برگردان به زبان ساده
لاله بهر یک شعاع آفتاب
دارد اندر شاخ چندین پیچ و تاب
هوش مصنوعی: لاله به خاطر هر یک از پرتوهای آفتاب، در شاخهاش چندین پیچ و تاب دارد.
چون بهار او را کند عریان و فاش
گویدش جز یک نفس اینجا مباش
هوش مصنوعی: زمانی که بهار او را با زیبایی و شادابی خود نمایان کند و حقیقت وجود او را آشکار سازد، به او میگوید که جز یک لحظه در اینجا نمان.
هر دو آمد یکدگر را ساز و برگ
من ندانم زندگی خوشتر که مرگ
هوش مصنوعی: دو طرف به هم نزدیک شدهاند، اما من نمیدانم که زندگی بهتر است یا مرگ.
زندگی پیهم مصاف نیش و نوش
رنگ و نم امروز را از خون دوش
هوش مصنوعی: زندگی مداوم در حال نبرد بین لذت و سختیهاست، امروز را با رنگها و نشانههایی که از تجربههای گذشته به دست آمده، سپری میکنیم.
الامان از مکر ایام الامان
الامان از صبح و از شام الامان
هوش مصنوعی: حواست را جمع کن و از فریبهایی که روز و شب به وجود میآوردند، دوری کن.
ای خدا ای نقشبند جان و تن
با تو این شوریده دارد یک سخن
هوش مصنوعی: ای خدا، ای سازندهی روح و بدن، این دیوانه یک حرفی با تو دارد.
فتنه ها بینم درین دیر کهن
فتنه ها در خلوت و در انجمن
هوش مصنوعی: در این دیر قدیمی، ما درگیر آشفتگیها و مشکلاتی هستیم که هم در جمع و هم در تنهایی به چشم میخورد.
عالم از تقدیر تو آمد پدید
یا خدای دیگر او را آفرید
هوش مصنوعی: جهان به خاطر اراده تو به وجود آمد یا خدایی دیگر او را خلق کرده است.
ظاهرش صلح و صفا باطن ستیز
اهل دل را شیشهٔ دل ریز ریز
هوش مصنوعی: ظاهر این افراد به آرامش و دوستی میماند، اما در درونشان با دلهای اهل یقین در جنگ و جدل هستند. دلهای آنها مانند شیشهای خرد شده و آسیبپذیر است.
صدق و اخلاص و صفا ، باقی نماند
«آن قدح بشکست و آن ساقی نماند»
هوش مصنوعی: صداقت، خلوص و پاکی دیگر باقی نماندهاند؛ چرا که آن جام شکست و آن ساقی نیز در دسترس نیست.
چشم تو بر لاله رویان فرنگ
آدم از افسونشان بی آب و رنگ
هوش مصنوعی: چشم تو به زیبایی گلها و چهرههای اروپایی است و آدم را تحت تأثیر جذابیت آنها قرار میدهد، اما این زیبایی از حقیقت و واقعیت خالی است.
از که گیرد ربط و ضبط این کائنات؟
ای شهید عشوه لات و منات
هوش مصنوعی: از چه کسی میتوان پیوند و نظم این جهان را دریافت کرد؟ ای شهید زیباییهای لات و منات.
مرد حق آن بندهٔ روشن نفس
نایب تو در جهان او بود و بس
هوش مصنوعی: مرد حق، یعنی شخصی که حقیقت را درک کرده و به آن عمل میکند، تنها کسی است که میتواند نماینده و جانشین تو در این دنیا باشد.
او به بند نقره و فرزند و زن
گر توانی ، سومنات او شکن
هوش مصنوعی: اگر تو میتوانی، به زنجیر نقره و فرزند و همسر او نگاه کن و آنها را در سومنات در هم شکن.
این مسلمان از پرستاران کیست
در گریبانش یکی هنگامه نیست
هوش مصنوعی: این مسلمان کیست که در درون خود هیچ نوع آرامش و قرار ندارد و همواره در حال آشفتگی است؟
سینه اش بی سوز و جانش بی خروش
او سرافیل است و صور او خموش
هوش مصنوعی: دل او بیهیچ آتش و جانش بدون هیچ تلاطمی است؛ او مانند سرافیل است، اما صدایش خاموش است.
قلب او نا محکم و جانش نژند
در جهان کالای او نا ارجمند
هوش مصنوعی: قلب او ضعیف و روحش در این دنیا ناراحت است و possessions او ارزش چندانی ندارند.
در مصاف زندگانی بی ثبات
دارد اندر آستین لات و منات
هوش مصنوعی: در نبرد زندگی، ناپایداری و نوسان وجود دارد و انسان در درون خود، قدرتهایی دارد که میتواند به آنها تکیه کند.
مرگ را چون کافران داند هلاک
آتش او کم بها مانند خاک
هوش مصنوعی: مرگ را مانند کافران بیارزش میداند و هلاکت را به آتش تشبیه میکند که مثل خاک بیمقدار است.
شعله ئی از خاک او باز آفرین
آن طلب آن جستجو باز آفرین
هوش مصنوعی: شعلهای که از خاک او برخاسته، دوباره به همین خواسته و جستجو قوت میبخشد.
باز جذب اندرون او را بده
آن جنون ذوفنون او را بده
هوش مصنوعی: به او گوشزد کن که دوباره به درون خود بپرداز و آن شور و شوق خاص خود را به او بازگردان.
شرق را کن از وجودش استوار
صبح فردا از گریبانش برآر
هوش مصنوعی: شرق را از وجود خود محکم و استوار کن تا صبح فردا از دلش بیرون بیاید.
بحر احمر را بچوب او شکاف
از شکوهش لرزه ئی افکن به قاف
هوش مصنوعی: دریا را به هم بزن و از قدرتش لرزهای به کوهها بفرست.