برگردان به زبان ساده
مسلم چشم از جهان بر بسته چیست؟
فطرت این دل بحق پیوسته چیست؟
هوش مصنوعی: چرا مسلم به دنیا پشت کرده و چشم از آن برداشته است؟ حقیقت این دل چه چیزی را به درستی درک کرده است؟
لاله ئی کو بر سر کوهی دمید
گوشهٔ دامان گلچینی ندید
هوش مصنوعی: گل لالهای که در بالای کوه شکوفا شد، هیچ نشانی از گلچینی و جمعآوری گلها را ندید.
آتش او شعله ئی گیرد به بر
از نفس های نخستین سحر
هوش مصنوعی: آتش عشق او، در دل شعلهای ایجاد میکند که از نفسهای اولیه صبح برمیخیزد.
آسمان ز آغوش خود نگذاردش
کوکب وامانده ئی پنداردش
هوش مصنوعی: آسمان اجازه نمیدهد که ستارهای از آن خارج شود و آن ستارهای که در آن مانده، خود را گم کرده و فراموش کرده است.
بوسدش اول شعاع آفتاب
شبنم از چشمش بشوید گرد خواب
هوش مصنوعی: اولین نور آفتاب او را میبوسد و شبنم را از چشمانش دور میکند و خواب را از صورتش میزداید.
رشتهٔ ئی با لم یکن باید قوی
تا تو در اقوام بی همتا شوی
هوش مصنوعی: برای اینکه در میان مردم بینظیر و بیهمتا شوی، باید رشتهای قوی از وجودت داشته باشی که به راحتی نتوان آن را از هم گسست.
آنکه ذاتش واحد است و لاشریک
بنده اش هم در نسازد با شریک
هوش مصنوعی: کسی که ذاتش یگانه و بیهمتاست، بندهاش نباید با کسی که شریک دارد، ارتباط برقرار کند یا خود را به او وابسته کند.
مؤمن بالای هر بالاتری
غیرت او بر نتابد همسری
هوش مصنوعی: مؤمن به خاطر غیرت و شرافتش هرگز نمیتواند همسر دیگری را قبول کند که از خود بالاتر باشد.
خرقهٔ «لا تحزنوا» اندر برش
«انتم الاعلون» تاجی بر سرش
هوش مصنوعی: این متن اشاره به این دارد که کسی با پشتکار و ایمان به خدا، ناراحتیها را کنار میگذارد و با آرامش و اعتماد به نفس به بالاترین مقامها دست پیدا میکند. این شخص در حقیقت با پرهیز از غم و اندوه، درخشان و با سر بلندی در میان دیگران قرار میگیرد.
می کشد بار دو عالم دوش او
بحر و بر پروردهٔ آغوش او
هوش مصنوعی: او در یک شب، تمام بار و مسئولیتهای دو جهان را به دوش میکشد و در آغوشش، دریا و خشکی را پرورش میدهد.
بر غو تندر مدام افکنده گوش
برق اگر ریزد همی گیرد بدوش
هوش مصنوعی: اگر گوینده و صداهای رعد و برق را در طبیعت بشنوی، در آن لحظه اگر برق بزند، آن را به دوش خود میکشد و با خود همراه میکند.
پیش باطل تیغ و پیش حق سپر
امر و نهی او عیار خیر و شر
هوش مصنوعی: در برابر باطل باید تهاجم کرد و در برابر حق باید از خود دفاع نمود. او معیار خوبی و بدی است.
در گره صد شعله دارد اخگرش
زندگی گیرد کمال از جوهرش
هوش مصنوعی: در دل هر آتش زبانهدار، شعلههای بسیاری نهفته است و از این آتش، زندگی و شکوفایی بهدست میآید. این به معنای این است که در عمق وجود ما و در هر چالش و سختی که به آن مواجه میشویم، قدرت و انرژی نهفتهای وجود دارد که میتواند ما را به کمال برساند.
در فضای این جهان های و هو
نغمه پیدا نیست جز تکبیر او
هوش مصنوعی: در این جهان پر از شلوغی و سر و صدا، تنها صدای تکبیر خداوند شنیده میشود و هیچ صدای دیگری وجود ندارد.
عفو و عدل و بذل و احسانش عظیم
هم بقهر اندر مزاج او کریم
هوش مصنوعی: بخشایش، عدالت، generosity و نیکیاش بسیار بزرگ است؛ حتی در دل ظلم، او شخصی بزرگوار است.
ساز او در بزم ها خاطر نواز
سوز او در رزم ها آهن گداز
هوش مصنوعی: نواهای او در مجالس شادابی به دل میبخشد و احساسات عمیق او در جنگها مانند آتش بسیار سوزان است.
در گلستان با عنادل هم صفیر
در بیابان جره باز صید گیر
هوش مصنوعی: در باغ گل، با پرندگان خوش صدا همنوا میشویم و در دشتهای باز میرویم تا از زیباییهای آن بهرهمند شویم.
زیر گردون می نیاساید دلش
بر فلک گیرد قرار آب و گلش
هوش مصنوعی: دلش نمیتواد آرام بگیرد زیر آسمان، بنابراین برای آرامش و سکون به آسمان مینگرد تا دلش را از جهان مادی رها کند.
طایرش منقار بر اختر زند
آنسوی این کهنه چنبر بر زند
هوش مصنوعی: پرندهای که پرواز میکند، نوک خود را به ستارهای در آن سوی این حلقه کهنه میزند.
تو به پروازی پری نگشوده ئی
کرمک استی زیر خاک آسوده ئی
هوش مصنوعی: تو مانند یک پرندهای که نمیتواند پرواز کند، و در نهایت به مانند کرم خاکی هستی که زیر زمین آرام گرفتهای.
خوار از مهجوری قرآن شدی
شکوه سنج گردش دوران شدی
هوش مصنوعی: به خاطر دوری از قرآن، خود را حقیر و بیاعتبار کردی و به سبب تغییرات و گردش زمان، به اندوهی بزرگ دچار شدی.
ای چو شبنم بر زمین افتنده ئی
در بغل داری کتاب زنده ئی
هوش مصنوعی: تو مانند شبنمی هستی که بر زمین افتادهای و در آغوش داری کتابی زنده و پربار.
تا کجا در خاک می گیری وطن
رخت بردار و سر گردون فکن
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در این خاک بمانی؟ رخت و وسایل زندگیات را جمع کن و به سوی آسمان برو.