برگردان به زبان ساده
می گشودم شبی به ناخن فکر
عقده های حکیم المانی
هوش مصنوعی: شبی با ناخن خود به سراغ افکار و نگرانیهای عمیق و پیچیدهای میرفتم که در ذهنم به جا مانده بود.
آنکه اندیشه اش برهنه نمود
ابدی را ز کسوت آنی
هوش مصنوعی: کسی که فکرش باعث شد تا حقیقت جاودانه از شکل ظاهری و گذرا رها شود.
پیش عرض خیال او گیتی
خجل آمد ز تنگ دامانی
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی و جذابیت او، دنیا به دلیل محدودیتهایش شرمسار و ناچیز به نظر میرسد.
چون بدریای او فرو رفتم
کشتی عقل گشت طوفانی
هوش مصنوعی: وقتی در عمق دریای او غرق شدم، قایق عقل من دچار طوفان شد.
خواب بر من دمید افسونی
چشم بستم ز باقی و فانی
هوش مصنوعی: خواب بر من سایه افکنده و جادوئی از خود بر جا گذاشته است. چشمانم را بستم و از دنیا و اموری که ماندنی نیستند، جدا شدم.
نگه شوق تیز تر گردید
چهره بنمود پیر یزدانی
هوش مصنوعی: چشم امید و اشتیاق بیشتر شده و چهرهای از خدای بزرگ نمایان شده است.
آفتابی که از تجلی او
افق روم و شام نورانی
هوش مصنوعی: خورشیدی که درخشش او، افقهای روم و شام را روشن میکند.
شعله اش در جهان تیره نهاد
به بیابان چراغ رهبانی
هوش مصنوعی: شعلهاش در دنیای تاریک روشنایی را در دل بیابان به وجود آورد، مانند نوری که به راهبان هدایت میکند.
معنی از حرف او همی روید
صفت لاله های نعمانی
هوش مصنوعی: از گفتار او، خصوصیات لالههای خوشرنگ و زیبا نمایان میشود.
گفت با من چه خفته ئی برخیز
به سرابی سفینه می رانی؟
هوش مصنوعی: کسی به فردی میگوید که چرا در حال استراحت است و او را تشویق میکند که برخیزد و به عملی پرجنبوجوش و شاداب بپردازد، مانند راندن یک کشتی در آبهای روشن و پرجنبوجوش.
«به خرد راه عشق می پوئی؟
به چراغ آفتاب می جوئی؟»
هوش مصنوعی: آیا با عقل و خرد به دنبال عشق هستی؟ آیا به روشنی آفتاب میخواهی دست پیدا کنی؟