برگردان به زبان ساده
اقوال پر از مکر و فسون تو چه شد؟
الطاف ز حد و عِد برون تو چه شد؟
هوش مصنوعی: چه شد که سخنان پر از فریب و سحر و جادو تو، دیگر به ما نمیرسد؟ و چه شد که لطف و محبت تو از حدود و اندازه خود فراتر نرفته است؟
با آن همه وعدهها که بر من دادی
غاز تو چه شد؟ بوقلمون تو چه شد؟
هوش مصنوعی: با آن همه قولهایی که به من دادی، حالا غاز تو کجاست و بوقلمون تو چه به روزی افتاده است؟
ایرج ز خراسان طلب غاز نمود
باب طمع و آز به من باز نمود
هوش مصنوعی: ایرج از خراسان درخواست جنگ و مبارزه کرد و این موضوع باعث شده که در من آرزو و طمعی تازه بهوجود بیاید.
غافل بُوَد او که غاز با بوقلمون
چون دانه نبود، جمله پرواز نمود
هوش مصنوعی: کسی که غافل است، نمیداند که غاز و بوقلمون نمیتوانند با هم پرواز کنند، چون جوجهها و دانههایشان متفاوت است.
حیفست که خُلفِ وعده آغاز کنی
با شعر، مرا از سرِ خود باز کنی
هوش مصنوعی: متأسفانه، جایز نیست که به وعدهات عمل نکنی و با شعر من به راحتی کنار بیایی.
با داشتن هزارها بوقلمون
از دادن یک بوقلمون ناز کنی
هوش مصنوعی: اگر هزاران بوقلمون داشته باشی، اما از دادن یک بوقلمون امتناع کنی، نشاندهندهی بخل و خودخواهیات است.
ای آن که سزد خوانم اگر شهبازت
طوطیست همی کلک شکر پردازت
هوش مصنوعی: ای کسی که سزاوار است به تو بگویم، اگر شهباز تو طوطی باشد، قلم تو همچون شکر شیرین است.
چون صرفه نبردم از تو غازی همه عمر
هرگز ندهم بوقلمون و غازت
هوش مصنوعی: من هرگز حاضر نیستم تمام عمرم را به خاطر تو از خودم بگذرم و ارزش خودم را پایین بیاورم.
ای وعدهٔ تو تمام بوقلمونی
یاد آر از آن وعدهٔ در بیرونی
هوش مصنوعی: به یاد بیاور که تو وعدهای به من دادهای، و اکنون آن وعده را فراموش نکن.
از آن همه ثروت وکیلآبادت
یک غاز به من نمیدهی ای کونی؟
هوش مصنوعی: از تمام ثروت و داراییهای وکیل آباد، حتی یک غاز هم به من نمیگذاری، ای بیشرم.