برگردان به زبان ساده
ای بر کچلان دهر سرهنگ
حق حفظ کند سرِ تو از سنگ
هوش مصنوعی: ای بر کچلان زمان، رئیس حق تو را از خطرات محافظت کند و از آسیبها دور نگه دارد.
ای آکچل، ای ابوالحسنخان
ای تو وزغ و حسین خرچنگ
هوش مصنوعی: ای آکچل، ای ابوالحسنخان، تو همانند وزغ و حسین خرچنگ هستی.
من چون تو کچل ندیدهام هیچ
نه در کَن و سولَقان، نه در کَنگ
هوش مصنوعی: من هیچکس را مانند تو که کچل باشد، ندیدهام؛ نه در کَن و سولَقان و نه در کَنگ.
ماهِ فلکی نموده تقلید
از زِفتِ سرت به شکل و از رنگ
هوش مصنوعی: ماهِ آسمانی مثل رنگ و شکل سر زِفت (مردی سرسخت) را تقلید کرده است.
باشد کچلی نهان به فرقت
چون نشوه که مُضمَرَ است در بَنگ
هوش مصنوعی: شاید کچلی در جدایی مانند نشوه پنهان باشد، چرا که در دیوانگی نهفته است.
آید چو نسیمِ ری به مشهد
از بویِ سرِ تو میشوم منگ
هوش مصنوعی: وقتی که نسیم خوش بوی ری به مشهد میوزد، بوی سر تو مرا به شدت مست و سرمست میکند.
مدهوش کند مسافرین را
بویِ سرت از هزار فرسنگ
هوش مصنوعی: بوی موهایت آنقدر خوشبو است که حتی از هزار فرسنگ دورتر هم میتواند مسافران را شیفته و مدهوش کند.
گفتی در شعر خود که هستم
من سائسِ صد هزار الدَنگ
هوش مصنوعی: گفتهای در اشعار خود که من مربی و راهنمای هزاران آدم ناتوان و بیتجربه هستم.
رفتی که کنی ز بنده تعریف
هجوَم کردی تو، ای قُرُم دَنگ
هوش مصنوعی: تو رفتی تا از بنده تعریف کنی، اما در واقع با حرفهایت مرا به تمسخر کشیدی، ای عجب آدمی!
سائس یعنی که کارفرما
یا راهنما به صلح یا جنگ
هوش مصنوعی: سائس به معنای کسی است که مسئولیت هدایت و مدیریت دارد، چه در شرایط صلح و چه در شرایط جنگ.
معنایِ سیاست امر و نهی است
خوب است نظر کنی به فرهنگ
هوش مصنوعی: سیاست به معنای فرمان دادن و هدایت کردن است. بهتر است به فرهنگ خود توجه داشته باشی.
کی الدَنگان به من مطیعند
زین نسبت بد بُوَد مرا نَنگ
هوش مصنوعی: افرادی که اصول و قواعد را زیر پا میگذارند، هیچگاه نمیتوانند به من گوش فرا دهند؛ چنین نسبتی برای من ننگین است.
گر شعرِ دگر کلان جَفَنگ است
شعرِ تو کچلکلاچه اَجفَنگ
هوش مصنوعی: اگر دیگر شعرها بیارزش و بیمعنی هستند، شعر تو هم به اندازهی آنها بیمحتوا و ناپخته است.
ماشاءَالله رفته رفته
خطّت شده مثلِ خطِّ خرچنگ
هوش مصنوعی: چه خوب که خطّ تو کمکم دارد مثل خطِ خرچنگ شکل میگیرد.
اینها همه طیبت و مزاح است
از من نشوی ، رفیق ، دلتنگ
هوش مصنوعی: اینها همه داستانها و شوخیهای نیکو است، پس از من دور نشو، دوست عزیزم، که دلتنگ میشوم.
در شعر، نه کس تو راست همدوش
در خط، نه کسی تو راست همسنگ
هوش مصنوعی: در شعر، هیچکس نمیتواند به اندازه تو در کنار تو باشد و هیچکس هموزن تو نیست.
بر چنگ چو پنجه برگشایی
از پنجهٔ بار بَد فُتَد چنگ
هوش مصنوعی: وقتی که در زندگی با مشکلات و سختیها روبهرو میشوی و از آنها عبور میکنی، در نهایت از آن گرفتاریها رها میشوی و به آرامش میرسی.
سازِ تو عجیبتر ز درویش
نقشِ تو غریبتر ز ارژنگ
هوش مصنوعی: آهنگ تو بسیار جالبتر از ساز درویش است و تصویر تو نامانوستر از شگفتیهای طبیعت به نظر میرسد.
تو نی کچلی، سرت پر از موست
وانگاه چه مویِ خوبِ خوشرنگ
هوش مصنوعی: تو مثل نی هستی که کچل شده، ولی سرت پر از موهای زیبا و خوشرنگ است.
تازی تو به علم همچو خرگوش
دیگر متعلّمان چو خرچنگ
هوش مصنوعی: تو در علم مانند خرگوشی هستی که سریع و چابک به جلو میرود، اما دیگران مانند خرچنگ به آرامی و کندی پیشرفت میکنند.
اِن شاءَاللّه پیر گردی
گوزم شود از سِبیلت آونگ
هوش مصنوعی: اگر خدا بخواهد، وقتی که به سن پیری میرسی، دندانهایت از داشتن سبیل، آویزان خواهد شد.
از بردن اسمِ داش کاظم
گردید دلم چو قافیه تنگ
هوش مصنوعی: وقتی نام داش کاظم را میبرم، دلم به شدت ناراحت و دلگیر میشود، شبیه تنگی قافیه.
صد حیف از آن رفیقِ یکروی
افسوس از آن رفیقِ یکرنگ
هوش مصنوعی: بسیار متأسفم از رفیق یکچهره، افسوس که او تنها یکرنگ دارد.
تا صبح مرا نمیبَرَد خواب
آید چوخیالِ او شباهنگ
هوش مصنوعی: تا صبح خواب به سراغم نمیآید، چون یاد او مانند خیال شبهنگام در ذهنم است.
افسوس که رفت و دوستان را
دیگر نرسد به دامنش چنگ
هوش مصنوعی: متأسفم که او رفت و دیگر دوستان نمیتوانند به او دسترسی داشته باشند یا او را در آغوش بگیرند.
ما نیز رویم از پی او
یعنی که برندمان به اُردَنگ
هوش مصنوعی: ما هم به دنبال او میرویم، یعنی اینکه ما را به سفر و مقصدی خاص میبرند.
راهیست که طی نماید آن را
هم اسبِ رونده، هم خرِلنگ
هوش مصنوعی: این مسیر به گونهای است که هم اسب تندرو و هم الاغ آرام میتوانند آن را طی کنند.
هم آنکه به چاه کرد منزل
هم آنکه به ماه بُرد اورنگ
هوش مصنوعی: کسی که در چاه زندگی میکند و کسی که به بالاترین مقامها میرسد، هر دو در نهایت یکسانند.
هم آنکه وزیر شد به تزویر
هم آنکه وکیل شد به نیرنگ
هوش مصنوعی: شخصی که به وسیله فریب به مقام وزیری رسید، همان کسی است که با نیرنگ و حقهبازی وکیل شد.
در هم کوبد زمانه ما را
ماییم برنج و آسمان دنگ
هوش مصنوعی: زندگی ما را زمانه به هم میریزد، اما ما مثل برنج درون یک ظرف هستیم و آسمان مثل دنگی است که بر روی ما قرار دارد.