برگردان به زبان ساده
یکی داستان گفته بودم ز پیش
چنانچون شنیدم ز کمّ و ز بیش
هوش مصنوعی: من داستانی را که از قبل شنیدهام، به گونهای نقل کردهام که به خوبی آن را درک کردهام و از جزئیات آن مطلع هستم.
چنان داستانی ز رنگ و ز بوی
همه پادشاهی بهمن در اوی
هوش مصنوعی: داستانی روایت شده است که پر از رنگ و عطر است و تمام جلوههای سلطنت بهمن در آن به تصویر کشیده شده است.
به شعرش چو گنجی بیاراستم
به نقشش چو باغی بپیراستم
هوش مصنوعی: شعر او را مانند گنجی ارزشمند زینت بخشیدم و تصویرش را مانند باغی زیبا آراسته کردم.
به نام شهنشاه والا گهر
پدر بر پدر خسرو و تاجور
هوش مصنوعی: به نام پادشاه بزرگ و با ارزش، که پدرانش همگی از بزرگترین فرمانروایان و تاجداران بودند.
به دست جگرگوشهای دادمش
به درگاه خسرو فرستادمش
هوش مصنوعی: من یکی از عزیزانم را به نزد شاه فرستادم.
نهانی فرستادمش نزد شاه
ز بیم بداندیش، با نیکخواه
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از بداندیشان، او را به طور پنهانی نزد شاه فرستادم، اما با کسی که خیرخواه بود.
چو بردند در پیش تخت بلند
بخواندند و دیدند و آمد پسند
هوش مصنوعی: زمانی که بر تخت بلند نشسته بودند، خواندن آغاز شد و نیکو دیدند و پسند کردند.
به من خلعت خسروی داد شاه
مرا جامه و زر فرستاد شاه
هوش مصنوعی: شاه به من لباس و زر و زیورهایی برای مقام سلطنت هدیه داد.
ز دیبا شد ایوان من چون بهار
ز دینار شد کار من چون نگار
هوش مصنوعی: ایوان من از دیبای نرم و خوشگلی پوشیده شده است و زندگی من مانند بهار پر از شادی و رونق است، چون کار و زندگیام به زیبایی و ثروت شبیه به نگار (زیبا) است.
ز رازم چو آگاه شد انجمن
ز کردار شاه و ز گفتار من
هوش مصنوعی: وقتی که جمعیت از رازم باخبر شد، از رفتار پادشاه و از صحبتهای من آگاهی پیدا کردند.
وز آن فرّ و آن خسروی بارگاه
وز آن زینت اندر میان سپاه
هوش مصنوعی: از شکوه و عظمت کاخ و حکومت، و از زینت و زیبایی که در میان سپاه وجود دارد.
وز آن نعمت و بخشش و داد او
وز آن همت و ز آن دل راد او
هوش مصنوعی: از آن نعمت و بخشش و عطای او و از آن اراده و آن دل شجاع او.
به نامش شب تیره برخاستم
ز یزدان همه کام او خواستم
هوش مصنوعی: به نام او، در شب تاریکی برخواستم و از خداوند همه خواستههایم را طلب کردم.
یکی فال گفتم که این تاج و گاه
نه زو بازگردد نه تا دیرگاه
هوش مصنوعی: من یک فال زدم و دیدم که این مقام و جاه نه از او جدا میشود و نه به زودی از دست خواهد رفت.
همانا درست آمد این فال من
که برتر شدهست از چهل سال من
هوش مصنوعی: واقعاً فال من درست از آب درآمد، زیرا اکنون برتری پیدا کردهام بر سالهای چهل سالهام.
کنون کام و آیین و آرام او
پراگنده اندر جهان نام او
هوش مصنوعی: اکنون خواستهها، روشها و آرامش او در جهان پخش شده و نام او در همه جا شناخته شده است.
جهان را جز او هیچ دیگر مباد
جز او هیچ خسرو به لشکر مباد
هوش مصنوعی: در این جهان، هیچ چیز و کسی جز او وجود ندارد و هیچ شاه و فرمانروایی در این سپاه نیست که به او نرسد.
نیاز مرا جودِ خسرو بسوخت
دلم باز چون آتشی برفروخت
هوش مصنوعی: خوشی و بخشش خسرو، دل مرا مثل آتش سوزاند و دوباره شعلهور کرد.
بجوشید طبعم چو دریا ز باد
همی آمدم بیت بیرنج یاد
هوش مصنوعی: طبیعت من به اندازهای جوش و خروش دارد که مانند دریاست. من با وزش باد به سمت اینجا آمدم و بدون هیچ زحمتی به یاد آن شعر نشستم.