برگردان به زبان ساده
به «بشکوبش» آمد همان آگهی
که آن کشور از جانور شد تهی
هوش مصنوعی: خبر آمد که آن سرزمین از وجود جانوران خالی شده است.
بترسید سالار آن مرز و گفت
که این مرد با مردمی نیست جفت
هوش مصنوعی: سالار مرز به دیگران هشدار میدهد که از این مرد دوری کنند، زیرا او همدردی و همنشینی با مردم ندارد و در جمع آنها قرار نمیگیرد.
همانگاه با شهری و لشکری
بنه برنهادند بیداوری
هوش مصنوعی: در آن زمان، با شهری و گروهی از سربازان، بدون هیچ گونه قضاوت و داوری، به مقابله و نبرد برخاستند.
ز مردم تهی کرد کشور همه
به پیش اندر افگندشان چون رمه
هوش مصنوعی: کشور از مردم خالی شد و همه را مثل گوسفند به جلو راندند.
شتابان به شهر خلایق رسید
بگفت آن شگفتی که از کوش دید
هوش مصنوعی: با سرعت به شهر مردم رسید و از آنچه در کوش دیده بود، شگفتیها را بیان کرد.
چو بشنید فاروق از او این سخُن
که کوش از بدیها چه افگند بن
هوش مصنوعی: وقتی فاروق این حرف را از او شنید که چرا از بدیها فرار نمیکنی و خود را از آنها دور نمیکنی، متوجه شد که باید به آن توجه کند.
ز کردار و بیداد او خیره ماند
پُر اندیشه گشت و سپه بازخواند
هوش مصنوعی: به خاطر اعمال و ظلمهای او، انسان متعجب و نگران شد و تصمیم گرفت تا بار دیگر به پیامدهای کارهایش فکر کند و به بررسی وضعیت بپردازد.
ببخشیدشان اسب و خفتان و زین
همه تیغ و برگستوان گزین
هوش مصنوعی: ببخشید به آنها که اسب و زین و خفتان دارند، همه اینها را باید با دقت و احتیاط انتخاب کرد.
درم داد و لشکر به هامون کشید
شد از نعل اسبان زمین ناپدید
هوش مصنوعی: سرقتی در کار رخ داده و کسی که درم (پول) را به فردی داده است، با لشکری به هامون آمده و در پی آن، زمین به دلیل حرکت نعل اسبان ناپدید شده است. این تصویر نشاندهنده قدرت و تأثیرگذاری است که این کاربر میتواند داشته باشد، بهطوریکه زمین در مقابل او فرو میریزد.
گرفت آنگهی مایهور شهر پشت
یکی کنده فرمود ژرف و درشت
هوش مصنوعی: سپس یکی از بزرگان شهر را به زندان انداخت و دستور داد که او را عمیق و محکم حبس کنند.
فرستاد کارآگهی را نخست
ز دشمن همه رازها باز جُست
هوش مصنوعی: او ابتدا به جاسوس خود دستور میدهد تا تمام اسرار را از دشمن بگیرد.
بیامد بدیدش به ده منزلی
سپاهی بدین تیزی و یکدلی
هوش مصنوعی: او به ده رسید و سپاهی را دید که با وحدت و قاطعیت در آنجا بودند.
بدان هیبت و هول بر تخت شاه
فرستاده از بیم گم کرد راه
هوش مصنوعی: به خاطر ترس و هراس، کسی که به تخت شاه فرستاده شده، راه را گم کرده است.
تو گفتی که شیرند گُردان همه
همه خشم دارند گرد و رمه
هوش مصنوعی: تو گفتی که همه شیران و گردانها خشمگین هستند و همگی نظارهگرند.
بدان خیرگی بازگشت او ز راه
بگفت آن سخنها به فاروق شاه
هوش مصنوعی: در پی آن خیرگی و حیرت، او به راه بازگشت و آن سخنها را به فرخ شاه گفت.
دژم گشت فاروق و دم درکشید
نیارست با او به مردی چخید
هوش مصنوعی: فاروق ناامید و مغموم شد و در دلش دلهره ایجاد شد، اما جرأت نکرد در برابر او به شجاعت و جسارت واکنش نشان دهد.