برگردان به زبان ساده
هنوز همنفسی در چمن نمیبینم
بهار میرسد و من گل نخستینم
هوش مصنوعی: هنوز کسی را در باغ نمیبینم، در حالی که بهار در حال آمدن است و من گل اولیهای هستم که به زودی میشکفد.
به آب جو نگرم خویش را نظاره کنم
به این بهانه مگر روی دیگری بینم
هوش مصنوعی: به آب جویی نگاه میکنم تا خودم را ببینم و بهانهای باشد تا شاید روی دیگری از خودم را کشف کنم.
به خامهای که خط زندگی رقم زده است
نوشتهاند پیامی به برگ رنگینم
هوش مصنوعی: با قلمی که داستان وجودم را نوشته، پیامی به من که به رنگهای زیبا مزین شدهام، دادهاند.
دلم به دوش و نگاهم به عبرت امروز
شهید جلوهٔ فردا و تازه آئینم
هوش مصنوعی: دلم پر از غم و اندوه است و نگاهی به عبرتها و درسهایی که امروز شهیدان به ما میدهند، دارم. آنها نماینده فردا هستند و من به تازگی به آداب و رسوم این مسیر پی بردهام.
ز تیره خاک دمیدم قبای گل بستم
وگرنه اختر واماندهای ز پروینم
هوش مصنوعی: از دل خاک سر برآوردم و لباس گل پوشیدم، وگرنه من نیز ستارهای از صورت فلکی پروین هستم که به تأخیر افتادهام.