برگردان به زبان ساده
بدانگه که از خواب خیزد خروس
خروش درای آمد و بانگ کوس
هوش مصنوعی: وقتی که خروس از خواب بیدار میشود، صدای بلندی به گوش میرسد و صدای کوس نیز به گوش میرسد.
سپاه آمد و پیلدندان به هم
رمید از دل سلم یکباره غم
هوش مصنوعی: سربازان حمله کردند و فیلها به شدت ترسیدند، و ناگهان غم بزرگی دل سلم را فرا گرفت.
ز شادی لبانش پُر از خنده شد
تو گفتی که تور جوان زنده شد
هوش مصنوعی: از خوشحالی لبهایش پر از خنده شد و به حدی شاداب و سرزنده به نظر میرسید که گویی دوباره جوانی و زندگی را پیدا کرده است.
به نیرو شد از کوش و دل کرد خَوش
همی رفت تا پیش آن شیرفش
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و تلاشش، با دل خوش به سمت آن مرد شجاع و دلیر میرود.
بپرسید و از کارزارش بگفت
که شد نامور تور با خاک جفت
هوش مصنوعی: از او پرسیدند و او گفت که نامور تور به خاک پیوسته و به تاریخ ملحق شده است.
دل کوش از اندوه تور دلیر
دژم گشت و اندیشهها کرد دیر
هوش مصنوعی: دل را از اندوه خالی نگهدار، زیرا دل شجاع به غم آلوده میشود و اندیشهها به تأخیر میافتند.
وزآن پس دل سلم خوش کرد باز
بدو گفت کای شاه گردنفراز
هوش مصنوعی: پس از آن، دل سلم شاد و خوشحال شد و به او گفت: ای شاه با گردن بلند و باشکوه.
سپهر روان را همین است رنگ
گهی آشتی جوید و گاه جنگ
هوش مصنوعی: آسمان زندگی انسان همواره دچار تغییرات است؛ گاهی به آرامش و صلح میگراید و زمانی دیگر به جنجال و درگیری میافتد.
گه آشتی شهریاری دهد
چو جنگ آورد خاک و خواری دهد
هوش مصنوعی: هرگاه شهریاری آشتی و صلح را به ارمغان آورد، خوشایند و مفید است؛ اما اگر جنگ و درگیری به وجود آورد، نتیجهاش فقط خاک و تحقیر خواهد بود.
تو دل را بدین درد خرسند کن
غمان را به دست خِرَد بند کن
هوش مصنوعی: دل خود را به این درد خوشنود کن و غمها را با اندیشهات کنترل کن.
که من کین آن نامور شهریار
بخواهم، برآرم از ایران دمار
هوش مصنوعی: من برای اینکه این پادشاه مشهور را به دست آورم، از ایران ویرانی به وجود میآورم.
دل سلم خوش کرد و آمد به جای
سپیدهدمان بانگ شیپور و نای
هوش مصنوعی: دل سلم خوشحال شد و به جای صبح زود، صدای شیپور و نای به گوش رسید.
برآمد، سپه بر هم آویختند
ز خونِ یلان گِل برانگیختند
هوش مصنوعی: سپاه درخشان و پرافتخار برپا شد و با نبرد و چنگ زدن همدیگر را درهم آمیختند، بهگونهای که خون شجاعان و دلاوران را به گل تبدیل کردند.
همه روز تا شب چکاچاک بود
زمین گِل ز خون، آسمان چاک بود
هوش مصنوعی: زمین هر روز تا شب در حال جرقه زدن بود و پر از گل و خون بود، در حالی که آسمان نیز دچار شکاف و ناهنجاری بود.