برگردان به زبان ساده
وز آن جا سوی روم برگشت شاد
به داد و دهش دست و دل برگشاد
هوش مصنوعی: او از آنجا به سوی روم بازگشت و با خوشحالی دست و دلش را به بخشش و کمک گشود.
برون کرد از آن پس ز دست پدر
همان آذرآبایگان سربسر
هوش مصنوعی: پس از آن، آتش را از دست پدر بیرون آوردند و به تمامی آتشسوزان منتقل کردند.
سوی سلم شد تور با آن سپاه
خراسان همی بستد از دست شاه
هوش مصنوعی: تور به همراه سپاه خراسان به سمت صلح حرکت کرد و از دست شاه آزادی پیدا کرد.
گذر کرد کوش دلاور به آب
همه مصر و شامات کرد آرباب
هوش مصنوعی: دلاور به خوبی از میان آبها عبور کرد و همه مناطق مصر و شام را تحت کنترل خود درآورد.
همی دید کاو را نباشد ز بیش
از آن مرز برداشت آن بهر خویش
هوش مصنوعی: او میدید که فردی به مرزهای خود تجاوز کرده و از آن فراتر رفته است؛ این موضوع باعث ایجاد دردسر برای خودش خواهد شد.
فریدون از آن شورش آگاه شد
بپیچید و شادیش کوتاه شد
هوش مصنوعی: فریدون از شورش خبر پیدا کرد و به خاطر این موضوع نگران شد و شادیاش کم شد.
فرستاد و لشکر ز هر سو بخواند
سخن با نریمان و قارن براند
هوش مصنوعی: فرستادهای را به سوی نریمان و قارن فرستاد تا از هر طرف لشکر را جمع کند و با آنها سخن بگوید.
چنان گفتشان خسرو پُرخرد
که رنجورم از دست فرزند بد
هوش مصنوعی: خسرو باهوش به آنها گفت که از دست فرزند نادرستش زخم خورده است.
ببینید غمها که بر من رسید
که پیران سرم زهر خواهند چشید
هوش مصنوعی: نگاه کن که چه غمهایی بر من آمده است، که اکنون پیران میخواهند زهر تلخ زندگیام را بچشند.
گرامی سرِ ایرج نامدار
بُریده بدیدیم و افگنده خوار
هوش مصنوعی: ما سرِ پر افتخار ایرج نامدار را دیدیم که بریده شده و بر زمین افتاده است و به این ترتیب، آن سر ارزشمند، بیاحترامی شده است.
گنهکار و خونی دو فرزند نیز
از این درد بتّر کسی را چه چیز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که گناهکاران و فرزندان آلوده به خون، از این درد و مشکل آسیب میبینند. در واقع، نمیتوان کسی را به خاطر این درد و مصیبتی که در حال حاضر وجود دارد، سرزنش کرد.
کنون آمد آگاهی از موبدان
که با کوش یکدل شدند آن بدان
هوش مصنوعی: اکنون خبری از روحانیان رسید که آنها با تلاش و همدلی به یک هدف مشترک دست یافتند.
به سه بخش کردند گیتی همه
شبان گشته از خویش همچون رمه
هوش مصنوعی: جهان به سه قسمت تقسیم شده و همه مردم مانند گوسفندانی شدهاند که از یکدیگر فاصله گرفتهاند.
سزد گر شما رنج بر تن نهید
سپاسی بر این رنج بر من نهید
هوش مصنوعی: اگر شما زحمتی را تحمل کنید، انتظار میرود که از من به خاطر این زحمت قدردانی کنید.
که من پیر سر، جوشنِ رزم و کین
بپوشم که نپسنددم مرد دین
هوش مصنوعی: من، با وجود سن و سالی که دارم و در حالی که در میدان جنگ و نبرد شرکت کردهام، نمیتوانم به خاطر دلخواه دیگران یا به خاطر خواستههای آنهایی که مرد دین نامیده میشوند، دست از این کار بکشیم.
که روزان و شب پیش پروردگار
بنالم همی تا مگر کردگار
هوش مصنوعی: در روزها و شبها پیش خداوند شکایت کنم تا شاید او کمک کند.
منوچهر را برکشد بیگزند
کند نامور را و تختش بلند
هوش مصنوعی: منوچهر را بیخطر برافراشته و او را مشهور و تختش را والا میسازد.
مگر دل کند تیز و پُرکیمیا
بخواهد از آن هر دو کین نیا
هوش مصنوعی: اگر دل تیز و با ارزش باشد، میتواند از این دو نوع عشق جدا شود.
شما برگزینید چندان سپاه
که از گرد، گردون بماند سیاه
هوش مصنوعی: شما میتوانید به دلخواه خود تعداد زیادی نیرو انتخاب کنید تا از غبار و گرد و غبار آسمان باقی بماند.
ببخشیدشان خواسته هرچه هست
کران آب رویست نیروی دست
هوش مصنوعی: از آنها بگذر، زیرا هر چه در دل دارند، به مانند آب روی سطحی است که نیروی دست بر آن تأثیر میگذارد.
سوی تو ز بیمایهتر برکشید
به اره به دو نیمش اندر کشید
هوش مصنوعی: به سوی تو، کسی که هیچ ارزشی ندارد، با اره او را به دو نیم کرد و به شدت از هم جدا ساخت.
نریمان و قارن به هنگام خواب
گرفتند سوی خراسان شتاب
هوش مصنوعی: نریمان و قارن به هنگام خواب آماده شدند و به سوی خراسان حرکت کردند.