برگردان به زبان ساده
به بر چون برافگند گردون گره
به بر درکشیدند گردان زره
هوش مصنوعی: وقتی آسمان بر زمین سایه میاندازد، زرههای حرکتی در دور دستها به حرکت درمیآیند.
سوی دستهٔ تیغ بردند دست
سر هر ده از تن بریدند پست
هوش مصنوعی: دست هر ده را به سوی تیغ بردند و از بدن جدا کردند.
بسی خار و خاشاک برتوختند
بلند آتشی را برافروختند
هوش مصنوعی: بسیاری از زبالهها و مشکلات بر روی تو ریخته شده و به همین خاطر آتش بزرگی شعلهور شده است.
فروغ از سر کوه پرتاپ شد
همی روی دریا چو زر آب شد
هوش مصنوعی: نور از بالای کوه به سمت دریا افکنده شد و سطح آب مانند طلا درخشان شد.
چو کوش آتش تیز دید اندر آب
براندند چون باد اسب از شتاب
هوش مصنوعی: وقتی که آتش تند را در آب دیدند، با سرعتی مانند باد، آن را جستجو کردند و از آن فاصله گرفتند.
ز دریا برون رفت با آن سپاه
به سر برنهادند گردان کلاه
هوش مصنوعی: از دریا بیرون آمدند و در حالی که با جمعیت خود به سر کلاهی گذاشته بودند.
همه خفته بودند گردانِ بند
که دشمن شبیخون بر ایشان فگند
هوش مصنوعی: همه در خواب بودند و گروهی که در حال نگهبانی بودند، بیخبر از اینکه دشمن به آنها حمله کرده است.
شب تیره مانندهٔ جان دیو
ز دریا برآمد ز ناگه غریو
هوش مصنوعی: در شب تاریک، صدای وحشتانگیزی شبیه به صدای دیو از دریا به ناگهان شنیده میشود.
بجستند آسیمه دربندیان
ببستند بر کینه جُستن میان
هوش مصنوعی: در اینجا میگوییم که افرادی که به دنبال انتقام هستند، با یکدیگر به صورت آشفته و مضطرب جمع میشوند و برای جستجوی کینه و خصومت دست به کار میشوند.
به نزدیک دربند کس را یله
نکردند و بر کوه شد مشعله
هوش مصنوعی: هیچکس را به نزدیکی دربند آزاد نکردند و بر فراز کوه آتش روشن شد.
چو بازارگان جنگ و آن جوش دید
خروشیدن لشکر کوش دید
هوش مصنوعی: وقتی بازرگان جنگ و شور و هیجان لشکر را مشاهده کرد، به دقت توجه کرد و به خود آمد.
فرستاد پنجاه تن را به زیر
همه رزم دیده جوان و دلیر
هوش مصنوعی: به پنجاه نفر از نجبا و دلاوران را به میدان جنگ فرستاد.
نهان کرده رخسار زیر زره
به دامن برافگنده بند گره
هوش مصنوعی: صورت زیبا را پوشانده است و در عین حال با دامنش گرهای را باز کرده است.
نهادند تیغ اندر آن مردمان
سرآمد به دربندیان در زمان
هوش مصنوعی: در این بیت به وضوح بیان میشود که در زمانی، با تمام قدرت و شدت، بر سر مردم سر آمدهای تیغ و شمشیر را فرود آوردند و آنها را در بند و محدودیت گرفتار کردند.
گشادند دربند و بر شد خروش
سپیده ز دربند بگذشت کوش
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که صبحگاهان درهایی که بسته بودند، باز شدند و صدای نشاطآور صبحگاهی بلند شد و سپیدهدم از آن بند و گرفتاری گذر کرد.
سراپرده زد بر سر کوهسار
مرآن کوه را پست کرد و حصار
هوش مصنوعی: در بالای کوه، تلی از پرده به راه افتاده است که باعث میشود آن کوه، کوچک و کم ارتفاع به نظر برسد و آن را محصور کرده است.
هم اندر زمان کرد کشتی گسی
بدان تا سپاه آید از چین بسی
هوش مصنوعی: در این زمان، کشتی را به حرکت درآورد تا سپاه فراوانی از چین بیاید.
طلایه برون کرد از راه شهر
ز گردان کرا از هنر بود بهر
هوش مصنوعی: طلایه به سوی شهر حرکت کرد، کسی که به خاطر هنرش از گردابها و مشکلات عبور کرده است.
به پنجم سواری ز گردان شاه
تنی صد همی برد با خود به راه
هوش مصنوعی: یک سواری از سواران شاه به همراه خود، صد تن از یاران را به راه میبرد.
ز مردان گروهی و از چارپای
که بردارد آن کاروان را ز جای
هوش مصنوعی: برخی از مردان و چهارپایانی وجود دارند که قادرند کاروان را از جایی به جای دیگر منتقل کنند.
بدان چارپایان بَرَد سوی شهر
از آن ره زیان یافت سالار، بهر
هوش مصنوعی: بدانید که چهارپایان به دلیل آن مسیر، به شهر رفتند و سالار از این موضوع ضرر کرد.
ز ناگه طلایه بدو بازخَورد
به شمشیر از ایشان برآورد گرد
هوش مصنوعی: ناگهان، پیشگامان بازگشتند و با شمشیر در برابر آنها ایستادند.
سه مرد دلاور فزونتر نجَست
سوی شهر، تازان سراسیمه مست
هوش مصنوعی: سه مرد شجاع بیش از حد به سوی شهر تازان در وضعیتی آشفته و ناآرام حرکت کردند.
ز طیهور بردند از آن آگهی
فرود آمد از غم ز تخت مهی
هوش مصنوعی: از جمله خبرهایی که از پرندگان بهدست آمد، این بود که از غم و اندوه، کسی از تخت و مقام خود پایین آمد.
به دستور گفت این که بر ما رسید
ز کردار و رای تو آمد پدید
هوش مصنوعی: بر اساس کارها و انتخابهای تو بود که این نتیجه برای ما به وجود آمد.
وگرنه کجا یافتی راه بند
ز بازارگان خاستهست این گزند
هوش مصنوعی: اگر اینطور نیست، پس چگونه میتوانی بگویی که این آسیب ناشی از تجارتگران است؟