برگردان به زبان ساده
جهان را چو شَعرِ سیه چاک شد
ز می مغز بیهوش و بیباک شد
هوش مصنوعی: وقتی دنیا مانند شعری تیره و پراکنده شد، انسانها از مستی و ناآگاهی به حالتی بیترس و بیملاحظه افتادند.
دلش آرزوی نگارین گرفت
ستایش به چشم خمارین گرفت
هوش مصنوعی: دلش به یاد معشوقش شوق و آرزو پیدا کرد و زیبایی او را با چشمان خوابآلودش ستایش کرد.
فراوان بخواند و بجُستش بسی
نیارست گفتن مر او را کسی
هوش مصنوعی: او بسیار میخواند و تلاش میکرد، اما هیچکس جرأت نمیکرد چیزی به او بگوید.
سرانجام کز کارش آگاه شد
بپیچید و شادیش کوتاه شد
هوش مصنوعی: بالاخره از کار او باخبر شد و به همین خاطر، اوضاعش را تغییر داد و شادیش کم شد.
پشیمان شد و گریه آغاز کرد
درِ درد بر خویشتن باز کرد
هوش مصنوعی: او پشیمان شد و شروع به گریه کرد و در دل خود را به روی دردهایش گشود.
سراسر مرا بود، گفت، این گناه
که گفتم ز ما آرزویی بخواه
هوش مصنوعی: او گفت: تمام وجود مرا در بر گرفته است، حالا از ما بخواه که آرزویی داشته باشیم.
کنون خواست، پادافره من کشید
ز خون چادر سرخ بر سر کشید
هوش مصنوعی: اکنون او خواست انتقام مرا بگیرد و به همین خاطر چادری سرخ از خون من بر سر گذاشت.
بیامدش نوشان بیدار بخت
که از خاک برخیز و بر شو به تخت
هوش مصنوعی: او با حالتی سرزنده و خوشبخت به او گفت که از زمین بلند شو و بر تخت سلطنت بنشین.
سرشت آمد اندر تو این بدخوی
همی کرد نتوان که یکسو شَوی
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به ویژگیهای ذاتی انسان دارد. به این معناست که طبیعت بدیها و رفتارهای ناپسند در وجود تو نهفته است و نمیتوانی به راحتی تغییر رویه دهی و به سوی خوبی بروی.
نه دوری توان از نهاد و سرشت
نه زآن کایزدت داد بر سرنوشت
هوش مصنوعی: نه میتوانی از ذات خود دور شوی و نه اینکه به سرنوشتت که خداوند برایت مقدر کرده، اعتراض کنی.
ز خوبان همی جُست پنهان نشان
ز شاه و دلیران و گردنکشان
هوش مصنوعی: به دنبال نشانهای از نیکان و دلیران و نیرومندان هستم که در خفا و پنهانی هستند.
فرستاد نزد همه سرکشان
به خان و به چین و به خاورستان
هوش مصنوعی: او به نزد تمام سرکشها در خان، چین و خاورستان پیام فرستاد.
که خواهم همی از شما هر یکی
فرستید مهچهره دوشیزکی
هوش مصنوعی: من از شما میخواهم که هر کدام یک دوشیزه زیبا برای من بفرستید.
ز هر مرز و بوم آنک بودند بزرگ
فرستاد دوشیزهای هر سترگ
هوش مصنوعی: از هر سرزمین و ناحیه، بزرگانی وجود دارند که دختران شایستهای را برای خود برمیگزینند.
صد و بیست از آن ماهرویان گزین
رسیدند به درگاه دارای چین
هوش مصنوعی: یکصد و بیست دختر زیبا از سرزمین چین به دربار بزرگ و معتبر آمدهاند.
بدید آن بتان را، نکردش پسند
به دیگر کسان دادشان هوشمند
هوش مصنوعی: آن بتان را دید و از آنها خوشش نیامد، بنابراین هوش و درایتش را به دیگران سپرد.
مر او را بگفتند کای شهریار
یکی ماهروی است در قندهار
هوش مصنوعی: به او گفتند ای پادشاه، در قندهار دختری زیبا همانند ماه وجود دارد.
که از زلف او دِرع و جوشن کنند
به رخ تیرهشب روزِ روشن کنند
هوش مصنوعی: از موی او زره و زینت میسازند و با زیبایی چهرهاش، تاریکی شب را به روشنایی روز تبدیل میکنند.
به تخمه ز اهل کریمان نژاد
به خوبی تو گویی ز حوری بزاد
هوش مصنوعی: از نسل نیکسرشتان که اهل کرامت هستند، بهخوبی میتوان فهمید که تو چقدر شایسته و ارزشمند هستی، مانند کسی که از حوری زاده شده است.
سراسر بگردند گرد جهان
نیابی به گیتی تو مانند آن
هوش مصنوعی: هر جا که بروی و در تمام دنیا بگردی، کسی را مانند تو در این جهان نخواهی یافت.
به بالا چو سرو و به دیدن سروش
خرامش چو طاووس و گفتار نوش
هوش مصنوعی: مانند سرو بلند و راست ایستادهای و در دیدار پیامآور الهی، با زیبایی و ناز از خود جلوه میکنی، همانند طاووس و سخنانت شیرین و دلنواز است.
اگر شاه خواهد مرآن دخت را
نیابد جز او دیگری جفت را
هوش مصنوعی: اگر پادشاه بخواهد آن دختر را، جز او هیچ کس دیگری نمیتواند جفت او باشد.
فرستاد و آن ماهرخ را بخواست
بر خویش آورد و نیکو نشاخت
هوش مصنوعی: او آن دختر زیبارو را فرستاد و خواست که به نزد خودش بیاورد و او را به خوبی شناخت و ارزیابی کرد.
همی بستد و یک شب او را بدید
پسندش نیامد نه کس برگزید
هوش مصنوعی: او شب را به دزدیدن مشغول بود و وقتی او را دید، از دیدن او خوشش نیامد و هیچکس را هم انتخاب نکرد.
نه جای نگارین گرفت هیچکس
نه از سر برون آمد او را هوس
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست به جای زیبای او دست یابد و هیچکس هم نتوانست او را از دل آرزوهایش بیرون بکشاند.
همی بود بی رنج و با ایمنی
روان پر ز اندیشه های منی
هوش مصنوعی: به آرامی و بدون دغدغه، ذهن من پر از اندیشهها و تفکرات است.
جز از شاه ایران ز کس باک نه
زمانه جز از نوش و تریاک نه
هوش مصنوعی: تنها از شاه ایران نباید هراسان بود، زیرا زمانه جز از لذتهای زندگی مانند نوشیدنی و تریاک چیز دیگری نمیتواند باشد.