برگردان به زبان ساده
بدان أسْعَدَکَ اللّه که سبب حصول علم حواس خمس است: یکی سمع، دویم بصر، سیم ذوق، چهارم شم، پنجم لمس و خداوند تبارک و تعالی مر دل را این پنج در بیافریده است و هر جنس علم را به یکی از این باز بسته؛ چون سمع را علم به اصوات و اخبار، و بصر را علم به الوان و اجناس و مر ذوق را علم به حُلْو مُرّ، و شمّ را علم به نَتْن و رایحه و لمس را علم به خشونت و لین و از این پنج حواس چهار را سمع گردانیده و چشم را بصرو کام را ذوق و بینی را شم و لمس را اندر همه اندام مجال داده است؛ از آنچه جز چشم نبیند و جز گوش نشنود و جز بینی نبوید و جز کام مزه نیابد اما تن به بساوش اندام نرم از درشت و گرم از سرد، باز داند.
هوش مصنوعی: خداوند متعال باعث به وجود آمدن پنج حس در انسان شده است: شنوایی، بینایی، چشایی، بویایی و لامسه. هر یک از این حسها دانش خاصی را به انسان ارائه میدهند؛ برای مثال، حس شنوایی به ما اطلاعاتی درباره صداها و اخبار میدهد، حس بینایی ما را با رنگها و اشکال آشنا میکند، حس چشایی طعمهای شیرین و تلخ را به ما میشناساند، حس بویایی ما را با بوهای خوش و بد آشنا میکند و حس لامسه به ما احساس سختی و نرمی را منتقل میکند. از میان این حواس، چهار حس اصلی به شکلهای خاصی عمل میکنند: گوش صداها را میشنود، چشم رنگها را میبیند، زبان طعمها را حس میکند و بینی بوها را استشمام میکند. در عین حال، بدن ما با لمس کردن میتواند تفاوتهای بین نرم و سخت یا گرم و سرد را تشخیص دهد.
و از روی جواز جایز باشدی که این هر یک اندر همه اعضا شایع باشدی؛ چنانکه لمس و به نزدیک معتزله روا نباشد که هر یکی زاجر محلی مخصوص بود وباطل است قول ایشان به حاسّهٔ لمس؛ که آن را محلی مخصوص نیست و چون یکی بدین صفت روا بود دیگران را هم روا بود.
هوش مصنوعی: این موضوع امکانپذیر است که در همه اعضای بدن وجود داشته باشد؛ به این معنا که طبق نظر معتزله نمیتوان لمس را تنها مختص به یک محل خاص دانست و نظر آنها در این مورد نادرست است. چرا که لمس هیچ محل خاصی ندارد و اگر این موضوع برای یک مورد قابل قبول باشد، برای سایر موارد نیز قابل قبول خواهد بود.
و مراد اینجا جز این است اما از این مقدار چاره ندیدم مر تحقیق بیان معنی را.
هوش مصنوعی: منظور اینجاست که چیزی فراتر از این وجود دارد، اما به همین مقدار قانع شدم و نتوانستم بیشتر به بررسی و توضیح موضوع بپردازم.
پس از این چهار حواس که ذکر ایشان گذشت، بی پنجم آن که سمع است یکی ببیند ویکی ببوید و یکی بچشد و یکی بیساود و روا باشد که اندر دیدن این عالم بدیع و بوییدن چیزهای خوش و چشیدن نعمتهای نیکو و بسودن چیزهای نرم مر عقل را دلیل گردد به معرفت و به خداوندش راه نماید؛ از آن که بداند که: عالم محدث است که محل تغیر است و آنچه از حادث خالی نباشد محدَث بود و این را آفریدگاری است نه ازجنس آن که مکوَّن است و آفریدگار او مکون و آن مجسَّم است و آفریدگار او مجسِّم و آفریدگارش قدیم است و آن محدَث و آفریدگارش نامتناهی و آن متناهی و قادر است به همه چیزها و بر همه کارها و عالم است به همه معلومات و تصرفش اندر ملک جایز است آنچه خواهد تواند از فرستادن رسولان با برهانهای صادق. اما این جمله بر وی واجب نباشد تا وجوب معرفت به سمع معلوم خود نگرداند و آنچه موجَب سمع است و از این است که اهل سنت فضل نهند سمع را بر بصر اندر دار تکلیف.
هوش مصنوعی: پس از چهار حس که ذکر شد، حس پنجم که شنوایی است نیز مهم است. با سمع میتوان دیدن، بو کردن، چشیدن و لمس کردن را تجربه کرد و این حسها میتوانند عقل را به شناخت و درک خداوند راهنمایی کنند. به این دلیل که انسان متوجه میشود که این جهان تازه و پُر از تغییرات است و همه چیزهایی که حادث هستند، از خالق آن یعنی خدا نشأت میگیرند. بنابراین، خالق از جنس مخلوقات نیست و وجودش از آنها متفاوت است. او قدیم و نامتناهی است و میتواند به همه چیز علم داشته باشد و در امور دنیا تصرف کند، به طوری که میتواند پیامبرانی با دلایل و برهانهای راستین بفرستد. اما برای او ضروری نیست که معرفت را فقط از طریق شنوایی به اثبات برساند و این همان چیزی است که اهل سنت به شنوایی اهمیت بیشتری نسبت به بینایی در مرحله تکلیف میدهند.
و اگر مخطیی گوید: «سمع محل خبر است و بصر موضع نظر و دیدار خداوند جل جلاله فاضلتر از شنیدن کلام وی باشد، باید تا بصر فاضلتر از سمع باشد.»
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید که «گوش محل دریافت خبر است و چشم منبع دید و تماشای خداوند، و تماشای خداوند از شنیدن کلام او برتر است»، پس باید نتیجه بگیریم که چشم از گوش برتر است.
گوییم: ما به سمع میدانیم که رؤیت خواهد بود اندر بهشت که اندر جواز رؤیت به عقل حجاب از کشف اولیتر نباشد. به خبر دانستیم که مؤمنان را مکاشف گرداند و حجاب اسرار ایشان برگیرد تا خدای را عزّ و جلّ ببینند پس سمع فاضلتر آمد از بصر. و نیز جملهٔ احکام شریعت بر سمع مبنی است؛ چه اگر سمع نبودی ثبات آن محال بودی. و نیز انبیا صلوات اللّه علیهم که آمدند نخست بگفتند، تا آن که مستمع بودند پس بگرویدند. آنگاه معجزه بنمودند و اندر دید معجزه تاکید آن هم بر سمع بود و بدین دلایل هر که سماع را انکار کند کلی شریعت را انکار کرده باشد و حکم آن بر خود بپوشیده.
هوش مصنوعی: در این متن گفته میشود که در بهشت، دیدن خداوند ممکن خواهد بود و عقل نمیتواند مانع از این دیدار شود. بر اساس اخبار، مؤمنان زودتر از دیگران به دیدار خداوند نائل خواهند شد و پردههای اسرار از روی آنها برداشته میشود. در اینجا به اهمیت شنیدن اشاره شده است؛ زیرا تمام احکام دین بر شنیدن بنا شده است و اگر شنیدن وجود نداشت، دین نمیتوانست پابرجا بماند. پیامبران نیز ابتدا با کلام خود مردم را جذب میکردند و سپس معجزات خود را نشان میدادند. در نتیجه، مهم بودن شنیدن باعث میشود که انکار آن به معنی انکار کلیات دین باشد و شخصی که شنیدن را نپذیرد، در حقیقت به خود آسیب زده است.
و اکنون من احکام آن مستوفاظاهر کنم، ان شاء اللّه وَحْدَه و صدق اللّه وَعْدَه.
هوش مصنوعی: اکنون میخواهم احکام آن را به وضوح بیان کنم، اگر خدا بخواهد و خدا به وعدهاش وفا کند.