برگردان به زبان ساده
و منهم: مبارز صف صوفیان، و معبر احوال عارفان،ابوالقاسم ابراهیم ابن محمدبن محمویه النّصرآبادی، رضی اللّه عنه
هوش مصنوعی: ابوالقاسم ابراهیم بن محمد بن محمویه النصرآبادی، که از بزرگترین مبارزان در صف صوفیان و تحلیلگران احوال عارفان به شمار میرود، مورد احترام و ارادت قرار دارد.
وی اندر نشابور چون شابور اندر نشابور بود به علو حال و مرتبهٔ رجال، بهجز آن که عزّ ایشان اندر دنیا بود و از آنِ وی اندر آخرت. و وی را کلام بدیع و آیات رفیع است. مرید شبلی بود و استاد متأخران اهل خراسان بود. اندر عصر وی چون وی نبود اعلم و اورع اهل زمانه بود اندر فنون علوم.
هوش مصنوعی: او در نشابور مانند شابور در اوج جایگاه و شأن مردان پر نفوذ بود، با این تفاوت که اعتبار و عظمت او در دنیا بود و سهم او در آخرت. او دارای سخنان ناب و آیات بلند بوده است. مرید شبلی بوده و استاد کسانی بود که بعد از او در خراسان آمدند. در زمان او، کسی به اندازه او در علم و پرهیزگاری برتر نبود و در تمام رشتههای علمی سرآمد بود.
از وی میآید که گفت: «أَنْتَ بینَ نِسْبَتَیْنِ: نِسْبَةٍ إلی آدمَ، و نِسْبَةٍ إلی الْحَقِّ. فَاذا انْتَسَبْتَ إلی آدمَ دَخَلْتَ فی مَیادینِ الشَّهَواتِ وَمَواضِعِ الآفاتِ والزَّلّاتِ وَهیَ نسبةُ تَحقّقِ البشریّةِ؛ لقوله، تعالی: انّه کانَ ظَلُوماً جَهُولاً (۷۲/الاحزاب). و إذا اَنْتَسَبْتَ إلی الحَقِّ دَخَلْتَ فی مَقاماتِ الْکَشْفِ و البراهینِ والعِصْمَةِ، و هیَ نِسبَةُ تحقُّقِ العُبودیّةِ؛ لقوله، تعالی: و عِبادُ الرّحمنِ الّذینَ یَمْشُونَ عَلَی الأرْضِ هَوْناً (۶۳/الفرقان).» تو اندر میان دو نسبتی: نسبتی با آدم، و نسبتی با حق، تعالی. چون با آدم نسبت کردی، اندر میادین شهوتها و مواضع آفتها و زلتها افتادی که نسبت طبیعت بی قیمت بود و چون به حق نسبت کردی، اندر مقامات کشف و برهان و عصمت و ولایت افتادی. آن نسبت به آفت بشریت بود واین نسبت تحقیق عبودیت. نسبت آدم اندر قیامت منقطع شود و نسبت عبودیت همیشه قایم بود، تغیر بدان راه نیابد. چون بنده خود را به خود یا به آدم نسبت کند، کمال این، آن بود که گوید: «اِنّی ظَلَمْتُ نَفسی(۱۶/القصص)»، و چون به حق نسبت کند آدمی محل آن بود که حق تعالی گوید: «یا عِبادِ لاخَوْفٌ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ (۶۸/الزّخرف).» واللّه اعلم.
هوش مصنوعی: شما در میان دو نسبت قرار دارید: یک نسبت به آدم و یک نسبت به حق. زمانی که به آدم نسبت میدهید، در دنیای شهوتها و خطاها قرار میگیرید که نشاندهنده محدودیت بشریت است. اما وقتی به حق نسبت میدهید، به مقامات و حقایق بالا و منزلت عبودیت وارد میشوید. نسبت به آدم به نوعی ناپایدار است و در قیامت قطع میشود، در حالی که نسبت به حق همیشه باقی میماند و تغییر نمیکند. اگر انسانی خود را به آدم نسبت دهد، باید بپذیرد که به خود ظلم کرده است، اما اگر به حق نسبت دهد، در آن صورت خود را در امنیت و رحمت حق مییابد.