بدان معناست که چیزهای باارزش همیشه در سکوت و درون یک مکان پنهان هستند و نیازی به نمایش ندارند.
دست اندر عنان فضل مزن
که کرم پای دررکاب شداست
هوش مصنوعی: هرگز به خاطر خوبیها و فضایل دیگران به خود نبال، چون بخشندگی و کرم آنها بهقدری است که در خدمت تو قرار دارد.
فضل بگذار کانکه زر دارد
در جهان مالک الرقاب شداست
هوش مصنوعی: محبت و فضلی را در نظر بگیر که کسی که ثروت دارد، در این دنیا بر دیگران تسلط پیدا کرده است.