برگردان به زبان ساده
وز ایران از آن سی هزاران سوار
فزون کشته بودند هشده هزار
هوش مصنوعی: از ایران سی هزار سوار بیشتر کشته شده بودند و تعداد آنها به هجده هزار میرسید.
فریدون از ایشان چو آگاه شد
دژم گشت و شادیش کوتاه شد
هوش مصنوعی: فریدون وقتی از وضعیت آنان مطلع شد، ناراحت و غمگین شد و شادیاش کم شد.
سپهدار را سرزنش کرد و گفت
که همچون زنان در شبستان بخفت
هوش مصنوعی: او فرمانده را ملامت کرد و گفت که مانند زنان در جای خواب استراحت کردهای.
بر او لاجرم دشمنش یافت دست
سپاه مرا بیشتر کشت و خست
هوش مصنوعی: او به ناچار دشمن خود را در قویترین سپاه من پیدا کرد و به همین دلیل بیشتر از قبل آسیب دید و خسته شد.
یکی گفت از آن بازمانده سپاه
که شاها، نبودهست او را گناه
هوش مصنوعی: یکی از بازماندههای سپاه گفت که ای شاه، او هیچ گناهی ندارد و در واقع تقصیری به گردن او نیست.
که این مایه مردم که باز آمدیم
اگرچه به رنج دراز آمدیم
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که اگرچه در بازگشت ما به سوی مردم، زحمات و مشقتهای زیادی کشیدیم، اما این امر باعث افتخار و ارزش ماست.
ز فرّ تو و رنج نستوه بود
که در پیش دشمن یکی کوه بود
هوش مصنوعی: از قدرت و زیبایی تو آنقدر رنج میبرم که در برابر دشمنان، همچون کوهی استوار و مقاوم هستم.
اگر کوش را او نخستی به تیغ
کس از ما بخستی به راه گریغ
هوش مصنوعی: اگر در تلاش خود گام اول را برنمیداری و به ستیز با دیگران نمیپردازی، در مسیر فرار و گریز موفق نخواهی بود.
چو او خسته شد لشکرش گشت باز
کسی از پی ما نیامد فراز
هوش مصنوعی: وقتی او خسته شد، لشکرش به عقب برگشت و هیچ کس از پشت سر به دنبال ما نیامد.
سه باره فزون بود از ما سپاه
نهان کرده در شهر یکچند گاه
هوش مصنوعی: سه بار تعداد نیروی ما از آنچه که تصور میکردیم بیشتر بود و در یک جا، به طور پنهانی در شهر تجمع کرده بودند.
چو ایمن شدیم او شبیخون نمود
کنون بودنی بود و گفتن چه سود
هوش مصنوعی: پس از آنکه در امان شدیم، او حمله کرد. اکنون که این وضعیت پیش آمده، گفتن اینکه چه فایدهای دارد، بیمورد است.