برگردان به زبان ساده
خورشید بدامانم انجم به گریبانم
در من نگری هیچم در خود نگری جانم
هوش مصنوعی: خورشید در آغوش من است و ستارهها در دامن من به سجده افتادهاند. اگر به من نگاه کنی، هیچ چیز نمیبینی، اما اگر به درون خودت نگری، جانم را خواهی یافت.
در شهر و بیابانم در کاخ و شبستانم
من دردم و درمانم ، من عیش فراوانم
هوش مصنوعی: من در هر مکانی، چه در شهر و چه در بیابان، چه در قصر و چه در خوابگاه، وجود دارم. من خود درد هستم و همچنین درمان آن، و در عین حال لذت زیبا و فراوانی را تجربه میکنم.
من تیغ جهانسوزم ، من چشمهٔ حیوانم
هوش مصنوعی: من قدرت تخریب و آسیب رسانی به دنیا را دارم و در عین حال، من منبع زندگی و حیات هستم.
چنگیزی و تیموری ، مشتی ز غبار من
هنگامهٔ افرنگی یک جسته شرار من
هوش مصنوعی: چنگیز و تیمور، تنها بخشی از خاک و غبار من هستند و هنگامههای اروپا نیز تنها جرقهای از آتش من است.
انسان و جهان او از نقش و نگار من
خون جگر مردان، سامان بهار من
هوش مصنوعی: انسان و دنیای او از شکل و تصویری که من به وجود آوردهام نشأت میگیرد و با درد و رنج عمیق مردان، زندگی و زیبایی بهار من شکل میگیرد.
من آتش سوزانم من روضه رضوانم
هوش مصنوعی: من شعلهای سوزان هستم و در عین حال بهشت و آرامش را نیز به تصویر میکشم.
آسوده و سیارم این طرفه تماشا بین
در بادهٔ امروزم کیفیت فردا بین
هوش مصنوعی: من آرام و بیخیال هستم و از تماشای زیباییهای زندگی لذت میبرم؛ امروز برای من خوشی و شگفتی به ارمغان آورده و به آینده هم با امید و اشتیاق نگاه میکنم.
پنهان به ضمیر من صد عالم رعنا بین
صد کوکب غلطان بین صد گنبد خضرا بین
هوش مصنوعی: در درون من، صدها دنیای زیبا و جذاب وجود دارد؛ مانند ستارههایی که در آسمان در حال حرکت هستند و مانند گنبدهای آسمانی که سبز و پرطراوتاند.
من کسوت انسانم پیراهن یزدانم
هوش مصنوعی: من پوشش و ظاهر انسانی دارم و درونی الهی و متعالی دارم.
تقدیر فسون من تدبیر فسون تو
تو عاشق لیلائی من دشت جنون تو
هوش مصنوعی: سرنوشت من تحت تأثیر جادوگری توست. تو عاشق لیلایی و من در دشت جنون سیر میکنم.
چون روح روان پاکم از چند و چگون تو
تو راز درون من ، من راز درون تو
هوش مصنوعی: روح من از هر گونه دوگانگی و مسائل دنیوی آزاد است. تو به عمق وجود من آگاهی، و من نیز به درونت پی میبرم.
از جان تو پیدایم ، در جان تو پنهانم
هوش مصنوعی: من از وجود تو نمایان هستم و در عمق وجود تو پنهان شدهام.
من رهرو و تو منزل من مزرع و تو حاصل
تو ساز صد آهنگی تو گرمی این محفل
هوش مصنوعی: من در سفرم و تو مقصد منی، تو زراعت و من محصول تو هستم. اینجا را با آهنگی زیبا گرم کن.
آوارهٔ آب و گل ، دریاب مقام دل
گنجیده بجامی بین این قلزم بی ساحل
هوش مصنوعی: من یک موجود بیخانمان از خاک و آب هستم، به مقام دل من توجه کن که در این جام گنجینهای نهفته است، در این دریای بیکران.
از موج بلند تو سر بر زده طوفانم
هوش مصنوعی: من از بلندی امواج تو جدا شدهام و درگیر طوفانی بزرگ هستم.