برگردان به زبان ساده
یکی شاه بود اسطلیناس نام
ز گنج و ز دانش رسیده به کام
هوش مصنوعی: یک پادشاه به نام اسطلیناس وجود داشت که به خاطر ثروت و دانشش به موفقیت و خوشبختی دست یافته بود.
به شهری که خوانی همی قسطنات
یکی دیر پا کرده پیش فرات
هوش مصنوعی: در شهری که تو به آن اشاره میکنی، عمارتی قدیمی نزدیک رودخانه فرات ساخته شده است.
از آن زرّ و گوهر که او برد کار
بدان دیر، تا کس نداند شمار
هوش مصنوعی: از جواهر و ثروتی که او به دست آورد، تا مدت زیادی کسی از مقدار و تعداد آن خبر نداشت.
ستونی دگر شاه فرمانروا
برآورد سیصد گز اندر هوا
هوش مصنوعی: یک ستون دیگر از شاه فرمانروا به بلندی سیصد گز در آسمان برپا شد.
سرش چارسو همچو خوان از رخام
در او ساخته گور آن نیکنام
هوش مصنوعی: سر او به شکل چارسو و مانند میزی از سنگ رخام طراحی شده است، و در او جایگاهی برای آرامگاه آن فرد نیکوخصال ساخته شده است.
نهاده در او اسطلیناس شاه
بدان تا هوا دارد او را نگاه
هوش مصنوعی: او را در دل خود نگه داشته است، به گونهای که مانند پادشاهی بر او نظارت دارد و به احساسات و حال او توجه میکند.
طلسمی بکرده ز بالای گور
ز زرّ گرامی ستام و ستور
هوش مصنوعی: طلسمی بر بالای گور قرار داده شده که از طلا و به شکل زینت و زیبایی ساخته شده است.
یکی دست او را عنان است بهر
دگر دست برداشته سوی شهر
هوش مصنوعی: او یک دسته از عزم و ارادهاش را به حرکت درآورده و در دست دیگرش، امیدش را به سمت شهر میبرد.
بدانسان که مردم بخواند همی
کس او را جز از شه نداند همی
هوش مصنوعی: بدان ای سام، مردم به کسی دیگر جز از شاه آگاهی ندارند.
هر آن کس که دیدهست و داند درست
که گوینده زین بس درستی نجست
هوش مصنوعی: هر کسی که به خوبی دیده و فهمیده باشد، میداند که گوینده به دنبال حقیقت و درستی نیست.