برگردان به زبان ساده
هوس منزل لیلی نه تو داری و نه من
جگر گرمی صحرا نه تو داری و نه من
هوش مصنوعی: نه تو در پی رسیدن به عشق لیلی هستی و نه من، هیچکدام از ما شوق و اشتیاقی برای گشت و گذار در دل صحرا نداریم.
من جوان ساقی و تو پیر کهن میکده ئی
بزم ما تشنه و صهبا نه تو داری و نه من
هوش مصنوعی: من جوان و شادابم و تو کهنسالی از میخانه. جشن و سروری که ما برپا کردهایم، پر از تشنگی است و هیچکدام از ما، نوشیدنی نداریم.
دل و دین در گرو زهره وشان عجمی
آتش شوق سلیمی نه تو داری و نه من
هوش مصنوعی: دل و دین من و تو، تحت تأثیر زیبایی زهرهای است که فراتر از ما است. آتش اشتیاقی وجود دارد که نه تو آن را داری و نه من.
خزفی بود که از ساحل دریا چیدیم
دانهٔ گوهر یکتا نه تو داری و نه من
هوش مصنوعی: ما از کنار دریا یک ظرفی برداشتیم که دانهای از بهترین گوهر در آن بود. اما نه تو این گوهر را داری و نه من.
دگر از یوسف گمگشته سخن نتوان گفت
تپش خون زلیخا نه تو داری و نه من
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوان دربارهی یوسف گمشده صحبت کرد، زیرا نه تو شوق و هیجان زلیخا را داری و نه من.
به که با نور چراغ ته دامان سازیم
طاقت جلوهٔ سینا نه تو داری و نه من
هوش مصنوعی: برای چه با نور چراغ در انتهای دامان (لباس) خود به زیبایی و درخشندگی کوه سینا نزدیک شویم، که نه تو این قابلیت را داری و نه من.