برگردان به زبان ساده
دل پیلدندان ز غم یافت درد
به ضحّاک جادو سبک نامه کرد
هوش مصنوعی: دل بزرگ و دلیر به خاطر غم و اندوهی که دارد، دچار درد و رنج شده است و به این دلیل به ضحاک، که نماد جادو و سحر است، نامهای سبک و بیوزن نوشته است.
که بگریخت آن بدنژاد آتبین
ز کوه بسیلا، نه از راه چین
هوش مصنوعی: که آن جوان بااصالت آتشین از کوه بسیلا فرار کرد، نه به سمت چین.
به راهی که بر قاف دارد گذر
به بلغار و سقلاب رفت او به در
هوش مصنوعی: او به راهی میرود که در آن قافلهای در حال حرکت است و به بلغار و اسلاو میرسد.
یکی دخت طیهور با خود ببرد
که خورشید را رنگ تیره شمرد
هوش مصنوعی: شخصی دختری زیبا و دلنشین را با خود میبرد، در حالی که خورشید را به رنگ تیره و غیرزیبا توصیف میکند.
نشاید کسی را جز او شاه را
بجوید نکن با بدان راه را
هوش مصنوعی: جز خدا کسی را نیابد جستجو کرد، پس باید از دوستان دوری جست و مسیر را با نادرستان نپیمود.
که در هفت کشور نیاید چنین
دریغ آن چنان روی با آتبین
هوش مصنوعی: در هفت کشور، چنین حسرتی وجود ندارد؛ آن چهرهای که با آتش درخشان است، قابل تصور نیست.
فرستادگان را چو کرد او گسی
به دریا فرستاد دیگر کسی
هوش مصنوعی: وقتی او فرستادگان را به دریا فرستاد، دیگر کسی را نفرستاد.
سپه باز خواند او ز دریا کنار
همی بود تا چون بود روزگار
هوش مصنوعی: سپه، در کنار دریا نشسته و در حال خواندن است و تماشا میکند که روزگار چگونه پیش میرود.
چو نامه به ضحاک جادو رسید
برآشفت و لب را به دندان گزید
هوش مصنوعی: وقتی نامه جادو به دست ضحاک رسید، او به شدت خشمگین شد و لب خود را به دندان گزید.
به بلغار و سقلاب و دربند روم
فرستاد نامه به هر مرز و بوم
هوش مصنوعی: مکتوبی به سرزمینهای بلغار، سلاو، و دربند روم ارسال کرد که به هر گوشه و کناری رسید.
که در کوه و دریا درنگ آورید
مگر آتبین را به چنگ آورید
هوش مصنوعی: در کوه و دریا توقف کنید، اما تنها برای این که آتش را به دست بیاورید.
سپاهی به دریای الهم رسید
بدان مرز آب آتبین را بدید
هوش مصنوعی: یک سرباز به دریای الهم رسید و مرز آتش و آب را مشاهده کرد.