برگردان به زبان ساده
برآمد بامدادان مِهرِ انور
جهان را کسوتِ نو کرد در بر
هوش مصنوعی: صبحگاهان، خورشید نورانی جهان را با لباس جدیدی پوشاند.
تو پنداری که زرّین شاهبازی
همی گسترد در صحنِ فلک پر
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که پرندهای شاهین و زرّین در آسمان پهنای جهان را برای خود گسترش میدهد.
و یا از بهرِ اثباتِ رِسالت
کفِ موسی همی شد ز آستین دَر
هوش مصنوعی: گویی برای نشان دادن رسالت، دست موسی از آستینش بیرون میآید.
و یا گویی عروسی ماهرخسار
شبِ دوشینه بر سر داشت معجر
هوش مصنوعی: گویی دختری با چهرهای زیبا و دلربا در شب گذشته بر روی سرش پوششی زیبا دارد.
کنون برداشت از سر معجرِ خویش
جهان از طلعتِ او شد منوّر
هوش مصنوعی: حالا با برداشتن حجاب از چهرهام، جهان به نور زیبایی او روشن شد.
و یا گویی که در این جشنِ فیروز
فلک افروختستی مشعلِ زر
هوش مصنوعی: گویا در این جشن با شکوه، تو چراغی از طلا را روشن کردهای.
و یا تا عود سوزند اندر این بزم
سپهر افروخته زرّینه مجمَر
هوش مصنوعی: در این مهمانی و مراسمی که به اندازه آسمان درخشان است، عود میسوزند و عطر خوش آن فضا را پر کرده است.
چنین روز و چنین عیدِ مبارک
که آمد امر بَلِّغ بر پِیَمبَر
هوش مصنوعی: در چنین روز و عید خوشیمنی که فرا میرسد، دستور به ابلاغ پیام به پیامبر داده میشود.
نَبی اندر غدیرِ خُم برافراشت
جهازِ چار اشتر جایِ مِنبَر
هوش مصنوعی: در روز غدیر خم، پیامبر(ص) چهار شتر را به عنوان جایگاه برای خطبه خوانی آماده کرد.
برآمد بر فراز آن و بگرفت
به دست خویش اندر دستِ حَیدَر
هوش مصنوعی: او بر فراز آن قرار گرفت و در دستان خود، آن را به دست حیدر گرفت.
همه بر گِرد او گردیده انبوه
گروهِ بیشمار و خیلِ بیمر
هوش مصنوعی: همه اطراف او جمع شدهاند و گروهی بیشمار و بسیار را تشکیل دادهاند.
همه تفویض کرد امرِ وِلایت
به ابنِعمّ و در معنی برادر
هوش مصنوعی: تمامی اختیارات و ولایت را به پسر عموی خود واگذار کرده و در واقع او را به عنوان برادر خود در نظر گرفته است.
بهپا شد جشنِ این عیدِ همایون
برایِ عَقدِ یک تابندهگوهر
هوش مصنوعی: جشنی باشکوه به پا شده است به مناسبت ازدواج یک فرد درخشان و با ارزش.
نه یک تابندهگوهر بلکه باشد
به برج خسروی رخشندهاختر
هوش مصنوعی: بجای اینکه فقط یک گوهر درخشان باشد، باید به مانند ستارهای درخشان در برج سلطنتی بدرخشد.
نه یک رخشندهاختر بلکه باشد
ز نسل سلطنت فرخندهدختر
هوش مصنوعی: او نه تنها یک ستاره درخشان است، بلکه از نسل دختری که به سلطنت خوشی و شادمانی تعلق دارد، به وجود آمده است.
یکی دختر که باشد پردهدارش
هزاران چون کَتایون دُختِ قیصر
هوش مصنوعی: دختری وجود دارد که نگهبانش هزاران مانند کتایون، دختر قیصر هستند.
یکی با عفّت و آزرم دُختی
که صد آزرمدُخت او راست بر در
هوش مصنوعی: دختری با حیا و عفت وجود دارد که تمامی صفات خوب و با ارزش در او جمع شدهاند.
همایوندختری کو را نباشد
همایوندخترِ فعفور همسر
هوش مصنوعی: دختری به نام همایون وجود دارد که همسان و همرتبه با همسرِ پادشاه (فعفور) نیست.
ز نسلِ پاکِ فرّخزاد و او را
چو فرّخزاد خدمت خدمتگار بیمر
هوش مصنوعی: از نسل نیکو و خوشزاد بوجود آمده و او را مانند خوشزاد، در خدمت بیانتهایی قرار ده.
سزد گر آینهدارش بُوَد مِهر
که باشد دختِ پاکِ شه مظفَّر
هوش مصنوعی: اگر آینهدار او محبت باشد، جای شگفتی نیست، زیرا او دختر پاکشاه مظفر است.
ولیعهدِ شهنشه ناصرالدّین
بلنداختر خدیوِ عدلپرور
هوش مصنوعی: ولیعهد شاه ناصرالدین، که دارای ویژگیهای برجسته و درخشان است، نماد حاکمیتی است که بر اساس عدالت و انصاف اداره میشود.
وجودش گشته از رحمت مرکّب
سرشتش گشته از رأفت مخمّر
هوش مصنوعی: وجود او از رحمت پر شده و ذاتش از مهربانی شکل گرفته است.
هم از روزِ ازل بنموده ایزد
صفاتش را یک از دیگر نکوتر
هوش مصنوعی: از آغاز دنیا، خداوند ویژگیهای خود را به طرز زیبایی به نمایش گذاشته است و هر یک از آن ویژگیها از دیگری بهتر و نیکوتر است.
مر او را خوشتر و فرخندهتر کرد
ز منظر مخبَر و مخبَر ز مَنظَر
هوش مصنوعی: او را از نظر گوینده و آنچه گفته میشود، خوشتر و شادتر ساخت.
ز چاکرزادگان خویش بگزید
همی این شهریار دادگستر
هوش مصنوعی: این پادشاه دادگستر از میان فرزندان خویش، یکی را انتخاب کرده است.
رضاخان آن حسامالملک را پور
که کرده جَدّ به جَدّ خدمت به کشور
هوش مصنوعی: رضاخان، آن قهرمان ملی، نسل به نسل در خدمت کشور بوده و به آن وفادار مانده است.
از آن بگزید تا او را سپارَد
یگانهگوهری پاکیزهگوهر
هوش مصنوعی: او از میان گزینهها انتخاب کرد تا آن گوهر یگانه و با ارزش را به او بسپارد.
بدو بسپرد رخشانگوهرِ خویش
چو دید او را سزاوار است و درخوَر
هوش مصنوعی: او انگشتر درخشان و زیبا را به او سپرد، چون مشاهده کرد که او شایسته و لایق آن است.
بدو بسپرد تا گردد مرا او را
برایِ خاندان تا حشر مفخر
هوش مصنوعی: به او بسپارید تا او برای خانوادهام مایهی افتخار در روز قیامت شود.
پدر اندر پدر خدمت نمودند
به سابق هم به کشور هم به لشکر
هوش مصنوعی: پدران به نسلهای قبلی خدمت کردند، هم در زمینه کشور و هم در عرصه لشکری.
پسر اندر پسر خدمت نمایند
به لاحق هم به لشکر هم به کشور
هوش مصنوعی: پسران در کنار هم به خدمت مشغول هستند و هم در عرصه جنگ و هم در امور مملکتداری فعالیت میکنند.
بود مهمانپذیرِ این نکو جشن
امیری پای تا سر دانش و فر
هوش مصنوعی: در این جشن زیبا و مجلل، کسی که میزبان است، تمام وجودش را با دانش و فضیلت آراسته کرده است.
امیری دستگیرِ هر چه محتاج
امیری دستیارِ هر چه مُضطَر
هوش مصنوعی: حاکمی که در کمک به نیازمندان همیشه آماده است و همیشه به یاری کسانی که در سختی و فشار قرار دارند میشتابد.
چو او بخشش نماید از خجالت
شود احمر به گونه بحر اَخضَر
هوش مصنوعی: وقتی او بخشش کند، از شرم چهرهاش به رنگ سرخ درمیآید، مانند دریا که به رنگ سبز درمیآید.
به زیر سایۀ شه باد هموار
نهالِ عزّتِ او تازه و تر
هوش مصنوعی: در زیر حمایت و سایۀ فرمانروایی او، جوانههای عزت و افتخار او همیشه تازه و سرسبز میمانند.