برگردان به زبان ساده
بیا تا برآیی هم اکنون به تخت
چنانچون بود مرد فرخنده بخت
هوش مصنوعی: بیا تا هماکنون بر روی تخت بنشینی مانند کسی که خوششانس و خوشاقبال است.
پدر شاه چین و برادر پدر
شهنشاه روی زمین سربسر
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که پدر و برادر پدر شهنشاه هر دو در یک سطح از قدرت و مقام قرار دارند، به طوری که به مانند پادشاهی در چین بر روی زمین به حساب میآیند و اهمیت ویژهای دارند.
تو همچون دد و دام در مرغزار
خورش کرده همواره خون شکار
هوش مصنوعی: تو مانند حیوانات وحشی در مرتع، همیشه خون طعمهات را مینوشی.
به پیش کسی کرده خود را به پای
که نپسندد از تو بدان سر، خدای
هوش مصنوعی: به کسی نزدیک شو که از رفتار و شخصیت تو خوشنود باشد و از تو راضی باشد، نه کسی که تو را نپسندد و به خاطر خداوند به تو بیتوجهی کند.
که آن بدگهر، شاه را دشمن است
نژاد و نیای وی آهرمن است
هوش مصنوعی: کسی که دارای خوی ناپسند است، دشمن شاه است و نیا و اصل و نسل او از آهرمن یعنی شر و سیاهی است.
که جمشید را دادِ یزدانجهان
روان کرد فرمان او بر مهان
هوش مصنوعی: جمشید که مورد لطف و توجه خدایی است، به فرمان او بر فراز سرزمینها و بر موجودات سلطنت و حکمرانی کرد.
همی داشتش سالیانی هزار
نه مرگ و نه درد اندر آن روزگار
هوش مصنوعی: او هزار سال بدون مرگ و بیماری زندگی میکرد و در آن زمان، هیچ درد و رنجی نداشت.
شد اندر دل خویشتن بدگمان
که من دور کردم ز مردم غمان
هوش مصنوعی: در دل خود نگرانی و تردید پیدا کردم که آیا به خاطر مسائل خود، از دیگران فاصله گرفتهام و آنها را از خود دور کردهام.
به گیتی چو من دور کردم، که کرد
غم و رنج و سختی، بد و مرگ و درد؟
هوش مصنوعی: در دنیا کسی را مانند من نمیبینی که به دوری و فاصله از غم، رنج، سختی، مرگ و درد بگریزد.
چو از خویشتن دید کار خدای
سر تخت او اندر آمد ز پای
هوش مصنوعی: وقتی انسان به حقیقت خود پی میبرد و از کارهای خداوند آگاه میشود، به جلوهای از او نزدیک میشود.
به دست شهنشه گرفتار شد
تن پر گناهش نگونسار شد
هوش مصنوعی: تن انسان گناهکار به دست فرمانروای بزرگ گرفتار شد و به همین دلیل، حال و روزش دچار افول و پریشانی گشت.
چنان تنگروزی شدندش نژاد
که یزدانشان پوشش افزون نداد
هوش مصنوعی: آنها به قدری در تنگنا قرار گرفتند که خداوند دیگر چیزی برای پوشاندن و حمایت از آنها نیافزود.
پراگنده گشتند گرد جهان
همه ساله در کوه و بیشه نهان
هوش مصنوعی: همه ساله، موجودات و جانوران در کوهها و جنگلها پراکنده میشوند و پنهان میگردند.
ز فرّ تو چون مر تو را یافتند
به رزم شهنشاه بشتافتند
هوش مصنوعی: وقتی که دشمنان به قدرت و شکوه تو پی بردند، به سراغ تو آمدند و برای نبرد با تو آماده شدند.
ببینی چو آیی برون از میان
دگر هفته بازار ایرانیان
هوش مصنوعی: وقتی که تو از میان دیگران بیرون بیایی و به بازار ایرانیان وارد شوی، توجه همه جلب تو خواهد شد.
همان به که خود شهریاری کنی
کجا با گهنکار یاری کنی
هوش مصنوعی: بهتر است که خودت در جایگاه قدرت باشی تا اینکه بخواهی با کسانی که کارهای ناپسند انجام میدهند، همکاری کنی.
همان به که در خانهٔ زرنگار
نشینی، نه در بیشه و کوهسار
هوش مصنوعی: بهتر است که در جایی مطمئن و با آرامش زندگی کنی، تا اینکه در جنگل و کوهستان به سر ببری.
همان به که با باده و بوی خَوش
خرامان به باغ اندر آیی و کش
هوش مصنوعی: بهتر است که با نوشیدنی و عطر خوش، آرام و با وقار وارد باغ شوی و لذت ببری.
به زیر پِیَت نرگس و یاسمین
فراز سرت شاخ شمشاد چین
هوش مصنوعی: زیر پای تو گلهای نرگس و یاسمین روییده و بالای سر تو شاخههای شمشاد در حال رشد است.
به پیش اندرون ریدکان سرای
ز پس رود و رامشگر خوشسرای
هوش مصنوعی: به جلو برمیگردد، جایی که چیزهای شگفتانگیز در انتظار هستند و هنرمندان خوشذوق نیز آنجا به شادی و نواختن مشغولند.
چپ و راست خوبان آراسته
سراپای پر نور و پر خواسته
هوش مصنوعی: در اطراف، نیکان با زیبایی و نور فراوان خود را در آراستگی نشان دادهاند و پر از آرزوهای درخشان هستند.
خردمند بر تخت نگزید سنگ
همان آشتی به پسندد ز جنگ
هوش مصنوعی: خردمند بر تخت نشسته، از سنگ و سختی دوری میکند و به جای جنگ، صلح و سازش را انتخاب میکند.
همانا تو را با پدر جنگ نیست
میان تو و شاه فرسنگ نیست
هوش مصنوعی: تو با پدرت نباید درگیر شوی، چرا که فاصلهای بین تو و پادشاه وجود ندارد.
بیا تا ببینی تو فردا ز بخت
سپاه و بزرگی و شاهی و تخت
هوش مصنوعی: بیا تا فردا را ببینی که سرنوشت چگونه سپاهیان، بزرگی، سلطنت و تخت را به نمایش میگذارد.
چه باشی میان گناهی گروه
گهی سوی بیشه گهی سوی کوه
هوش مصنوعی: شما ممکن است در میان گناه و اشتباهات قرار بگیرید، گاهی به سمت جنگل و گاهی به سمت کوه میروید.
سخنهای بهمرد بشنید کوش
برآمد دل مهربانش به جوش
هوش مصنوعی: گفتارهای یک مرد را بشنو و سعی کن، زیرا دل مهربان او به حرکت درآمده است.
سخن چون بود چرب و شیرین و گرم
دل سنگ خارا کند مومِ نرم
هوش مصنوعی: اگر گفتار انسان نرم و دلنشین باشد، میتواند قلبهای سخت را نرم کند و آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
سخن چون به نرمی فزون آورند
ز سوراخ، ماران برون آورند
هوش مصنوعی: وقتی که مردم با ملایمت و نرمی با یکدیگر صحبت کنند، میتوانند از دشواریها و موانع به سادگی عبور کنند.
چنین آمد از موبد هوشیار
به چربی برآید ز سوراخ، مار
هوش مصنوعی: آدم هوشیار و دانا به خوبی میداند که در هر وضعیتی ممکن است خطراتی وجود داشته باشد. اگرچه ممکن است از دیدگاه ظاهری چیزی بیخطر به نظر برسد، اما همیشه باید مراقب نشانهها و علائم خطر بود. اگرچه ناپاکی و خطر ممکن است از راههای غیرمنتظره به ما نزدیک شود، اما آگاهی و هوشیاری میتواند ما را از آن دور نگهدارد.