برگردان به زبان ساده
همان شب یکی بزمگه ساخت کوش
برآمد خروشیدن نای و نوش
هوش مصنوعی: در همان شب، محل جشن و شادمانی به وجود آوردند و صدای نای و نوشخواری به گوش رسید.
به روی پسر جام می کرد یاد
به دیدار و رویش همی گشت شاد
هوش مصنوعی: پسر به یاد او جام می نوشید و دیدن چهرهاش او را خوشحال میکرد.
اگر چند فرزند را روی زشت
به چشم پدر روی او چون بهشت
هوش مصنوعی: اگر چند فرزند چهرههای نازیبایی داشته باشند، پدر همچنان آنها را زیبا و شگفتانگیز میبیند، همانطور که بهشت در نظر انسان زیباست.
چو سرمست گشتند گُردان ز می
به فرزند گفت ای گو نیک پی
هوش مصنوعی: وقتی گردان و جنگاوران مست از شراب شدند، به فرزندش گفتند: ای فرزند نیکوکار، این راز را به خوبی بفهم.
چه نیرنگ سازیم با آتبین
کز او تنگدل گشت شاه زمین
هوش مصنوعی: چه فریبی میتوانیم برای آتشسوزانی آماده کنیم که باعث دلزردی و غمگینی فرمانروای زمین شده است؟
چنین داد پاسخ که شاها، تو دل
از این کار غمگین مدار و خجل
هوش مصنوعی: او به شاه پاسخ داد که نگران یا خجل نباش، دل خود را از این موضوع غمگین نکن.
من این رنج بردارم از شهریار
از این ناسپاسان برآرم دمار
هوش مصنوعی: من این درد و رنج را از پادشاه تحمل میکنم و به خاطر این ناسپاسها به زودی انتقام خواهم گرفت.
که ایشان بر آن کوهپایه بَرند
ندارند راهی کز او بگذرند
هوش مصنوعی: آنها بر روی دامنه آن کوه هیچ راهی ندارند که بتوانند از آن عبور کنند.
یکی راه دارند بر تیغ کوه
که دیو از گذشتن بماند ستوه
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که تنها یک مسیر بر فراز کوه وجود دارد که آنقدر دشوار و خطرناک است که حتی دیوها نیز از عبور از آن خسته و ناامید میشوند.
به ماچین کشد، تنگ و دشوار راه
نیاید به کار اندر آن جا سپاه
هوش مصنوعی: اگر کسی با ما به دشواری و سختی رفتار کند، سپاهی از نیروها را نمیتوانیم به آنجا بفرستیم.
اگر شاه گیتی بفرمایدم
به یاری یکی لشکر آرایدم
هوش مصنوعی: اگر پادشاه جهان از من بخواهد، من آمادهام که برای او، لشکری به پا کنم.
برآرم پیاده برآن تیغ کوه
بدارم برآن ره گروهاگروه
هوش مصنوعی: من قدم برمیدارم به سوی آن قلهی کوه و گروهگروه انسانها را در آن راه مینشانم.
بدان تا به ماچین نیابند راه
ز بالا درآرم بر ایشان سپاه
هوش مصنوعی: بدان که اگر دشمنان نتوانند ما را از راههای دیگر شکست دهند، من به یاری آنها نیرو و لشکری را از بالای قله میآورم.
به شمشیر بردارم او را ز جای
همه کوه سر بینی و دست و پای
هوش مصنوعی: با شمشیر او را از جای خود بلند میکنم، همانطور که کوههای بلند را میبینم، او را نیز به همین اندازۀ بزرگ و محکم خواهیم کرد.
ز گفتار او شاه چین شاد گشت
دلش گفتی از دشمن آزاد گشت
هوش مصنوعی: شنیدن سخنان او دل شاه چین را شاد کرد و انگار از قید و بندهای دشمنی آزاد شده است.
بدو گفت رای تو آباد باد
دل دشمن از تو به فریاد باد
هوش مصنوعی: او به او گفت: اميدوارم دل تو در آرامش باشد و دشمن تو همیشه نگران و ناآرام بماند.
همان گه به بهمرد فرمود شاه
که یک نیمه از ساز و گنج و سپاه
هوش مصنوعی: در آن زمان، پادشاه به مردی گفت که نیمی از داراییها و سپاه خود را به او بدهد.
ز اسبان و از ریدکان سرای
ز خرگاه وز خیمه و چارپای
هوش مصنوعی: از اسبان و ریدکان، از خرگاه و خیمه، و از چهارپایان.
ز هرچیز کز چین بیاوردهایم
ز گنج بزرگان بیاگندهایم
هوش مصنوعی: هر آنچه که از چین به دست آوردهایم، از گنجینهی بزرگان و دانشمندان جمعآوری کردهایم.
به فرزند من بخش یک نیمه زین
که اوی است سالار ماچین و چین
هوش مصنوعی: به فرزند من یک نیمه از این زین را بده، زیرا او است که سالار سرزمین ماچین و چین است.
روان است فرمانش بر لشکرم
چه بر دوده و گنج و بر کشورم
هوش مصنوعی: فرمان او بر سپاهیانش به خوبی جاری است، چه در مورد خانواده و ثروتش و چه در مورد سرزمینش.
بزرگان و بهمرد برخاستند
بر او آفرین نو آراستند
هوش مصنوعی: فرزانهها و بزرگواران به احترام او برخواستند و به او تقدیر و ستایش کردند.
نهادند سر بر زمین پیش کوش
همان پیش سالار پولادپوش
هوش مصنوعی: سر خود را بر زمین گذاشتند و از سر تسلیم و احترام به پیشوا و فرماندهای که مانند پولاد مقاوم و نیرومند بود، فروتنی کردند.
همان شب جدا کرد بهمرد زود
ز گنج و ز هرگونه چیزی که بود
هوش مصنوعی: در همان شب، مرد به سرعت از گنج و هر چیز دیگری که داشت، جدا شد.
به کوش دلاور سپرد آن همه
شبان گشت کوش و بزرگان رمه
هوش مصنوعی: دلیران شب را به زحمت و کوشش گذراندند و بزرگان و سروران به نگهداری و رهبری گله پرداختند.
فرستاد بر راه چین ده سوار
همان شب چو باد دمان، شهریار
هوش مصنوعی: در شب، شهریار ده سواره را به راه چین فرستاد، مانند باد که ناگهانی و تند میوزد.
بدان تا پیاده و سواری که بود
به لشکرگه آیند مانند دود
هوش مصنوعی: بدان که هم پیادهها و هم سواران به میدان جنگ میآیند، همانطور که دود به سرعت و به راحتی منتشر میشود.