مفردات
همام تبریزی
»
مفردات
شمارهٔ ۱ : درخت بخل ترا کس ز بیخ برنکند
شمارهٔ ۲ : سعادت با سلامت یار بادت
شمارهٔ ۳ : از آن مجلس به صورت گرچه دور است
شمارهٔ ۴ : ز دولت تو مرا دست داده بود دمی
شمارهٔ ۵ : حالم ز فرقت تو نیاید به نامه راست
شمارهٔ ۶ : مرا به طلعت تو اشتیاق چندانی است
شمارهٔ ۷ : از دل خبر مپرس که بر وی چهها گذشت
شمارهٔ ۸ : عمری که از او جهانی ارزد
شمارهٔ ۹ : چه نویسم ز آرزومندی
شمارهٔ ۱۰ : همیرسان به جماعت چو شاخ نخل کرم
شمارهٔ ۱۱ : هر گه که دلم ز ره بیفتد
شمارهٔ ۱۲ : ملامتی نتوان کرد روستایی را
شمارهٔ ۱۳ : به آن هم مفتخر هم مبتهج شد
شمارهٔ ۱۴ : بفرست نسیمی که سلام تو رساند
شمارهٔ ۱۵ : ز ذوق یار ملامتگران چو بیخبرند
شمارهٔ ۱۶ : کو حیدر هاشمی و کو حاتم طی
شمارهٔ ۱۷ : حالی که به صد زبان بیان نتوان کرد
شمارهٔ ۱۸ : به جای خویش بود گر درخت طوبی را
شمارهٔ ۱۹ : مردم تبریز همچو آب لطیفند
شمارهٔ ۲۰ : هر باد که از شام به اصحاب تو آید
شمارهٔ ۲۱ : درین دیار بدان زندهام که گهگاهی
شمارهٔ ۲۲ : مرا به فکر چه حاجت که شعر من آبیست
شمارهٔ ۲۳ : بهانه میطلبد دوست گفتگویی را
شمارهٔ ۲۴ : بیش از آن است که آید ز زبان تقریرش
شمارهٔ ۲۵ : آن همیخواندم همیبوسیدمش
شمارهٔ ۲۶ : همیشه باد به کام تو گردش گردون
شمارهٔ ۲۷ : ملول شد دل ما در شب دراز فراق
شمارهٔ ۲۸ : ای سواد نامهات نور سواد دیدهام
شمارهٔ ۲۹ : چه گویم و چه نویسم که زین سفر چه کشیدم
شمارهٔ ۳۰ : حرف و ترکیب ندانم که من از سر تا پای
شمارهٔ ۳۱ : ز چشم دوری و دل روز و شب ملازم توست
شمارهٔ ۳۲ : هست امیدم که خاک پای تو گردم
شمارهٔ ۳۳ : نه آن پیوند دارد با تو جانم
شمارهٔ ۳۴ : رهروان بستند بر فتراک ما را لاجرم
شمارهٔ ۳۵ : نانش نه و خلق او را در هر دو جهان مهمان
شمارهٔ ۳۶ : فتنه عالمی شدی فتنه شدم چو دیدمت
شمارهٔ ۳۷ : ناز ز حد ببردهای ای بت نازنین من
شمارهٔ ۳۸ : ای دل من نگین تو مهر تو مهر آن نگین
شمارهٔ ۳۹ : در سماع آمد بت خوبان چین
شمارهٔ ۴۰ : من کیم باری که نامم بر زبان آوردهای
شمارهٔ ۴۱ : ز وصف اشتیاق او شدی الکن بیان من
شمارهٔ ۴۲ : هنوز صبح نخستین روز دولت توست
شمارهٔ ۴۳ : از دیده گرچه دوری از دور در حضوری
شمارهٔ ۴۴ : مینویسم پیش جانان نامهای
شمارهٔ ۴۵ : چون جان و دلم ز خدمتت نیست جدا
شمارهٔ ۴۶ : برون ز عالم حس است جان خرده بینان را
شمارهٔ ۴۷ : دل گفت که زحمت تن آنجا چه بری
شمارهٔ ۴۸ : چون تو از جانب شیراز به تبریز آیی