برگردان به زبان ساده
جوهر ما با مقامی بسته نیست
باده ی تندش بجامی بسته نیست
هوش مصنوعی: ما دارای صفاتی هستیم که به مقام و جایگاه خاصی محدود نمیشوند، مانند اینکه اثر و طعم خوب شراب تند درون جام نمیتواند به خود جام وابسته باشد.
هندی و چینی سفال جام ماست
رومی و شامی گل اندام ماست
هوش مصنوعی: ظرفهای سفالی ما از هند و چین هستند و زیبایی ما به جمال رومیها و شامیها مربوط میشود.
قلب ما از هند و روم و شام نیست
مرز و بوم او به جز اسلام نیست
هوش مصنوعی: دل ما متعلق به هیچ سرزمینی نیست؛ مرز و میهن آن جز اسلام چیز دیگری نیست.
پیش پیغمبر چو کعب پاک زاد
هدیه یی آورد از بانت سعاد
هوش مصنوعی: هنگامی که فردی پاک و نجیب به حضور پیامبر میرسد، هدیهای از طرف بانوی سعاد به او تقدیم میکند.
در ثنایش گوهر شب تاب سفت
سیف مسلول از سیوف الهند گفت
هوش مصنوعی: در ستایش او، مانند جواهر درخشانی میدرخشد که تیزی شمشیر مسلول را از شمشیرهای هندی نشان میدهد.
آن مقامش برتر از چرخ بلند
نامدش نسبت به اقلیمی پسند
هوش مصنوعی: مقام و جایگاه او بالاتر از آسمان است و هیچ منطقهای نمیتواند او را در زیبایی و شایستگی توصیف کند.
گفت سیف من سیوف الله گو
حق پرستی جز براه حق مپو
هوش مصنوعی: سیف گفت که من شمشیر خدا هستم، پس به جز در راه حقیقت، حق پرستی نکن.
همچنان آن رازدان جزو و کل
گرد پایش سرمه ی چشم رسل
هوش مصنوعی: او همچنان که رازدار خرد و کل است، دور پایش سرمهی چشمان پیامبران قرار دارد.
گفت با امتز دنیای شما
دوست دارم طاعت و طیب و نسا
هوش مصنوعی: گفت من دنیا را به خاطر شما دوست دارم، به خاطر بندگی، پاکی و همکاریتان.
گر ترا ذوق معانی رهنماست
نکته ئی پوشیده در حرف «شما»ست
هوش مصنوعی: اگر حس شعری و درک عمیق داری، نکتهای پنهان در کلمه «شما» وجود دارد.
یعنی آن شمع شبستان وجود
بود در دنیا و از دنیا نبود
هوش مصنوعی: شمعی که در شبستان وجود روشنایی میبخشید، در این دنیا بود اما به دنیا تعلق نداشت.
جلوه ی او قدسیان را سینه سوز
بود اندر آب و گل آدم هنوز
هوش مصنوعی: جاذبه و نمای او برای پاکان و فرشتگان چنان سوزاننده است که هنوز هم در جسم و وجود انسانی احساس میشود.
من ندانم مرز و بوم او کجاست
این قدر دانم که با ما آشناست
هوش مصنوعی: من نمیدانم کشور و سرزمین او کجاست، اما میدانم که با ما آشنایی دارد.
این عناصر را جهان ما شمرد
خویشتن را میهمان ما شمرد
هوش مصنوعی: این دنیا عناصر خود را حساب کرد و وجود خودش را به عنوان مهمانی در نظر گرفت.
زانکه ما از سینه جان گم کرده ایم
خویش را در خاکدان گم کرده ایم
هوش مصنوعی: زیرا ما به دلیل از دست دادن نفس و وجود خود، در دنیای مادی و ظاهری گم شدهایم.
مسلم استی دل به اقلیمی مبند
گم مشو اندر جهان چون و چند
هوش مصنوعی: به وضوح مشخص است که نباید دل خود را به جایی محدود کنی و در شگفتی جهان گم نشوی.
می نگنجد مسلم اندر مرز و بوم
در دل او یاوه گردد شام و روم
هوش مصنوعی: مسلمان نمیتواند در مرز و سرزمین خود محدود بماند، بلکه در دل او افکار و فرهنگها به دور از باورهای صحیح و واقعی شکل میگیرد.
دل بدست آور که در پهنای دل
می شود گم این سرای آب و گل
هوش مصنوعی: دل را به دست آور، زیرا در وسعت دل آدمی میتوان از این دنیای مادی و فانی گم شد.
عقده ی قومیت مسلم گشود
از وطن آقای ما هجرت نمود
هوش مصنوعی: مشکل وابستگی به قومیت را حل کرد و از سرزمین خود به جایی دیگر رفت.
حکمتش یک ملت گیتی نورد
بر اساس کلمه ئی تعمیر کرد
هوش مصنوعی: حکمت او به خاطر یک کلمه، ملتی را که در جهان سفر میکند، ساخت و ساماندهی کرد.
تا ز بخششهای آن سلطان دین
مسجد ما شد همه روی زمین
هوش مصنوعی: به لطف و نعمتهای آن حاکم دین، مسجد ما در میان تمام بلاد عالم مشهور و معتبر شد.
آنکه در قرآن خدا او را ستود
آن که حفظ جان او موعود بود
هوش مصنوعی: آن کس که در قرآن به او احترام گذاشته شده و از او تمجید شده است، همان کسی است که نگهداری از جانش وعدهای الهی بود.
دشمنان بی دست و پا از هیبتش
لرزه بر تن از شکوه فطرتش
هوش مصنوعی: دشمنان ناتوان و بیقدرت از عظمت او به شدت دچار ترس و لرزش میشوند و شکوه و زیبایی ذات او آنقدر زیاد است که بر همگان تأثیر میگذارد.
پس چرا از مسکن آبا گریخت
تو گمان داری که از اعدا گریخت
هوش مصنوعی: چرا از خانه و کاشانهی اجدادی خود فرار کردی؟ فکر نکن که از دشمنان خود دور شدهای.
قصه گویان حق ز ما پوشیده اند
معنی هجرت غلط فهمیده اند
هوش مصنوعی: قصهگویان حقیقت را از ما پنهان کردهاند و مفهوم هجرت را به اشتباه درک کردهاند.
هجرت آئین حیات مسلم است
این ز اسباب ثبات مسلم است
هوش مصنوعی: هجرت بخشی از زندگی مسلمانان است و باعث استواری و ثبات آنها میشود.
معنی او از تنک آبی رم است
ترک شبنم بهر تسخیر یم است
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف تلاش برای کنترل و تسلط بر یک منبع آب، شبیه به تلاش برای تسخیر نعمتهای طبیعی میپردازد. در واقع، اشاره میکند که در پس هر تلاش و کوشش، باید از عواملی چون باران و شبنم بهرهمند شد تا به هدف مورد نظر دست یافت. به طور خلاصه، این شعر نشاندهنده ضرورت استفاده از منابع طبیعی و تلاش در کنار آنهاست.
بگذر از گل گلستان مقصود تست
این زیان پیرایه بند سود تست
هوش مصنوعی: از زیباییهای ظاهری و تزیینات بگذر، زیرا هدف واقعی تو در این دنیا بالاتر از اینهاست و این دلبستگیها تنها به تو ضرر میزنند و تو را از بهرهمندی واقعی دور میکنند.
مهر را آزاده رفتن آبروست
عرصه ی آفاق زیر پای اوست
هوش مصنوعی: محبت و عشق همیشه با شجاعت و آزادگی همراه است و جایی که او قدم میگذارد، تمام جهان به زیر پای او است.
همچو جو سرمایه از باران مخواه
بیکران شو در جهان پایان مخواه
هوش مصنوعی: مانند جو، از باران انتظار ثروت نداشته باش؛ بلکه به بینهایتی در جهان فکر کن و به دنبال پایان نباش.
بود بحر تلخ رو یک ساده دشت
ساحلی ورزید و از شرم آب گشت
هوش مصنوعی: در کنار دریا، دشت سبزی وجود دارد که در آن طراوت و زیبایی خود را نشان میدهد. در این دشت، دریا به خاطر احساس شرم و حیا، به آرامی موج دار شده و جلوهای دلنشین به فضا بخشیده است.
بایدت آهنگ تسخیر همه
تا تو می باشی فراگیر همه
هوش مصنوعی: برای دستیابی به همه جا باید تلاش کنی، زیرا تو در مرکز توجه همه امور هستی.
صورت ماهی به بحر آباد شو
یعنی از قید مقام آزاد شو
هوش مصنوعی: به آرامش و زیبایی درونی دست پیدا کن، مثل ماهی که در دریا زندگی میکند و از محدودیتها رها میشود.
هر که از قید جهات آزاد شد
چون فلک در شش جهت آباد شد
هوش مصنوعی: هر کسی که از بندهای دنیوی رها شود، مانند آسمان در تمامی جهات آباد و سرشار از نعمت خواهد بود.
بوی گل از ترک گل جولانگر است
در فراخای چمن خود گسترست
هوش مصنوعی: عطر گل به وسیله ی شکوفه هایش در فضای وسیع چمن پخش میشود.
ای که یک جا در چمن انداختی
مثل بلبل با گلی در ساختی
هوش مصنوعی: ای کسی که در باغ، جایی را برای نشستن انتخاب کردی و همانند بلبل با گلی خوش آواز شدی.
چون صبا بار قبول از دوش گیر
گلشن اندر حلقه ی آغوش گیر
هوش مصنوعی: زمانی که نسیم صبحگاهی بویی خوش از باغ میآورد، وارد گلستان شو و در آغوش آن نعمتهای زیبا را در بر بگیر.
از فریب عصر نو هشیار باش
ره فتد ای رهرو هشیار باش
هوش مصنوعی: از گول زدنهای زمانهی جدید آگاه باش، ای مسافر راه! هوشیار باش تا دچار فریب نشوی.