برگردان به زبان ساده
بدان سان دوان سوی لشکر شتافت
نشان یکی چوب کشتی بیافت
هوش مصنوعی: در آن حال، به سرعت به سمت لشکر دوید و علامتی از یک چوب یا تیر را دید که نمایان شد.
همه سوخته بود سالار نو
که بازار نو بود و کردار نو
هوش مصنوعی: همه جا در حال سوختن بود، سالار جدیدی که بازار و رفتار تازهای داشت.
سراسیمه شد شاه نو در رسید
پسِ شاه نو نیز لشکر رسید
هوش مصنوعی: شاه جوان، نگران و مضطرب شد چون لشکر تازه ای به دنبالش آمد.
به خون برادر گرفتار شد
چو خون کرد ناچار خونخوار شد
هوش مصنوعی: چون برادرش را کشت و خود به درد و عذاب افتاد، ناگزیر از آن شد که به افعال ناپسند و خطرناک روی آورد.
چنین گفت مر شاه را رهنمون
که ریزنده خون را بریزند خون
هوش مصنوعی: رهنما به شاه گفت که وقتی کسی خون میریزد، باید پاسخ آن خون ریختن با خون داده شود.
به خون ای پسر تا نیازی تو دست
که بویش گزند است و بارش کبست
هوش مصنوعی: اگر نیاز به کمک و پشتیبانی داری، از راهی به مدد بخواه که اثرش مضر نباشد و کسی بار این مشکل را به دوش نکشد.
به دریا کنارش به دو نیم کرد
دل رومیان را پُر از بیم کرد
هوش مصنوعی: به دریا قسم، دل رومیان را به دو نیم کرد و آنها را پر از ترس و نگرانی نمود.