برگردان به زبان ساده
نبایست مرکوش را کآن سپاه
بدان ساز و آن مایه و دستگاه
هوش مصنوعی: نباید مرکب تو آن باشد که سپاهیان بر آن سوار شوند و به آن آذین و تجهیز شده باشد.
از آن لشکر گشن بیرون شوند
بدان ساز نزد فریدون شوند
هوش مصنوعی: افرادی که از آن لشکر گرسنه خارج میشوند، به سمت فریدون میروند و با او همداستان میشوند.
تنی چند را کز خرد مایه داشت
نهانی بدان نامداران گماشت
هوش مصنوعی: گروهی را که از خرد و دانایی بهرهمند بودند، به طور پنهانی به عنوان یارانی برای نامآوران انتخاب کرد.
فراوان همی کشور و سیم و زر
بپذرفت و افسون نشد کارگر
هوش مصنوعی: کشور و ثروت بسیاری وجود دارد، اما به راحتی نمیتوان به آنها دست یافت و کار سخت و تلاش لازم است.
یکی ناموَر بود «مردان» به نام
به زور و به مردی رسیده به کام
هوش مصنوعی: یک مرد معروف وجود داشت که به خاطر قدرت و مردانگیاش به موفقیت و زندگی مطلوبی دست پیدا کرده بود.
جوانی سرافراز وز تخم جم
سرافراز «سلکت» ورا بود عم
هوش مصنوعی: جوانی سترگ و با افتخار که از نسل پادشاهان بزرگ زاده شده، موجودی با ارزش و قابل توجه است.
ز قارن همه ساله بودیش رشک
ز کینش شب و روز راندی سرشک
هوش مصنوعی: هر سال از قارن، حسادت به عشقش او را میآزارد و به خاطر این کینه، اشکها از چشمانش میریزند.
یکی دیو دان رشک را تیرهرنگ
شب و روز با پاک یزدان به جنگ
هوش مصنوعی: یک دیو بدجنس که حسادت میورزد، شب و روز با نیکی خداوند در حال مبارزه است.
به ایران چو دیدی که قارن ز شاه
همی یافتی هر زمان پایگاه
هوش مصنوعی: وقتی به ایران نگاه کردی و دیدی که قارن به عنوان پادشاه همیشه در حال کسب اعتبار و جایگاه است.
دلش ریش گشتی از آن داوری
از آن پهلوانی وز آن سروری
هوش مصنوعی: دلش زخم شده است از آن قضاوت و داوری، از آن قدرت و پهلوانی، و از آن مقام و سروری.
همان قارن از وی پر از کین و درد
چه هنگام شادی چه گاه نبرد
هوش مصنوعی: قلب او همیشه پر از کینه و درد است، چه در زمان شادی و چه در زمان جنگ.
چو مر کوش را داد خسرو سپاه
که او رزم را داند آیین و راه
هوش مصنوعی: وقتی که خسرو به مرکو، سپاه داد، به این خاطر بود که او به خوبی با فنون و قوانین جنگ آشنا بود.
بدین گفته او را ز ایران بکند
چنان با سپاهش به مغرب فگند
هوش مصنوعی: به این ترتیب او را از ایران دور کرد و همراه سپاهش به سمت مغرب فرستاد.
نه ایران بدی نام ایران زمین
«خنیره» همی خواندی مرد دین
هوش مصنوعی: ایران را با نام نیکش توصیف کن و بدان که مردمان دیندار، همیشه به خوبی از این سرزمین یاد کردهاند.
به بخشش، چو ایران به ایرج فتاد
فریدون بدان نام ایران نهاد
هوش مصنوعی: فریدون وقتی ایران را به ایرج بخشید، به یاد او نام ایران را گذاشت.
به هنگام برگشتن از پیش کوش
به دل گفت مردان فولادپوش
هوش مصنوعی: در زمان بازگشت از میدان، دل را خطاب قرار داد و به او گفت که مردان با اراده و قوی مثل فولاد هستند.
که گر من به مرز خنیره شوم
ز قارن دگر باره خیره شوم
هوش مصنوعی: اگر من به مرز خنیره برسم، دوباره از قارن متوجه میشوم.
چو آهنگری را شوم زیردست
مرا بر سر خاک باید نشست
هوش مصنوعی: اگر به کار آهنگری مشغول شوم، باید زانو بر خاک بزنم و فروتنی کنم.
ور ایدر بباشم به نزدیک شاه
چو قارن شوم پهلوان سپاه
هوش مصنوعی: اگر در کنار شاه بمانم، مانند قارن، قهرمان سپاه میشوم.
فرستاد در شب به نزدیک کوش
برادرش را با یکی تیرههوش
هوش مصنوعی: او در شب، برادرش را به نزد یکی از افراد با هوش و اندیشه تیره فرستاد.
که شاها، تو دانی که چون من دگر
نبندد کسی گاه مردی کمر
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو میدانی که هیچکس دیگر مانند من نمیتواند کمر به مردی ببندد و به این اندازه استوار و مقاوم باشد.
به ایران ز تخم که دارم نژاد
چگونهست ما را سرشت و نهاد
هوش مصنوعی: به ایران که من از نژادی آن به دنیا آمدهام، چگونه است که روح و شخصیت ما اینگونه شکل گرفته و ساخته شده است؟
چو بر مهتران پایگاهم دهی
برِ خویشتن جایگاهم دهی
هوش مصنوعی: اگر برای بزرگترها منزلت و مقام معین کنی، در واقع به خودت نیز جایگاهی میدهی.
سپه دارم افزونتر از ده هزار
نبرده دلیران خنجرگزار
هوش مصنوعی: من سپاهی دارم که از ده هزار نفر بیشتر است و آنها مردانی دلیر هستند که آماده نبرد و مبارزهاند.
هم ایدر بباشم برآرم سپاه
سپر کرده داریم جان پیش شاه
هوش مصنوعی: من نیز در اینجا خواهم بود و سپاهی را به حرکت درمیآورم، جانم را پیش شاه فدای او میکنم.
ز پیغام او سر برافراخت کوش
ز شادی تو گفتی برآمد به جوش
هوش مصنوعی: به خاطر پیام او، سرم را بلند کردم. تلاش کن، زیرا از خوشحالی تو گفتی که جانم به جوش آمد.
برادرش را اسب داد و ستام
همان تیغ هندی به زرّین نیام
هوش مصنوعی: برادرش را با اسب و زر و تیغ هندی تجهیز کرد.
فرستاد چندان بدو خواسته
همان تازی اسبان آراسته
هوش مصنوعی: او به مقدار زیادی اسبان زیبا و آماده را به سوی او فرستاد.
بدان نامداران لشکرش نیز
فراوان فرستاد هرگونه چیز
هوش مصنوعی: او به مقامات و نامآوران لشکر خود هدایت و دستوراتی را فرستاد و هر نوع کمک و نیازی را برای آنها فراهم کرد.
شدند از جهان آن یلان بینیاز
ز زرّین و سیمین و هرگونه ساز
هوش مصنوعی: این یلان از دنیا بینیاز شدهاند و دیگر به طلا و نقره و هر نوع زینتی توجهی ندارند.
دل از دیگران خوار و خرسند کرد
نویسندگان را همه بند کرد
هوش مصنوعی: دل از دیگران بینیاز و شاد کرد و نویسندگان را به زنجیر کرد.
به زندان و تنگی فرستادشان
سخنهای جنگی فرستادشان
هوش مصنوعی: آنها را به زندان و شرایط سخت فرستادند و سخنان مربوط به جنگ را به سویشان فرستادند.
که این نامداران ایران زمین
شما دور کردید از ایدر چنین
هوش مصنوعی: شما این افراد نامدار و بزرگ ایران را از چنین مکانی دور کردهاید.
ز بس گفتن و نامه کردن به شاه
ز من دور گشت این نبرده سپاه
هوش مصنوعی: به خاطر فراوانی درخواستها و نامهنگاریها به شاه، این یک لشکر عظیم از من دور شد و به من نرسید.