برگردان به زبان ساده
ز بس لابه کاو کرد، دادش بدوی
زنش سوی پروردن آورد روی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه او مدام درخواست میکرد، همسرش به سمت پروردگار رفت و چهرهاش را به سوی او متوجه کرد.
گهی کوش و گه پیلدندانش خواند
که هر دو همی جز به پیشش نماند
هوش مصنوعی: گاهی باید تلاش کرد و تا حد توان جلو رفت و گاهی هم باید با قدرت و شدت عمل به مبارزه پرداخت؛ زیرا در نهایت، هیچ چیز جز پیشرفت و حرکت رو به جلو باقی نخواهد ماند.
به فرهنگ دادش چو شد هفت سال
برآورد کودک همه شاخ و یال
هوش مصنوعی: وقتی کودک به سن هفت سالگی رسید، از طریق آموزش و پرورش به او فرهنگی داده شد و در این سن، او به طور کامل رشد کرده و قابلیتهایش شکوفا شده است.
برآمد دو سال و نیاموخت هیچ
همی کرد تیر و کمان را بسیچ
هوش مصنوعی: دو سال گذشته و او هیچ چیز نیاموخته است و هنوز در استفاده از تیر و کمان مشکلات زیادی دارد.
یکی خویشکامی برآمد درشت
همی زد همه کودکان را به مشت
هوش مصنوعی: یک مرد بداخلاق و بزرگ در حال تهاجم بود و سخت به کودکان حمله میکرد و آنها را با مشت میزد.
مر او را همه کس همی خواند دیو
از او گشت فرهنگدان با غریو
هوش مصنوعی: او را همه مردم دیو میخواند، اما با فریادش، دانش و فرهنگ را نمایان کرد.
سوی آتبین رفت استاد او
بنالید از آن رنج و بیداد او
هوش مصنوعی: استاد به سمت آتش رفت و از درد و ظلمی که بر او رفته بود، نالید و شکایت کرد.
بدو آتبین گفت کای نیکمرد
سر خویشتن گیر و گِردش مگرد
هوش مصنوعی: به او گفتند، ای مرد خوب، خود را کنجکاو و سرگردان نکن و بر روی خود تمرکز داشته باش.
که او دیوزاد است و دژخیم و تند
به فرهنگ باشد دل دیو کُند
هوش مصنوعی: این عبارت به توصیف شخصی یا موجودی میپردازد که دارای خلق و خوی خشن و دیوانهوار است و تحت تأثیر فرهنگ و تربیت قرار نگرفته و در نتیجه دل و احساسات او ضعیف و سرد است. به عبارت دیگر، این شخص به خاطر ویژگیهای ذاتی خود، به طور نامناسبی با دیگران رفتار میکند و از لحاظ فرهنگی و انسانی ناپخته و ناپایدار است.
بمانید تا چون بود کار او
بود کار در خورد دیدار او
هوش مصنوعی: باقی بمانید تا ببینید سرنوشت او چگونه رقم میخورد و دیدار او چه نتیجهای خواهد داشت.
دل سخت و خوی بد و روی زشت
چنان دان که دارد ز دوزخ سرشت
هوش مصنوعی: دل سنگی و خوی بد و چهره زشت را به این صورت بشناس که سرشت او از آتش جهنم نشأت گرفته است.
چو کودک ز ده ساله برتر گذشت
به تیر و کمان کرد آهنگ دشت
هوش مصنوعی: وقتی کودک به سن ده سالگی رسید، با تیر و کمان به سوی دشت رفت.
ز نخچیر و دام و دد و هرچه دید
پیاده دوان اندر ایشان رسید
هوش مصنوعی: از شکار و دام و حیوانات و هر چیزی که دید، تند و تند به سوی آنها دوید.
گرفتش همی پای و زد بر زمین
ز کارش همی خیره ماند آتبین
هوش مصنوعی: او را گرفتند و به زمین انداختند و از کار او به شدت حیرت زده و شگفت زده ماند.
شکارش همه شیر بود و پلنگ
پلنگش چو روباه بودی به چنگ
هوش مصنوعی: هر چیزی که او شکار میکرد، شیر و پلنگ بود و وقتی به چنگش میافتاد، خود مانند روباهی کوچک و بیخود میشد.
چو شد پانزده ساله گشت ارجمند
برآمد بسان درختی بلند
هوش مصنوعی: زمانی که او به سن پانزده سالگی رسید، به فردی ارزشمند و با احترام تبدیل شد و مانند درختی تنومند و بلند درخشید.
چنان شد به مردی همی در سپاه
نشد پیش او کس به آوردگاه
هوش مصنوعی: در سپاه، آنچنان قدرت و مردانگی داشت که هیچکس جرات نداشت در میدان نبرد با او روبرو شود.
ز تیرش نشد مرغ پرّان رها
ز تیغش نیامد رها اژدها
هوش مصنوعی: از تیر او هیچ پرندهای آزاد نشد و از تیغش هیچ اژدهایی رها نگردید.
همی گشت از این گونه چرخ بلند
نشد کوش سیر از کمان و کمند
هوش مصنوعی: چرخِ روزگار به همین شکل میچرخد و به هیچ وجه سیرِ زندگی بند نمیآید و به دام نمیافتد.
به کار سواری همی برد رنج
چو سالش برافزون شد از سی و پنج
هوش مصنوعی: با گذشت زمان و افزایش سن، سختیها و تلاشهای زندگی نیز بیشتر میشود و انسان برای رسیدن به اهدافش باید بیشتر زحمت بکشد.