برگردان به زبان ساده
از محبت چون خودی محکم شود
قوتش فرمانده عالم شود
هوش مصنوعی: وقتی محبت به اندازه کافی در دل انسان ریشهدار شود، توانایی و قدرت او به حدی میرسد که میتواند بر جهان تسلط یابد.
پیر گردون کز کواکب نقش بست
غنچه ها از شاخسار او شکست
هوش مصنوعی: پیرسالار آسمان که از ستارهها نقش و نگاری دارد، غنچهها از شاخههای او میشکنند.
پنجه ی او پنجه ی حق می شود
ماه از انگشت او شق می شود
هوش مصنوعی: دست او نمایانگر قدرت و حقیقت است و نورانی بودن ماه به خاطر تأثیر انگشت اوست.
در خصومات جهان گردد حکم
تابع فرمان او دارا و جم
هوش مصنوعی: در اختلافات و دعواهای جهانی، تصمیمگیری و قضاوت تابع اراده و خواست او مالک و جم خواهد بود.
با تو می گویم حدیث بوعلی
در سواد هند نام او جلی
هوش مصنوعی: با تو دربارهی داستان بوعلی که در هند به علم و دانش مشهور است، صحبت میکنم و نامش به خوبی شناخته شده است.
آن نوا پیرای گلزار کهن
گفت با ما از گل رعنا سخن
هوش مصنوعی: در آن باغ قدیمی، سرود و نوا میزد و با ما از زیبایی گلهای زیبا صحبت میکرد.
خطه ی این جنت آتش نژاد
از هوای دامنش مینو سواد
هوش مصنوعی: این سرزمین بهشتی با هوای دلنوازش، به مانند دامنش پر از زیبایی و جذابیت است که آتش زندهای را در خود دارد.
کوچک ابدالش سوی بازار رفت
از شراب بوعلی سرشار رفت
هوش مصنوعی: ابر درد و غم و اندوه، سکتهای از زرین چشمانت گرفت. به یاد عشق و دلباختگیام، زندگی را از بوعلی سرشار برداشتم و به بازار رفتم تا روزگار را به دلکشترین شکل ممکن سپری کنم.
عامل آن شهر می آمد سوار
همرکاب او غلام و چوبدار
هوش مصنوعی: مسئول آن شهر به همراه از اسب سوار میشد و دو نفر نیز به همراه او بودند؛ یکی غلام و دیگری چوپان.
پیشرو زد بانگ ای ناهوشمند
بر جلو داران عامل ره مبند
هوش مصنوعی: ای نادان، پیش از اینکه به جلو بروی، فریاد نزن. اجازه نده که راه را بر کسانی که در حال تلاش و کار هستند، ببندی.
رفت آن درویش سر افکنده پیش
غوطه زن اندر یم افکار خویش
هوش مصنوعی: آن درویش با سر افکنده، به عمق افکار خود فرو رفته و در حال تفکر و تأمل است.
چوبدار از جام استکبار مست
بر سر درویش چوب خود شکست
هوش مصنوعی: ستمگر مست از قدرت و زور خود، بر سر مردی فقیر و بیپناه، چوب خود را شکست.
از ره عامل فقیر آزرده رفت
دلگران و ناخوش و افسرده رفت
هوش مصنوعی: بخشی از دل شکسته و ناراحت به خاطر وضعیت کسی که در زندگی سختی میکشد، به راهی میرود و از این وضعیت نگران و پریشان است.
در حضور بوعلی فریاد کرد
اشک از زندان چشم آزاد کرد
هوش مصنوعی: در حضور بوعلی، کسی به شدت از دلش دردی را فریاد زد که باعث شد اشکها از چشمانش آزاد شوند و بیرون بریزند.
صورت برقی که بر کهسار ریخت
شیخ سیل آتش از گفتار ریخت
هوش مصنوعی: برق و روشنایی که بر روی کوهها تابید، مانند آتشی است که از سخنان شیخ به چهرهاش سرازیر شد.
از رگ جاں آتش دیگر گشود
با دبیر خویش ارشادی نمود
هوش مصنوعی: او از عمق وجودش شعلهای دیگر برپا کرد و با همدلی با معلم خود، راهنماییاش کرد.
خامه را بر گیر و فرمانی نویس
از فقیری سوی سلطانی نویس
هوش مصنوعی: قلم را بردار و نامهای بنویس که از فقیری به سلطانی باشد.
بنده ام را عاملت بر سر زده است
بر متاع جان خود اخگر زده است
هوش مصنوعی: بندهای که در اختیار توست، در اوج کوشش و تلاش به سر میبرد و به خاطر ارزش جانش دچار آتش و التهاب شده است.
باز گیر این عامل بد گوهری
ورنه بخشم ملک تو با دیگری
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر این عامل ناپسند و بد را از خود دور نکنی، ممکن است فرصتی که داری را به شخص دیگری واگذار کنم.
نامه ی آن بنده ی حق دستگاه
لرزه ها انداخت در اندام شاه
هوش مصنوعی: نامهی آن بندهی حق موجی از نگرانی و هراس در وجود شاه ایجاد کرد.
پیکرش سرمایه ی آلام گشت
زرد مثل آفتاب شام گشت
هوش مصنوعی: بدنش به منبعی از دردها تبدیل شد و رنگش مانند آفتاب در غروب زرد شد.
بهر عامل حلقه ی زنجیر جست
از قلندر عفو این تقصیر جست
هوش مصنوعی: برای هر کسی که در پی دلیل و توجیه است، از شخصی آزاداندیش و بیاعتنا به قید و بندها، عذرخواهی برای خطایش را بیابید.
خسرو شیرین زبان ، رنگین بیان
نغمه هایش از ضمیر «کن فکان»
هوش مصنوعی: خسرو، که زبانش شیرین و بیانش زیباست، نغمههایش از عمق وجودش به وجود آمده و به طرز شگفتانگیزی رنگین هستند.
فطرتش روشن مثال ماهتاب
گشت از بهر سفارت انتخاب
هوش مصنوعی: طبیعت او مانند نور ماه روشن شد، به دلیل انتخابش برای فرستاده شدن.
چنگ را پیش قلندر چون نواخت
از نوائی شیشه ی جانش گداخت
هوش مصنوعی: وقتی چنگ به صدای دلانگیزی نواخته میشود، روح شخصی که در برابر قلندر است، مثل شیشهای در دمای بالا تماشا میشود و نرم و حساس میگردد.
شوکتی کو پخته چون کهسار بود
قیمت یک نغمه ی گفتار بود
هوش مصنوعی: شکوه و قدرت او چون کوهی است که با پختگی و استحکام خود، ارزش یک سخن را دارد.
نیشتر بر قلب درویشان مزن
خویش را در آتش سوزان مزن
هوش مصنوعی: بر دل درویشان جراحت نزن، خود را در آتش سوزان نینداز.