برگردان به زبان ساده
ترسم که تو میرانی زورق به سراب اندر
زادی به حجاب اندر میری به حجاب اندر
هوش مصنوعی: نگرانی دارم که تو در حال حرکت قایقات را به سمت آبهای توهمی و کاذب هدایت کنی، و در مکانهایی پنهان و دور از حقیقت رفت و آمد کنی.
چون سرمه رازی را از دیده فروشستم
تقدیر امم دیدم پنهان بکتاب اندر
هوش مصنوعی: زمانی که سرمه را از چشم خود شستم، رازهایی را از تقدیرم دیدم که در کتابی پنهان بود.
بر کشت و خیابان پیچ بر کوه و بیابان پیچ
برقی که بخود پیچد میرد به سحاب اندر
هوش مصنوعی: در میان کشتزارها و خیابانها، مانند پیچش کوهها و بیابانها، الکتریسیتهای وجود دارد که به خود میپیچد و در نهایت به ابرها میرسد.
با مغربیان بودم پر جستم و کم دیدم
مردی که مقاماتش ناید بحساب اندر
هوش مصنوعی: با افرادی از غرب در ارتباط بودم و تلاش کردم تا مردم را بشناسم، اما کمتر کسی را یافتم که مقام و جایگاهش قابل شمارش باشد.
بی درد جهانگیری آن قرب میسر نیست
گلشن بگریبان کش ای بو بگلاب اندر
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقام بالا و موفقیت در دنیا، باید دردها و چالشهای زندگی را تحمل کرد. ای گل، در این باغ باید خود را از غم و اندوه رها کنی و به زیبایی و خوشی فکر کنی.
ای زاهد ظاهر بین گیرم که خودی فانی است
لیکن تو نمی بینی طوفان به حباب اندر
هوش مصنوعی: ای زاهدی که فقط به ظواهر نگاه میکنی، میدانم که وجود ما زودگذر است؛ اما تو نمیتوانی ببینی که چه طوفانی در دل حباب نهفته است.
این صوت دلاویزی از زخمهٔ مطرب نیست
مهجور جنان حوری نالد به رباب اندر
هوش مصنوعی: این صدا که دلنواز است، ناشی از نواختن ساز نیست. بلکه فرشتهای از بهشت با حزن و اندوه، در کنار ساز روباب، ناله میکند.