برگردان به زبان ساده
شبی شادمان خفته بُد آتبین
چنان دید در خواب شاه زمین
هوش مصنوعی: یک شب، آتابین با شادی در خواب بود و در خوابش شاه زمین را دید.
که فرزند پیش آمدش چون سروش
سُوار آن که شد کشته بر دست کوش
هوش مصنوعی: فرزندش مانند یک پیامبر وارد شد، همانطور که شخصی با مهارت و سرعت به میدان جنگ میرود، و آن فردی که در نبرد به شهادت رسید، به دست کسی در تلاش است که میخواهد او را نجات دهد.
یکی چوب در دست او داد خشک
همان گاه شد سبز و بویا چو مشک
هوش مصنوعی: در اینجا، شخصی یک چوب خشک در دست دارد که به ناگاه تبدیل به چوبی سرسبز و خوشبو میشود، مانند عطر مشک. این تصویر نشاندهنده تغییر و تبدیل است؛ چیزی که در ابتدا بیفایده و خشک به نظر میرسد، میتواند به ناگاه به چیزی زیبا و خوشبو تبدیل شود.
بکِشت از بر کوه شاه آتبین
فرو برد بیخش به زیر زمین
هوش مصنوعی: شاه آتَبین، در بالای کوه، درختی را قطع کرد و ریشهاش را به زیر زمین برد.
هم اندر زمان شد درختی بلند
بگسترد از او شاخ و سایه فگند
هوش مصنوعی: در این زمان، درختی بلند رشد کرد و از آن شاخهها و سایههای فراوانی به وجود آمد.
ببالید تا سر به گردون کشید
ز گردون همانا که افزون کشید
هوش مصنوعی: به خود ببالید و عزت نفس داشته باشید، زیرا که اگر تلاش کنید و به قلهها برسید، از آنجا برتری و ارزش وجودیتان بیشتر خواهد شد.
جهان سر بسر زیر سایه گرفت
ز سبزی و از شاخ مایه گرفت
هوش مصنوعی: جهان به طور کامل زیر سایه سبز و خرمی قرار گرفته و از شاخ و برگ طبیعت بهرهمند شده است.
وزآن پس یکی باد نوشین دمید
از آن شاخها برگ بیرون کشید
هوش مصنوعی: پس از آن، نسیمی خوش به وزش درآمد و از شاخهها، برگها را خارج کرد.
پراگند گرد جهان چون چراغ
شده روشن از وی همه کوه و راغ
هوش مصنوعی: گرد و غبار دنیا مانند شعلهی چراغ پخش شده است و به واسطهی آن، همه کوهها و دشتها روشن شدهاند.
جهان گشت از آن روشنی شادمان
همی گفت هرکس سرآمد غمان
هوش مصنوعی: جهان به خاطر آن روشنی خوشحال شده است و هرکسی که غم و اندوهی دارد، دیگر از آن فارغ شده و خوشحال به نظر میرسد.
چو از خواب بیدار شد بامداد
بفرمود تا شد برش کامداد
هوش مصنوعی: هنگام صبح که از خواب بیدار شد، دستور داد تا جشن و سروری برپا کنند.
برآورد راز نهان از نهفت
همه خواب یکسر بدو بازگفت
هوش مصنوعی: تمام رازهای پنهان را از دل خواب بیرون آورد و یکسره آن را برای او بیان کرد.
بدو گفت شاها، تو رامش فزای
که یک ره ببخشود ما را خدای
هوش مصنوعی: شاه به او گفت: تو دلخوشیها را بیشتر کن، چون خدا یک بار به ما لطفی کرده و ما را بخشیده است.
تو را داد در خواب دوشین نشان
که گیتی نماند ز جادو فشان
هوش مصنوعی: در خواب شب گذشته، نشانهای به تو داده شد که دنیا از جادو و سحر خالی نمیشود.
سر و تاج ضحاک ناهوشیار
به خاک اندر آرد همی روزگار
هوش مصنوعی: روزگار به زودی باعث میشود که سر و تاج ضحاک نادان به زمین بیفتد.
جهان بازگردد به فرزند تو
شود شاد از او خویش و پیوند تو
هوش مصنوعی: دنیا دوباره به فرزند تو خواهد گشت و به خاطر او، خودت و پیوندت خوشحال خواهی بود.
سُوار بهشتی که آن چوب خشک
تو را داد بویاتر از عود و مشک
هوش مصنوعی: سوار بهشتی که آن چوب خشک را به تو داد، بوی آن از عود و مشک خوشتر است.
ز پشت تو او را برادر بود
که با تخت شاهی و افسر بود
هوش مصنوعی: از پشت تو کسی برادر بوده که با تخت سلطنت و افسران در ارتباط بوده است.
چو در دست تو سبز شد چوب سخت
جوان گشت خواهد ز فرّ تو بخت
هوش مصنوعی: وقتی چوبی در دست تو سبز میشود و جوان میگردد، نشاندهنده این است که بخت و شانس تو تحت تأثیر قدرت و تواناییهای تو قرار دارد.
بلندی بود چون نشاندی به کوه
همان پایه داری و فرّ و شکوه
هوش مصنوعی: وقتی که کسی را در جای بلندی قرار میدهی، مثل کوه، او باید دارای قدرت و شکوه خاصی باشد.
چو سر برکشید و ببالید شاخ
بگیرد به تیغ این جهان فراخ
هوش مصنوعی: وقتی کسی سر خود را بلند میکند و به سمت بالا رشد میکند، مانند شاخهای است که به سوی آسمان میچرخد و در مقابل چالشهای این دنیای وسیع ایستادگی میکند.
چو گسترد سایه به گرد جهان
به فرمان شوندت کهان و مهان
هوش مصنوعی: زمانی که سایهات در سراسر جهان گسترش یابد، تمام بزرگان و دانشمندان دنیا تحت فرمان تو خواهند بود.
مر آن برگها را که همچون چراغ
پراگند بر کشور و کوه و راغ
هوش مصنوعی: برگها را ببین که مثل چراغهایی که در سراسر کشور، کوهها و دشتها پراکندهاند، میدرخشند و زیبایی و روشنی را به محیط اطراف میبخشند.
به فرّ تو باشند شاهانِ داد
همه با دل شاد و با دست راد
هوش مصنوعی: به خاطر شکوه و عظمت تو، همه پادشاهان عدالتخواه با دلهای شاد و دستان نیکوکار در خدمت هستند.
زمین هفت کشور به چنگ آورند
فراوان به گیتی درنگ آورند
هوش مصنوعی: زمینها و سرزمینهای زیادی در دنیا وجود دارد که هر کدام به مناطق مختلفی تقسیم میشوند و انسانها برای بهرهبرداری و تسلط بر آنها زمان زیادی صرف میکنند.
گزارش چو بشنید از او آتبین
بسی خواند بر دانشش آفرین
هوش مصنوعی: چندین بار به خاطر شنیدن گزارش از او، بر داناییاش تحسین کرد.
بدو گفت کاین خواب من راز دار
ز بیگانه مردم سخن باز دار
هوش مصنوعی: او به او گفت که این خواب من را راز نگهدار و از مردم بیگانه سخن نگو.
فراوانش بخشید هرگونه چیز
ز اسب و ستام و ز دینار نیز
هوش مصنوعی: او به فراوانی به همه چیز عطا کرد؛ از اسب و سلاح گرفته تا دینار و ثروت.
بر این راز بر سالیان برگذشت
بسی نیک و بد نیز بر سر گذشت
هوش مصنوعی: سالها بر این راز گذشت و در این مدت، بسیاری از نیکها و بدها نیز بر سر این موضوع رخ داد.