دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دام و دد ملولم و انسانم آرزوست
زاین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
گفتم که یافت مینشود جستهایم ما
گفت آنچه یافت مینشود آنم آرزوست
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:چند بندی
منبع اولیه: سایت علامه اقبال
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دام و دد ملولم و انسانم آرزوست
هوش مصنوعی: شیخی با چراغ در شهر میگردد و به دنبال انسان است، زیرا از موجودات وحشی و درنده خسته و دلزده شده است و آرزوی یافتن آدمی را دارد.
زاین همرهان سستعناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
هوش مصنوعی: احساس ناامیدی و ناراحتیام از همنشینان ضعیف و بیاثر است. دلم میخواهد همچون شیر دل و رستم دستان قوی و شجاع باشم.