برگردان به زبان ساده
صبح نتابیده هنوز آفتاب
وانشده دیدۀ نرگس ز خواب
هوش مصنوعی: صبح هنوز روشن نشده و آفتاب طلوع نکرده است و چشم نرگس نیز از خواب بیدار نشده است.
تازه گُلِ آتَشیِ مُشک بوی
شُسته ز شبنم به چمن دست و روی
گل تازه شکفته ای با رنگ آتشی (سرخ رنگ) که با عطر خوش مشک آغشته شده، دست و صورت خود را با شبنم صبحگاحی روی چمن شسته است.
منتظرِ حولۀ بادِ سَحَر
تا که کند خشک بدان رویِ تر
منتظر لحظات باد صبحگاهی است تا با آن چهرهی خیش و شسته شده خود را را خشک کند.
ماه رُخی چشم و چراغ سپاه
نایب اوّل به وِجاهت چو ماه
هوش مصنوعی: چهره زیبا و نورانی تو مانند ماه است و در چشمهایت روشنایی و امیدی وجود دارد که مانند چراغی در دل سپاه میدرخشد. وجود تو همانند ماه، دلنامهای برای نگاهها و دلهاست.
صاحبِ شمشیر و نشان در جمال
بندۀ مِهمیزِ ظریفش هِلال
هوش مصنوعی: دارای شمشیر و نشانه است، اما در زیبایی، بندۀ او به خاطر نازککاری و ظرافتش مانند هلال ماه میماند.
نجم فلک عاشق سردوشیاش
زهره طلبکارِ همآغوشیاش
هوش مصنوعی: در آسمان، ستارهای وجود دارد که به زیبایی و جذابیتِ زهره (سیاره زهره) حسادت میورزد و از او میخواهد که در کنار او باشد.
نَیِّر و رَخَشان چو شَبه چَکمهاش
خفته یکی شیر به هر تُکمهاش
هوش مصنوعی: درخشان و تابناک چون چکمهاش که خوابیده، در هر دکمهاش یک شیر نهفته است.
دوخته بر دورِ کلاهش لبه
وان لبه بر شکلِ مَهِ یک شبه
هوش مصنوعی: بر دور کلاه او نوار یا لبهای دوخته شده که به شکلی شبیه به ماه شب چهارده است.
بافته بر گردنِ جانها کمند
نامِ کمندش شده واکسیل بند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کمند و تلاشی که به دور جانها پیچیده شده، به نوعی نامش را به خود گرفته و آنها را به دام خود کشانده است. این تصویر نشاندهندهی قدرت و تأثیرگذاری آن کمند است که همهی جانها را تحت تأثیر قرار میدهد و به بند میکشد.
کرده منوچهر پدر نامِ او
تازهتر از شاخِ گل اندامِ او
هوش مصنوعی: پدر منوچهر کاری کرده که نام او هم از نظر تازگی شبیه شاخ گل است و اندام او نیز زیبا و دلپذیر است.
چشم بمالید و برآمد ز خواب
با رخِ تابندهتر از آفتاب
هوش مصنوعی: چشمهایتان را بمالید و از خواب بیدار شوید؛ با چهرهای که درخشانتر از خورشید است.
روز چو روزِ خوشِ آدینه بود
در گروِ خدمتِ عادی نبود
هوش مصنوعی: روز مانند روز خوش شنبه بود و در آن، درخواستی برای خدمت عادی وجود نداشت.
خواست به میلِ دل و وفقِ مرام
روزِ خوشِ خویش رسانَد به شام
هوش مصنوعی: آرزو دارد که بر اساس خواستههای دل و مطابق با هدفش، روز خوشی را به شب تبدیل کند.
چون ز هوسهایِ فزون از شمار
هیچنبودش هوسی جز شکار
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهای بسیار و بیشمار، او هیچ تمایل دیگری جز شکار نداشت.
اسب طلب کرد و تفنگ و فشنگ
تاخت به صحرا پیِ نخجیر و رنگ
هوش مصنوعی: اسب و سلاحی آماده کرد و به سمت دشت حرکت کرد تا به شکار برود و خود را برای آن آماده کند.
رفت کند هرچه مَرال است و میش
برخیِ بازویِ توانایِ خویش
هوش مصنوعی: هرچه مخلوقاتی مانند آهو و میش وجود دارند، به آرامی و با احتیاط از کنار میگذرند و این نشانهای است از قدرت و توانایی خودشان.