برگردان به زبان ساده
من آن معشوق میخواهم که یار مهربان است او
چه جای جان شیرینم که شیرینتر ز جان است او
هوش مصنوعی: من آن محبوبی را میخواهم که دوست واقعی است و در این میان، جان شیرین من چه اهمیتی دارد وقتی که او برایم از جانم هم عزیزتر است.
کنم در دیدگان جایش ببازم سر ز سودایش
بنازم پیش بالایش که چون سرو روان است او
هوش مصنوعی: در چشمان او جا میزنم و سرم را به خاطر عشقش میسوزانم. جلوهاش را ستایش میکنم، زیرا او همچون سروی روان و زیبا است.
ز رویش از قمر پرسم ز لعلش از شکر پرسم
ز کوهش از کمر پرسم که با وی در میان است او
هوش مصنوعی: از چهرهاش از ماه میپرسم، از لبهایش از شکر میپرسم، از قامتش از کوه میپرسم، که چه رابطهای با او دارم.
اگر این لحظه جان من بخواهد خان و مان من
فدا بادش روان من که آرام روان است او
هوش مصنوعی: اگر این لحظه جان من را بخواهد، خانه و زندگی من فدای او خواهد شد. زیرا روح من که آرام است، متعلق به اوست.
چو بر پشت سمند آید چو شمشاد بلند آید
به گیسو چون کمند آید به ابرو چون کمان است او
هوش مصنوعی: زمانی که او بر روی اسب مینشیند، قدش مانند شمشاد بلند میشود و گیسوانش همچون کمند (دستافراز) دراز میشود و ابروهایش به مانند کمان است.
غلامش از دل و جانم مدامش مدح میخوانم
از آنش بنده فرمانم که سلطان جهان است او
هوش مصنوعی: من همیشه با عشق و ارادت از او تعریف و تمجید میکنم، زیرا او کسی است که من به فرمانش تسلیم هستم و او سلطان عالم است.
الا ای سرو نسرینبر، سمنبوی پریپیکر!
بترس از نالهٔ حیدر که با آه و فغان است او
هوش مصنوعی: ای سرو نازنین و خوشبو، که شبیه پریها هستی! از نالههای حیدر بترس که در آن غم و اندوه نهفته است.