برگردان به زبان ساده
شنیدم من که عارف جانم آمد
رفیقِ سابقِ طهرانم آمد
هوش مصنوعی: من شنیدم که دوست قدیمیِ من، عارف، به تهران آمده است.
شدم خوشوقت و جانی تازه کردم
نشاط و وَجدِ بیاندازه کردم
هوش مصنوعی: حس شادی و خوشبختی به من دست داد و انرژی تازهای به زندگیام بخشیدم و احساس سرزندگی و سرخوشی غیرقابلتصوری کردم.
به نوکرها سپردم تا بدانند
که گر عارف رسد از در نرانند
هوش مصنوعی: به خدمتکاران گفتم تا بفهمند که اگر عارفی به درب برسد، او را دور نرانند.
نگویند این جَنابِ مولوی کیست
فُلانی با چنین شخص آشنا نیست
هوش مصنوعی: نگویید این آقای مولوی کیست، زیرا کسی به این شخص آشنا نیست.
نهادم در اطاقش تختِ خوابی
چراغی، حوله ای، صابونی، آبی
هوش مصنوعی: در اتاق او یک تخت خواب گذاشتم، همراه با چراغی، حولهای و صابونی آبی.
عرقهایی که با دقّت کشیدم
به دستِ خود دَرونِ گنجه چیدم
هوش مصنوعی: من عرقهایی که با دقت تهیه کردم را به دست خودم درون گنجه قرار دادم.
مهیّا کردمش قِرطاس و خامه
برایِ رفتنِ حمّام جامه
هوش مصنوعی: من برای رفتن به حمام قلم و کاغذی آماده کردم.
فراوان جوجه و تیهو خریدم
دوتایی احتیاطاً سر بریدم
هوش مصنوعی: من تعداد زیادی جوجه و تیهو خریدم و به منظور احتیاط، دو تا از آنها را هم سر بُریدم.
نشستم منتظر کز در در آید
ز دیدارش مرا شادان نماید
هوش مصنوعی: نشستم تا او از در بیاید و من را خوشحال کند.