غزلها
ایرج میرزا
»
غزلها
شمارهٔ ۱ : قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او را
شمارهٔ ۲ : روزگار آسوده دارد، مردم آزاده را
شمارهٔ ۳ : خرِ عیسی است که از هر هنری باخبر است
شمارهٔ ۴ : خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم اینست
شمارهٔ ۵ : طرب افسرده کند دل، چو ز حدّ در گذرد
شمارهٔ ۶ : نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد
شمارهٔ ۷ : شکر خدا را که بخت هادیم آمد
شمارهٔ ۸ : چون خورم می، در سرم سودایِ یار آید پدید
شمارهٔ ۹ : یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگر
شمارهٔ ۱۰ : به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز
شمارهٔ ۱۱ : تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجم
شمارهٔ ۱۲ : پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم
شمارهٔ ۱۳ : ز یاران آن قَدر بد دیدهام کز یار میترسم
شمارهٔ ۱۴ : ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیم
شمارهٔ ۱۵ : آزردهام از آن بُتِ بسیار ناز کُن
شمارهٔ ۱۶ : باز روز آمد به پایان، شامِ دلگیر است و من