برگردان به زبان ساده
پسر داشت کنعان یکی، کوش نام
به مردی همانا رسیده تمام
هوش مصنوعی: کنعان پسری داشت که نامش کوش بود و او به تمام معنای مردی بزرگ و کامل تبدیل شده بود.
یکی دیگر آمدْش بر راه بر
بیفگندش از بیم، کنعان خر
هوش مصنوعی: نوعی ترس و احتیاط به او اجازه نداد تا به راه خود ادامه دهد و او را از مسیرش منحرف کرد.
بیابان کوهی که برتر ز ابر
پلنگ اندر آن کوه و درّنده ببر
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف یک بیابان و کوه پرداخته شده است. کوه در این بیابان به اندازهای بلند است که از ابرها نیز بالاتر است و درون آن حیواناتی نظیر پلنگ و ببر وجود دارند. به طور کلی، این تصویر نشاندهنده زیبایی و وحشیگری طبیعت است.
بدان غارها در یکی دزد بود
که خونریز و ناباک و بیمزد بود
هوش مصنوعی: در یکی از غارها دزدی زندگی میکرد که بسیار خشن، بیرحم و بدون دلیل به دیگران آسیب میزد.
کشیدی ز دریا به دندان نهنگ
گرفتی به دنبال شیر و پلنگ
هوش مصنوعی: از دریا نهنگی را به دندان گرفتی و به جستجوی شیر و پلنگ رفتی.
سبکپای و ناباک و جوینده نام
ورا تازیان نمر کردند نام
هوش مصنوعی: با قدمهای سبک و بیخیال، کسی که در جستجوی نامش است، او را با چاقو و سختی آزمایش کردند.
پلنگ است نمر ار بدانی درست
که همچون پلنگان به خون دست شست
هوش مصنوعی: اگر دقت کنی، متوجه میشوی که نمر (ببر) همانند پلنگها دستش به خون آلوده است.
گذر کرد بر بچّهای شیرخوار
مر او را از آن خاک برداشت خوار
هوش مصنوعی: گذر کرد بر روی کودکی که در آغوش مادر است و او را از آن خاک برمیدارد و به زمین میافکند.
مر آن بچه را نام نمرود کرد
ز نمرود گیتی پر از دود کرد
هوش مصنوعی: بچهای را نام نمرود گذاشتند، چون دنیا را پر از غبار و دودی کرده بود.
ببرد و بپرورد و خوبی نمود
چو زور آمدش مهربانی نمود
هوش مصنوعی: او را گرفت و بزرگ کرد و خوبیها انجام داد، اما وقتی به او زور و قدرت رسید، مهربانی نشان داد.
چو نمرود یال یلی برکشید
از آن دزد بگریخت سر در کشید
هوش مصنوعی: وقتی نمرود یال یک اسب بزرگ را بالا کشید، آن دزد از ترس فرار کرد و خود را پنهان کرد.
به شام آمد و پادشاهی بیافت
سر از راه یزدان از آن سر بتافت
هوش مصنوعی: او به شام رفت و به سلطنت دست یافت، اما به خاطر فرمان خدا از آنجا روی برگرداند.
همی به آسمان شد به رزم خدای
وز این داستان بنگر ای پاکرای
هوش مصنوعی: او به آسمان رفت تا با خداوند به نبرد بپردازد و از این حکایت عبرت بگیر ای نیکو اندیش.
دگرگونه برخواندم این داستان
ز گفتار آن پاکدل راستان
هوش مصنوعی: این داستان را به شکل دیگری برایتان میخوانم، بر اساس گفتههای آن شخص با دل پاک و راستین.
که دارای گیتی چو او را بداشت
پلنگی برآن شیرخواره گماشت
هوش مصنوعی: او در میان جهان کسی مانند خود ندارد، مانند پلنگی که بر روی شیرخوارهای نشسته باشد.
که روز و شب او را همی شیر داد
گهی شیر و گه گوشت نخچیر داد
هوش مصنوعی: او در روز و شب به او شیر میدهد و گاهی نیز گوشت شکارش را به او میدهد.
برآمد بر آن شیرخواره سه سال
بسان پلنگان برآهیخت یال
هوش مصنوعی: یک بچه شیر سه ساله مانند پلنگان، یال خود را به حالت بر افراشته و با قدرت و وقار برافراشته است.
یکی مرد نخچیرگیرش بدید
که پستان ماده پلنگی مکید
هوش مصنوعی: مردی را دید که در حال شکار بود و در کنار او، بچه پلنگی به شیر مادرش نوشیدن میکرد.
بکشت آن پلنگ و به خانهش شتافت
جز از کودک خرد چیزی نیافت
هوش مصنوعی: او آن پلنگ را کشت و به خانه rushed کرد، اما جز کودک کوچک چیزی نیافت.
به خردیش نمرود کردند نام
که نمری بُد او را همی باب و مام
هوش مصنوعی: به خاطر هوش و ذکاوتش، نمرود نامیده شد و این نام از او به یادگار ماند، چراکه او فرزند و پدر داشت.
چو نیرو گرفت از مه و سال و بخت
سر تخت بگرفت و بر شد به تخت
هوش مصنوعی: وقتی که او از ماه و سال و شانس نیرو گرفت، بر تخت سلطنت نشسته و بر آن ارتقاء یافت.
جهان شد سراسر به فرمان اوی
همه بوم در زیر فرمان اوی
هوش مصنوعی: جهان تحت کنترل و هدایت اوست و همه جا در تسلط و سیطره او قرار دارد.
منی کرد و بر خویشتن دید کار
جهان را منم، گفت پروردگار
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که خالق هستی به خود نگریسته و درکی از وضعیت دنیا و موجودات آن پیدا کرده است. بینندهای متفکر و آگاه که به حقیقت و اصل وجود پی برده است.
چو بگرفت روی زمین سربسر
یکی جنگ نو ساخت با دادگر
هوش مصنوعی: زمانی که تمام زمین را پوشاند، جنگ تازهای به وجود آمد که با عدالت همراه بود.
سوی آسمان خواست رفتن به جنگ
هلاکش همی پشّه بُد کور و لنگ
هوش مصنوعی: او میخواست به آسمان برود و با خطرات بزرگ روبرو شود، اما مثل پشهای بود که کور و لنگ است و نمیتواند به درستی بجنگد.
چنین است راز خداوند پاک
نگه داشت او را ز باران و خاک
هوش مصنوعی: راز خداوند اینگونه است که او را از تأثیرات باران و خاک محافظت کرده است.
پلنگی بر او دایه برساخت نیز
به مردی و شاهی رسانید و چیز
هوش مصنوعی: پلنگی برای او پرستاری فراهم کرد که او را به مردی و سلطنت برساند و امکاناتی به او بدهد.
همی تا چنین گفت ناهوشیار
که جز من دگر کیست پروردگار
هوش مصنوعی: نااهل و نادان سخن میگوید که جز من کسی دیگر هستی که پروردگار باشد.
از این ژرفتر چون یکی بنگری
نگه کن به گوسالهٔ سامری
هوش مصنوعی: اگر با دقت و عمق بیشتری به مسئله نگاه کنی، میتوانی به گوسالهای که سامری ساخت، توجه کنی.
روان را از اندیشه آزاد کن
از او هم بدو نام و فریاد کن
هوش مصنوعی: ذهن و فکر خود را از قید و بند رها کن و به جای نگرانی، به او بگو که مشغول فریاد زدن است.