برگردان به زبان ساده
بی تو از خواب عدم دیده گشودن نتوان
بی تو بودن نتوان با تو نبودن نتوان
هوش مصنوعی: بدون تو نمیتوان از خواب عدم بیدار شد، وجود داشتن بدون تو ممکن نیست و با تو نبودن نیز غیرممکن است.
در جهان است دل ما که جهان در دل ماست
لب فروبند که این عقدهٔ گشودن نتوان
هوش مصنوعی: دل ما در این دنیا به گونهای است که تمام جهان در دل ما جای دارد. بهتر است سکوت کنیم، زیرا این گرهای است که نمیتوانیم آن را باز کنیم.
دل یاران ز نواهای پریشانم سوخت
من از آن نغمه تپیدم که سرودن نتوان
هوش مصنوعی: دل دوستانم به خاطر نواهای آشفتهام شکست و من از آن آهنگ که نمیتوانستم بسازم، به شدت احساس درد کردم.
ای صبا از تنک افشانی شبنم چه شود
تب و تاب از جگر لاله ربودن نتوان
هوش مصنوعی: ای نسیم، اگر شبنم را به ناز بریزی، به چه دلیلی تب و تاب گل لاله را نمیتوان از دل آن گرفت؟
دل بحق بند و گشادی ز سلاطین مطلب
که جبین بر در این بتکده سودن نتوان
هوش مصنوعی: دل را به حق به زنجیر نکشید و از سلطانها چیزی نخواهید؛ زیرا نمیتوانید با پیشانی خود بر در این مکتب محبت بنشینید.